به نام خدا

هدف ،عناصر و موانع ارتباطی


 هدف از برقراری ارتباط


هدف از برقراری ارتباط تأثیر گذاشتن بر دیگران است و عامل مهم در تعیین

روش برقراری ارتباط نیز هدفی است که بوسیله فرستنده پیام دنبال می شود.

چنانچه ارسطو، ارتباط را عبارت از: جستجوی یک راه و روش با استفاده از

امکانات موجود برای ترغیب و اقناع افکار و عقاید می داند. پیام به خودی خود

دارای هیچگونه هدفی نیست. هدف پیام بستگی مستقیمی به شرایط فرستنده

و گیرنده پیام دارد.

 در واقع، هدف اساسی افراد یا هر فرستنده پیام، این است که خود را به صورت عامل مؤثری درآورد تا بتواند بر دیگران، بر محیط و حتی بر سرنوشت خویش تأثیر بگذارد و ازهمه مهمتر به تمایلات و خواسته های خود جامه عمل بپوشاند. بنابراین فرستنده و گیرنده پیام هستند که در شرایطی خاص هدف ویژه ای را در یک فرایند ارتباطی در نظر می گیرند.

 لذا چنانچه پیام مورد نظر فرستنده به گیرنده منتقل شود و عکس العملهای گیرنده به فرستنده منعکس نگردد، اصولاً ارتباطی برقرار نشده است. بدین لحاظ است که بهترین ملم را بهترین برقرارکننده ارتباط می نامند.

لازم است ذکر شود که مطالعه امر ارتباط در آموزش و تدریس دو جنبه اساسی را شامل می شود، یکی شناخت و درک وسیع و همه جانبه ای از وسایل پیچیده ارتباطی و دیگری درک کامل چگونگی استفاده از این وسایل در برقراری ارتباط.

 

                                به نام خدا 

                                                                                   ص1

   عناصر و اجزای ارتباط

در تمام الگوهای ارتباطی سه عنصر عمده وجود دارد: فرستنده پیام، پیام و گیرنده پیام. با این حال در جریان تدریس مطالب، همیشه نمی توان انتظار داشت که محتوای پیام به راحتی و به طور کامل از فرستنده به گیرنده منتقل شود. پیام باید در شرایطی خاص و با استفاده از وسیله و کانالی در اختیار گیرنده یا گیرندگان پیام قرار داده شود. فرستنده برای ایجاد ارتباط باید حامل کانالهایی متناسب با پیام و ویژگیهای گیرندگان انتخاب کند. بنابراین عنصر چهارمی نیز به نام کانال یا وسیله ارتباطی لازم است.
از عناصر دیگر قابل توجه در تحلیل فرایند ارتباط عنصر تأثیر است. تأثیر، نتیجه ای است که از برقراری ارتباط حاصل می شود و هدفی است که فرستنده از ابتدای ایجاد ارتباط باید به آن توجه داشته باشد و مهمترین ملاک تشخیص تأثیر یک جریان ارتباطی بازخورد است که به واکنش یا عکس العمل گیرنده پیام مربوط می شود.
اما پاره ای از متخصصان، گنجاندن عنصر دیگر را در میان اجزاء فرایند ارتباط تحت عنوان موانع ارتباطی (پارازیت) پیشنهاد می کنند.
نظر به اینکه پیام به صورتی که در ذهن فرستنده پیام مطرح است. بدون آنکه به صورت

                                                                                                                                                 ص2            رمز درآید، قابل انتقال نیست، بنابراین لازم است که منبع فرستنده پیام ابتدا محتوای پیام

خویش را به صورت رمز درآورد که همان کلمات، سمبل‌ها، علامات و نظایر اینها هستند. سپس آن را به سوی گیرنده پیام ارسال کند. از طرف دیگر، منبع گیرنده نیز بایستی رمز دریافت شده را از طریق حواس و سلسله اعصاب به مغز برده و اصطلاحاً آن را از رمز خارج نموده سپس به درک مفهوم مورد نظر بپردازد یا به عبارت دیگر رمزخوانی نماید.
رمز گذاری، فعالیت ذهنی خاصی است که هر منبع یا فرستنده از طریق آن مفاهیم درونی (مقاصد، افکار و ادراکات) خود را به محرکهای قابل انتقال (پیام) تبدیل می کند. علائم یا نمادها ممکن است به صورت شفاهی، نوشته، تصاویر یا علامتهای دیگر باشند.
رمزخوانی، فعالیت ذهنی خاصی است که گیرنده پیام از طریق آنها می تواند محرکهای قابل انتقال را به مفاهیم و پاسخهای درونی تبدیل کند در غیر این صورت اصولاً ارتباط صورت نخواهد گرفت یا اگر صورت بگیرد بسیار ضعیف خواهد بود.
با توجه به موارد مطرح شده مهمترین مسأْله در یک نظام ارتباطی این است که فرستنده و گیرنده پیام از نظر اطلاعات و عواطف و سایر ارزشهای اجتماعی و فرهنگی وجه مشترکی داشته باشند یعنی دریافت کننده پیام باید قادر باشد مفاهیم فرستنده پیام را درک کند. بنابراین کاملترین طرح فرایند ارتباط به شکل زیر خواهد بود.

 

 

 

                                                     به نام خدا
                                                                                                                     
موانع ارتباط یا پارازیت های ارتباطی
پارازیت به هر عامل اخلال کننده ای که مانع برقراری ارتباط می شود، گفته می شود. مهمترین این عوامل در فعالیتهای آموزشی و کلاس درس عبارتند از:
1. بحث شفاهی؛ استفاده مداوم از این روش موجب کاهش کارآیی تدریس و یادگیری می گردد.
2. جالب نبودن پیام.
3. انتقال منفی (یعنی تجارب گذشته ما را در حل مشکل جدید به اشتباه بیندازد).
4. رویایی شدن یا در خود فرو رفتن.
5. عدم درک از طرف دانش آموز به لحاظ مطابق نبودن مطالب معلم با فهم و درک او.
6. عوامل فیزیکی نامناسب ( وضعیت فیزیکی کلاس).

از یک دیدگاه دیگر عوامل مخل را به دو نوع تقسیم می کنند:
1. پارازیت‌های فیزیکی
2. پارازیت های استباطی
پارازیتهای فیزیکی، موانعی هستند که از انتقال فیزیکی پیام جلوگیری می کنند. نظیر سر و صدا، گرما و سرمای بیش از حد، نور کم یا زیاد. برای کاهش تأثیرات این نوع پارازیتها، متخصصان استفاده از وسایل جلب توجه و تکرار مجدد مطالب و کاربرد مجدد آنها را توصیه می کنند.
پارازیتهای استنباطی زمانی رخ می دهند که سوء تعبیر در مورد پیام پیش بیاید ولو اینکه پیام همانگونه که فرستاده شده دریافت شده باشد. نظیر زمانی که فرستنده پیام از کلماتی که درک آنها برای گیرنده پیام مشکل است برای انتقال پیام استفاده کرده باشد و یا کلمات برای فرستنده و گیرنده پیام معانی متفاوتی داشته باشند. برای کاهش این نوع پارازیت ها نیز می توان با تعریف لغاعت و اصطلاحات نا آشنا و کاربرد لغات و اصطلاحا آشنا و مطابق با علایق و توانایی های گیرندگان پیام آنها را از بین برد. مشکل یا پیچیده بودن محتوای پیام یکی دیگر از عوامل ایجاد این نوع موانع است.                                                                                                                                   

 ادوین امری (1367) در کتاب « مقدمه ای بر ارتباطات جمعی» برای ارتباط این تعریف را ارائه می دهد:

 « ارتباط، عبارت است از: فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر.»

به طور کلی هر فرد برای ایجاد ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خود به ایشان از وسایل مختلف استفاده می کند. برای مثال وقتی انسان می خندد با نگاه و لبخند، نشاط خود را به دیگری نشان می دهد. همچنین هنگامی که شخصی به شخص دیگر صبح به خیر می گوید با بیان شفاهی، دوستی و صمیمیت خویش را به او می فهماند.
کلود شانون و وارن ویور در تعریف ارتباط می گویند:
کلمه ارتباط معرف تمام جریانهایی است که بوسیله آن یک اندیشه می تواند اندیشه دیگری را تحت تأثیر قرار دهد به عبارت دیگر ارتباط سبب می شود که وجدان انسان در وجدان تصاویر، مفاهیم، تمایلات و رفتارها و آثار روانی گوناگونی پدید آورد.
انجمن بین المللی تحقیقات ارتباط جمعی درباطه ارتباط تعریف زیر را ارائه نموده است؛

« وقتی بحث ارتبط می شود منظور روزنامه ها، نشریه ها، مجله ها، رادیوها و تلویزیون ها، ارتباطات دور (تلفن، تلگراف و...) پست است.»

همچنین ارتباط، چگونگی تولید و توزیع کالا و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیتهای فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیام ها و نتایج و آثار آنها را در بر می گیرد.

ریموند ویلیمامز انگلیسی در کتاب ارتباطات خود درباره تعریف ارتباط چنین می نویسد:
«کلمه ارتباط در زبان انگلیسی از قدیم به معنای انتقال افکار، اطلاعات و رفتارها از شخصی به شخص دیگر به کار رفته است                                                                                                        

 اما اکنون این کلمه به معنای راه و وسیله حمل و نقل از مکانی به مکان دیگر نیز استعمال می شود. البته بهتر است وسایلی را که جهت انتقال افکار و اخبار و رفتارهای انسانی از شخصی به شخص دیگر استفاده می شود، ارتباطات نامید. از جمله دستگاههای چاپ، تلفن، رادیو و تلویزیون.»

 در تعریفی بسیار موجز لاندبرگ، شراگ و لارسن، ارتباط را عبارت از:

 انتقال معانی یا پیام از طریق چندین نماد می دانند. به نظر این سه دانشمند زمانی که انسانها از طریق نمادهایی چند به تأثیر بر یکدیگر می پردازند در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند(ساروخانی،1371)


یکی از بهترین تعریفهایی که تاکنون درباره ارتباط بیان شده است، متعلق به چارلزکولی جامعه شناس آمریکایی به شرح ذیل است:
«ارتباط، مکانیسمی است که روابط انسانی بر اساس و بوسیله آن بوجود می آید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط حالات چهره، رفتارها، حرکات، طنین صدا – کلمات، نوشته ها، تلگراف، تلفن و تمام وسایلی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده اند همه را در بر می گیرند.»(معتمدنژاد،1375)
در تعریف کولی در مورد ارتباط که جامعترین تعریف محسوب می شد، چند عنصر وجود دارد که با تجزیه و تحلیل آنها اهمیت پدیده ارتباط و نقش وسایل ارتباطی در جوامع معاصر به خوبی آشکار می گردند. این عناصر عبارتند از:
1. نخستین اندیشه مهم موجود در این تعریف، آن است که ارتباط را مبنای روابط انسانی تلقی می کند.
2. اندیشه مهم دیگر آن معرفی ارتباط به عنوان جریان خاصی است که روابط انسانی به استفاده از آن عملاً برقرار می گردند.
3. در این تعریف به عنصر دیگری که می توان آن را نمادگذاری و مظهر سازی (کلمات، علامات، تصویر و ماند آن) نامید و لازمه برقراری ارتباط بین انسانها نیز اشاره کرد.

 

                                                                                                       ص4
4. آخرین عنصر، به وسیله انتقال است که موضوع و محتوای روابط انسانی (اطلاعات، افکار، تمایلات، تجربه ها و نظایر آن) را از شخصی به شخص دیگر یا از گروهی به گروه دیگر منتقل می کند.


از تعریف فوق، استنباط می شود که ارتباط رابطه انسانی را از حالت جوهر به مرحله وجود می رساند و از حالت بالقوه به حالت بالفعل در می آورد و به آن واقعیت تاریخی می دهد. به عبارت دیگر باید گفت رابطه انسانی بدون ارتباط مانند عکس یا تصویری است که هنوز ظاهر نشده یا مشخصات و حدود آن آشکار نگردیده است. یک موضوع دیگر در این تعریف، مکانیسم ارتباط است. کولی ارتباط را یک مکانیسم یا ترکیب و جریان خاصی می داند که معمولاً ضمن آن پیام های شخصی اشخاص یا گروهها که منشأ و منبع ارتباط نامیده می شود. اغلب با نشانه ها و علامات مخصوص (رقم، کلمه، صدا و ...) از طرف فرد یا مرکز فرستنده ارتباط گر یا تهیه کننده پیام ها رمزگذاری می گردند و با استفاده از یک وسیله مجزا یا شبکه ارتباطی منتقل یا پخش می شوند و پس از دریافت از طرف فرد یا مرکز گیرنده و تبدیل نشانه و رمز به زبان عادی به مخاطب یا مخاطبان ارائه می گردد.
پس ارتباط، انتقال پیام به دیگری و اساس شکل گیری جامعه است.
در فرایند آموزش، ارتباط عبارتست از: برقراری رابطه بین دو فرد، دو موضوع، دو اندیشه یا بیشتر و به عبارت بهتر، تفاهم و اشتراک فکر و اندیشه بین معلم و فراگیر یا فراگیران (شعبانی،13820)


به بیان دیگر ارتباط، عبارتست از: انتقال پیام از فرستنده (معلم) به گیرنده (فراگیر) مشروط بر آنکه محتوای پیام مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام منتقل شود و بالعکس (احدیان،1368)
بر اساس مفاهیم و تعاریف ارائه شده اینگونه استنباط می شود که فقط انتقال یک پیام نمی تواند به مفهوم ارتباط باشد. در جریان انتقال باید نوعی اشتراک دانسته ها بین فرستنده و گیرنده پیام وجود داشته باشد تا این دو بتوانند یکدیگر را تحت تأثیر قرار دهند و تغییرات لازم را به وجود آورند.