خاطرات جبهه

چند شب پیش در خواب یکی از مناطقی که در زمان جنگ حضور داشتم رادیدم.احساس دلتنگی چشمانم را پر از اشک نمود.خیلی دلم هوای آ ن روزها را کرده بود.روزهای که دیگر برنخواهد گشت.نه اینکه دلتنگ جنگ و کشتار بلکه آن صفا و صمیمیت و فضای سرشار از فضائل اخلاقی و معنوی و اخلاص و از خود گذشتگی ها در کنار انسان های خدایی .خوب منطقه در شمال غربی کشور سمت بانه ارتفاعات قمیش و بردهوش و دره شیلربود.چه سرمای سخت و ارتفاعات صعب العبوری که ماندن در آنجا بدون ایمان قوی قابل درک نبود. بچه های بودند که در سرمای طاقت فرسا شهید میشدند و در امواج رودهای خورشان غرق میشدن.در میان عبور از دره شیلر در زمان عملیات هنگامیکه دشمن از عملیات ما باخبر شد و بنا شد از منطقه عملیات به عقب برگردندند در میان سرما و جو نامساعد در زمان عبور از آب خورشان دره شیلر ناگهان بچه های از فرط خستگی دستشان از طنابی که بچه های اطلاعات عملیات وصل کرده بودند رها میشد همراه آب خورشان میرفتند و میرفتند و رفتند و هیچ نامی و نشانی از آنها تاکنون واصل و حاصل نشده است.  یاد شهداء و دوستانی که ما توفیق داشتیم در خدمتشان باشیم دلتنگی ما را دوچندان و یا بهتر بگم چند صد هزار چندان کرده است.وقتی یاد علی آقا چیت سازان می افتیم انگار دل ما را کنده و با خود برده .آن صفای درونی اش و لبخند زیبایش و آن صافی دلش را دیگر در کجای این روزگار میتوان یافت.دشمنان که مثل ....ازش میترسیدندو دوستان که عاشقش بودند . او همیشه میگفت بچه ها اگر با خدا بودید و اگر برای خدا کار کردید و اگر برای رضای او حرف زدید نزد خدا و بندگان مخلصش عزیز میشوید و به عرش سفر خواهید کرد.گریه های نیمه شب که ناله های جانسوزش همه را از خواب بیدار میکرد دیگر به گوش نمیرسد و آن خنده های سر شار از معنویت دیگر نخواهیم دید.نامشان و یادشان همیشه زنده و جاوید باد.

کـاخ کرملیـن روسیـه در یـک نگـاه

 

 


هسته مرکزی شهر مسکو ارگ یا کرملین آن است که در قرن پانزدهم در کرانه شمالی رود مسکو ساخته شد و شامل تعدادی کاخ و کلیسا است. کاخ کرملین که می توان آنرا مروارید معماری و یادبود تاریخی روسیه معاصر نامید، از چهار قصر، چهار کلیسا و دیوار کرملین به همراه برج‌های کرملین تشکیل یافته ‌است. از این کاخ به منظور اسکان رئیس جمهور روسیه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

دیوارهای کرملین و برج‌ها در طی سال‌های ۱۴۸۵ تا ۱۴۹۵ توسط استادان ایتالیائی ساخته شدند. زوایای ناهماهنگ مثلثی شکل دیوار کرملین محوطه‌ای به مساحت ۲۷۵۰۰۰ متر مربع (۶۸ جریب) را در بر می‌گیرد. طول کلی این دیوار ۲۲۳۵ متر (۲۴۴۴ یارد) است ولی ارتفاع آن در جاهای مختلف و بسته به نوع زمین آن، از ۵ تا ۱۹ متر در نوسان است. ضخامت دیوار نیز بین ۵/۳ تا ۵/۶ متر است. كف پوش برخی تالارهای کاخ از پاركت است كه از بیست نوع چوب های گوناگون درست شده است. چنین پاركتی یادآور نقش ونگار حك شده بر فرش است. شبها لوسترهای طلایی رنگ نقش دار كه هر یك از آنها یکهزار و سیصد كیلوگرام وزن دارد، نور تالارها را تأمین می کنند.

طی یکصد و شصت سال موجودیت كاخ كرملین این كاخ تغییرات زیادی را از سر گذرانده است. این کاخ دارای 800 اتاق جداگانه از جمله تالارها، سالن‎ها، رخت‎کن، راهرو و اتاق‎های اختصاصی برای اعضای شخص اول مملکت، اتاق مطبوعات و اتاق‎هایی برای خدمه فنی است. کرملین جایی است که تمام راه‎های روسیه به آنجا ختم می‎شود. در اینجا ایوان مخوف و استالین حکومت کردند، ناپلئون از کرملین آتش‎گرفتن مسکو را تماشا کرد، لنین دیکتاتوری پرولتاریا را شکل داد، گورباچف مبتکر پروسترویکا (دگرگون‎سازی) بود، یلتسین سعی کرد اصلاحات را به انجام برساند و ولادیمیر پوتین در راه به انجام رساندن اصلاحات و قراردادن روسیه در ردیف 10 کشور پیشرفته جهان تلاش کرد.




 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتیکه عکسها قابل نمایش نیست، در بالای ایمیل بر روی گزینه Show Images یا Display images below کلیک کنید



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

977042 بنر


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org


977042 بنر



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

انقلاب

ما برای دنیاو بدست آوردن چیزهای مادی انقلاب نکرده ایم که برای آن از انقلاب دست برداریم.ما برای احیای ارزش های اسلامی انقلاب کرده ایم. درود خدا بر امام خمینی(ره)و شهدا و ایثارگران فدایی در این راه

هولوکاست ۹ میلیون ایرانی به دست بریتانیای کبیر+ تصاویر

هولوکاست ۹ میلیون ایرانی به دست بریتانیای کبیر+ تصاویر

 

آیا می دانید هولوکاست واقعی در ایران رخ داده است؟ از قحطی بزرگ در ایران چه می دانید؟ آیا می دانید مابین سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ بیش از ۴۰ درصد جمعیت ایران جان خود را از دست دادند؟ برای آشنایی با چگونگی هولوکاست ۹ میلیون ایرانی با طراحی بریتانیا، با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.

به گزارش جهان به نقل از مشرق؛ طی سال های ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ ایران با وجود اعلام بی طرفی در جنگ جهانی اول، بیشترین آسیب را از این جنگ ویرانگر دید و در حدود نیمی از جمعیت کشور قربانی مطامع کشورهای بزرگ و استعمارگر آن دوران شدند. اسناد این قتل عام قریب به ۱۰ میلیون نفری همچنان در ردیف اسناد طبقه بندی شده و سری انگلستان قرار دارد و این کشور هنوز هم از انتشار آن ها ممانعت می کند. گزارش زیر با توجه به کتاب "قحطی بزرگ" نوشته دکتر محمد علی مجد نوشته شده است که یکی از منابع انگشت شمار موجود درباره هولوکاست ۹ میلیون نفری ایرانیان بوده و با استناد به اظهارات شاهدان و برخی اسناد تاریخی در دسترس نوشته شده است. عکس های مربوط به تلفات قحطی برگرفته از کتاب دکتر مجد و دیگر منابع تاریخی است.

با کشته شدن ولیعهد اتریش در سال ۱۹۱۴ جرقه جنگ جهانی اول زده شد. کشورهای روسیه، فرانسه و بریتانیا تحت عنوان "دول متفق" و کشورهای اتریش و آلمان به عنوان "دول محور" آغاز شد و سپس عثمانی، ایتالیا و ژاپن نیز با پیوستن به این گروه، میدان جنگ را به آسیا و خاورمیانه نیز گسترش دادند.

در زمان آغاز جنگ جهانی اول، وضعیت داخلی ایران بسیار متزلزل بود. اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و سیاسی و مداخله بدون حد و مرز قدرتهای خارجی، ایران را تا آستانه یک دولت ورشکسته پیش برد. هشت روز پس از تاجگذاری احمدشاه قاجار، جنگ جهانی اول آغاز شد و مستوفی الممالک نخست وزیر ایران رسما موضع بی طرفانه ایران را به دول متخاصم اعلام نمود.

احمدشاه، شاه بی کفایت ایران در ۱۸ سالگی تاجگذاری کرد


با وجود اعلام بی طرفی ایران، نیروهای متخاصم انگلیس و روس از نقاط مختلف وارد کشور شدند. جدا از دلایل ژئوپلتیک و منابع حیاتی ایران که برای ادامه جنگ ضروری بود، یکی از دلایل این تعرض به ایران، شکل گیری احساسات همسو با آلمان از طریق یکی از مقامات دربار بود و بریتانیا از بیم وقوع کودتای آلمانی در ایران، نیروهای خود را تا پشت دروازه های پایتخت پیش آورد.

ورود نیروهای متفقین - روس و انگلیس - به ایران


دولت عثمانی نیز با بهانه تراشی در مورد حضور نیروهای روس در آذربایجان، از مرزهای شمال غرب نیروهای خود را وارد کشور کرده و توقف نقض بی طرفی را به خروج روسیه از آذربایجان موکول کرد. قواي روس در شهرهاي آذربايجان، اردبيل، قزوين و انزلي، حضور داشتند و بخشهايي از جنوب كشور از جمله بوشهر و بندر لنگه نيز در اشغال نيروي انگليس بود.

همچنین واحدهايي از سربازان انگليسي به همراه نیروهای هندي تحت امر خود از بحرين وارد آبادان شدند و اين شهر را اشغال كردند. عمده ‏ترين توجيه ورود اين نيروي نظامي، ضرورت محافظت از تأسيسات استخراج نفت در منطقه خوزستان بود.

با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، نیروهای روس از ایران خارج شدند و انگلیس برنامه ریزی خود برای پر کردن جای این نیروها را با بزرگ نمایی خطر آلمان ها و عثمانی آغاز کرد و بدین ترتیب انگلیسی ها از سال ۱۹۱۷ ایران را تحت اشغال خود درآوردند.

به گزارش مشرق، حكومت مركزي صرف نظر از معضلات سياسي، با بحرانهاي متعددی در ابعاد اقتصادي نیز مواجه بود و به دلايل گوناگون از جمله: دخالت بيگانگان، درگيريهاي سياسي جناحهاي حاكم، بي لياقتي و فساد جمعي از دولتمردان، فقر و محروميت توده ‏هاي مردم که به طرز اعجاب‏ انگيري رو به گسترش بود، اوضاع نابسامان موجود را پيچيده تر كرده بود.

اجساد گرسنگان در گوشه و کنار کوچه و بازار هیزم وار بر روی هم انباشته شده بود


در همین زمان قحطی در ایران بیداد می کرد و همه روزه کودکان، زنان و سالمندان بسیاری را به کام مرگ می کشاند. نیروهای اشغالگر انگلیس تمامی منابع و تولیدات کشاورزی را برای گذران نیاز نظامیان در جنگ خود، خریداری کرده و احتکار می کردند. عجیب تر اینکه ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بین النهرین و هند و حتی از آمریکا به ایران شد.

سربازان انگلیسی علاوه بر این بدلیل عدم رعایت بهداشت موجب شیوع بیماری هایی نظیر آنفولانزا و وبا در ایران شدند که بدلیل قحطی و عدم توانایی مردم برای مقاومت در برابر بیماری ها، مبتلایان جان خود را از دست می دادند.

جعفر شهری نویسنده و شاهد این قحطی بزرگ می نویسد: "در همين قحطي نيز بود كه نيمي از جمعيت پايتخت از گرسنگي تلف شده، اجساد گرسنگان در گوشه و كنار كوچه و بازار هيزم‏ وار بر روي هم انباشته شده، كفن و دفن آنها ميسر نمي‏گرديد و قيمت گندم از خرواري ۴ تومان به ۴۰۰ تومان و جو از من ۲ تومان به ۲۰۰ تومان رسيده، هنوز دارندگان و محتكران آنها حاضر به فروش نمي‏شدند."

میرزا خلیل خان ثقفی - پزشک دربار - در خاطرات خود از اوضاع حاکم بر تهران می گوید که نشان دهنده عمق فاجعه در پایتخت است:

"از يكي از گذرگاه هاي تهران عبور مي‏كردم. به بازارچه‏ اي رسيدم كه در آنجا دكان دمپخت‌پزي بود. رو به روي آن دكان، دو نفر زن پشت به ديوار ايستاده بودند. يكي از آنها پيرزني بود صغيرالجثه و ديگري زني جوان و بلندقامت. پيرزن كه صورتش باز بود و كاسه گليني در دست داشت، گريه‏ كنان گفت : اي آقا، به من و اين دختر بدبختم رحم كنيد؛ يك چارك از اين دمپخت خريده و به ما بدهيد، مدتي است كه هيچ كدام غذا نخورده‏ ايم و نزديك است از گرسنگي هلاك شويم.

گفتم : قيمت يك چارك دمپخت چقدر است تا هر قدر پولش شد، بدهم خودتان بخريد. گفتند: نه آقا، شما بخريد و به ما بدهيد چون ما زن هستيم، فروشنده ممكن است دمپخت را كم كشيده و ما متضرر شویم. يك چارك دمپخت خريده و در كاسه آنها ريختم. همان جا مشغول خوردن شدند و به طوري سريع اين كار را انجام دادند كه من هنوز فكر خود را درباره وضع آنها تمام نكرده بودم، ديدم كه دمپخت را تمام كردند. گفتم: اگر سير نشده‏ ايد يك چارك ديگر برايتان بخرم، گفتند : آري بخريد و مرحمت كنيد، خداوند به شما اجر خير بدهد و سايه‏ تان را از سر اهل و عيالتان كم نكند.

قحطی بزرگ در ایران مردم را به مردار خواری وا داشته بود


از آنجا گذشتم و رسيدم به گذرِ تقي خان. در گذر تقي خان يك دكان شيربرنج فروشي بود. در روي بساط يك مجموعه بزرگ شيربرنج بود كه تقريباَ ثلثي از آن فروخته شد و يك كاسه شيره با بشقابهاي خالي و چند عدد قاشق نيز در روي بساط گذاشته بودند. من از وسط كوچه رو به بالا حركت مي‏كردم و نزديك بود به دكان برسم كه ناگهان در طرف مقابلم چشمم به دختري افتاد كه در كنار ديواري ايستاده و چشم به من دوخته بود.

دفعتاَ نگاهش از سوي من برگشت و به بساط شيربرنج فروشي افتاد. آن دختر، شش، هفت سال بيشتر نداشت. لباسها و چادرش پاره پاره بود و چشمان و ابروانش سياه و با وصف آن اندام لاغر و چهره زرد كه تقريباَ به رنگ كاه درآمده بود بسيار خوشگل و زيبا بود. همين كه نگاهش به شيربرنج افتاد لرزشي بسيار شديد در تمام اندامش پديدار گشت و دستهاي خود را به حال التماس به جانب من و دكان شيربرنج فروشي كه هر دو در يك امتداد قرار گرفته بوديم دراز كرد و خواست اشاره ‏كنان چيزي بگويد اما قوت و طاقتش تمام شد و در حالي كه صداي نامفهومي شبيه به ناله از سينه ‏اش بيرون آمده، به روي زمين افتاد و ضعف كرد.

من فوراَ به صاحب دكان دستور دادم كه يك بشقاب شيربرنج كه رويش شيره هم ريخته بود آورده و چند قاشقي به آن دختر خورانديم. پس از اينكه اندكي حالش به جا آمد و توانست حرف بزند. گفت : ديگر نمي‏خورم، باقي اين شيربرنج را بدهيد ببرم براي مادرم تا او بخورد و مثل پدرم از گرسنگي نميرد.»

نیروهای انگلیس تمام محصولات کشاورزی را با قیمت بالا از کشاورزان می خریدند
و برای سربازان خود احتکار می کردند


محمد قلی مجد در کتاب "قحطی بزرگ" خود می نویسد: بر اثر چنین فاجعه عظیمی بود که جامعه ایرانی به شدت فروپاشید و استعمار بریتانیا توانست به سادگی حکومت دست نشانده خود را در قالب کودتای ۱۲۹۹ بر ایران تحمیل کند. مجد چنین نتیجه میگیرد: «هیچ تردیدی نیست که انگلیسیها از قحطی و نسل کشی به عنوان وسیله ای برای سلطه بر ایران استفاده میکردند.

احمدشاه بزرگترین محتکر غلات در زمان قحطی بود

بدتر از هر مصیبت دیگر، مشاركت شاه و جمعي از حواريون او در احتكار مايحتاج عمومي است كه نشان از بي مايگي و بي اعتنايي به تنگدستي مردم به روزگار اشغال كشورش از سوي اجانب دارد. در اين برهه ميرزا حسن خان مستوفي‏ الممالك با جديت و تلاش فراوان، به رغم درگير شدن با عوامل آشكار و نهان انگليس و روس، با وضع برنامیه اي درصدد نجات هموطنان خود از اين وضع آشفته، مقابله با محتكران و اتخاذ تدابيري براي خريد عادلانه ارزاق عمومي به ويژه گندم، برنج، جو و توزيع آن ميان هموطنان بود.

احمدشاه با وجود قحطی فراگیر حاضر به توزیع گندم های انبار شده در میان مردم نبود


يكي از محتكران عمده غلات، احمدشاه جوان بود كه تن به پيشنهاد خريد منصفانه رئيس‏ الوزراي خود نيز نمي‏داد و مقادير زیادی گندم و جو در انبارها ذخيره كرده بود. شاه قاجار در برابر پيشنهادهاي خريد صدراعظم خود اظهار مي‏داشت « جز به قيمت روز به صورت ديگر حاضر براي فروش نيستم».

در زمان قحطی نانوایان و خانه داران از جو و سایر غلات به جای گندم استفاده می کردند

شاه قاجار گندم مورد نیاز مردم برای پخت نان را جز به قیمت روز نمی فروخت

در زمان قحطی، شکل همه عوض شده و مردم دیگر به انسان شباهتی نداشتند. همه با چشمانی گود افتاده چهار دست و پا می خزیدند و علف و ریشه درختان را می خوردند. هر چه از جاندار و بی جان در دسترس بود به غذای مردم تبدیل شده بود. سگ، گربه، کلاغ، موش، خر و ...


داناهو افسر شناخته شده اطلاعات نظامی انگلستان و نماینده سیاسی آن دولت در غرب ایران در سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ درباره قحطی درغرب ایران اینگونه می نویسد:

"اجساد چروکیده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومی افتاده اند. در میان انگشتان چروکیده آنان همچنان مشتی علف که از کنار جاده کنده اند و یا ریشه هایی که از مزارع در آورده اند به چشم می خورد؛ با این علفها می خواستند رنج ناشی از قحطی و مرگ را تاب بیاورند. در جایی دیگر، پابرهنه ای با چشمان گود افتاده که دیگر شباهت چندانی به انسان نداشت، چهار دست و پا روی جاده جلوی خودرویی که نزدیک می شد می خزید و در حالی که نای حرف زدن نداشت با اشاراتی برای لقمه نانی التماس می کرد."

قحطی ۱۹۱۷؛ بزرگترین فاجعه تاریخ ایران

قحطی بزرگ ایران در سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ از حمله مغول در قرن سیزدهم میلادی نیز بسیار عظیم تر بوده است.

از گزارش‌های مطبوعات آن زمان کاملا روشن است که در تابستان ۱۹۱۷ ایران در آستانه قحطی قرار داشت و برداشت محصولات تنها وقفه‌ای کوتاه در آن ایجاد کرده بود. روزنامه ایران در ۱۸ اوت ۱۹۱۷ چنین گزارش می‌دهد: «بر اثر تلاش‌های دولت، هم‌اکنون مقدار قابل توجهی غله در حال ورود به شهر است و دیروز قیمت جو در هر خروار از ۳۵ تومان به ۳۰ تومان کاهش یافت». اما این تسکینی گذرا بود. ایران در ۲۱ سپتامبر ۱۹۱۷ می‌نویسد: «نبود غله دارد در سراسر ایران قحطی به وجود می‌آورد. تاثیر کمبود غله بویژه در کاشان مشهود است و هیچ ترفندی نمی‌تواند اوضاع را بهتر کند، زیرا حمل غله از قم یا سلطان‌آباد به کاشان ممنوع است و مازاد غله این مناطق به شهرهای شمالی ارسال می‌شود».

بدلیل ممنوعیت ورود غله از قم و سلطان آباد به کاشان
بسیاری از مردم این شهر گرسنگی کشته شدند


«جان لارنس کالدول» در گزارشی با عنوان «فقر و رنج در ایران» به تاریخ ۴ اکتبر ۱۹۱۷ به تشریح قحطی فزاینده پرداخته و می‌نویسد: «کمبود مواد غذایی، بویژه گندم و انواع نان، سراسر ایران بویژه مناطق شمالی و حاشیه‌ای و نیز تهران را چنان در برگرفته که پیش‌ از آغاز زمستان، فقر و رنج وسیعی پدید آمده است. تردیدی نیست که زمستان امسال مرگ و گرسنگی چند برابر خواهد شد ... حتی در این موقع از سال، قیمت ارزاق به بالاترین حد خود طی چندین سال گذشته رسیده و کمبود غله و میوه‌جات حقیقتا هشداردهنده است».

گرسنگی فراگیر در تمام نقاط ایران

مجد در کتاب خود با اشاره به تلگراف ها و مکتابات موجود و همچنین روزنامه های آن روز از فراگیر شدن قحطی در تمام نقاط کشور اینگونه می نویسد:

از ژانویه ۱۹۱۸، کارد به استخوان رسید. در گزارش روزنامه رعد در یازدهم ژانویه ۱۹۱۸ چنین آمده است: «به گزارش نظمیه، هفته گذشته ۵۱ نفر بر اثر گرسنگی و سرما در خیابان‌های تهران جان باخته‌اند». در همین مقاله به اقدامات امدادی انجام گرفته برای مقابله با قحطی در تهران اشاره شده است: «تا پایان دسامبر، کمیته مرکزی صدقات اقدامات زیر را برای فقرای شهر به انجام رسانده است: اختصاص باغ اعتماد حضور با اتاق‌های زیاد و با اسباب و اثاثیه مورد نیاز و گرمایش برای اقامت مستمندان، اختصاص باغ مجزایی برای زنان مستمند و کودکان، پناه دادن به یک‌هزار نفر ایجاد یک حمام برای آنها، تأمین البسه مورد نیاز، تأمین جیره روزانه برای چای، آش و برنج، معالجه بیماران، نگهداری از زنان باردار و تأمین شیر نوزادان یتیم، تأسیس یک مریضخانه ۳۰ تختخوابی، ایجاد کارخانه‌ای برای قالیبافی زنان و کودکان که تاکنون ۸ دستگاه دار قالیبافی در حال کار در آن مستقر شده است و تعیین معلمی برای تعلیم علوم دینی به کودکان».

رعد در بیستم ژانویه درباره بیماری و گرسنگی می‌نویسد: «در چند روز گذشته تعدادی بر اثر وبا در بارفروش و دیگر نقاط نزدیک دریای خزر درگذشته‌اند».

اجساد قربانیان بیماری و گرسنگی در گوشه کنار
شهرها و جاده ها دیده می شد


رعد در ۲۸ ژانویه درباره اوضاع قم می‌نویسد: «اوضاع شهر قم از نظر مواد غذایی اسفبار است. طی هفته گذشته، بیش از ۵۰ نفر بر اثر گرسنگی و سرما جان باخته‌اند و تعدادی از آنها هنوز دفن نشده‌اند. برخی از مردم برای غذایشان تنها خون گوسفند در دسترس دارند».

این روزنامه در شماره ۲۹ ژانویه درباره پیشنهاد گشایش نانوایی‌های دولتی در تهران می‌نویسد: «دولت بنا دارد ۲۰ دکان نانوایی برای فروش نان ارزان به فقرا باز کند و نانوایان دیگر هم می‌توانند به هر قیمت که بخواهند نان بفروشند». رعد در ۵ فوریه ۱۹۱۸ درباره آمار مرگ و میر در خیابان‌های تهران می‌نویسد: «حاکم تهران به وزارت داخله گزارش داده است، طی ۲۰ روز گذشته تعداد مردگان بویژه به‌خاطر قحطی در تهران به ۵۲۰ نفر رسیده است، یعنی به‌طور متوسط در هر روز ۳۶ نفر».

کالدول در تلگرافی به تاریخ ۲۲ ژانویه ۱۹۱۸، چنین گزارش می‌کند: «در شهر‌های گوناگون به امداد فوری نیاز است. روزانه چندین مرگ گزارش می‌شود. در ولایاتی که دولت ایران قیمت‌های خاصی را تعیین کرده حجم محدودی از گندم، برنج و دیگر مواد غذایی را می‌توان خرید.

زنان روزها در صف نانوایی منتظر دریافت نان بودند 
و نهایتا بسیاری از آنها دست خالی و گرسنه باز میگشتند


سخت‌ترین مشکل، تأمین امکانات دارویی و پزشکی است. واردات مواد غذایی اگر غیرممکن نباشد بسیار سخت است. قیمت‌ها گزافند، گندم هر بوشل ۱۵ تا ۲۰ دلار... مردم و مقامات مسؤول با هم همکاری می‌کنند اما موضوع از توان آنها به تنهایی خارج است. سازمان‌های محلی ماهانه ۲۰ هزار دلار در تهران هزینه می‌کنند اما این مقدار تنها نیاز ۱۰ درصد نیازمندان شهر را پاسخ می‌دهد. در دیگر ولایات نیز شرایط به همین منوال است».

کالدول در اول فوریه ۱۹۱۸ اینگونه تلگراف می‌زند: «مشکل قحطی کاهش نیافته است». کالدول در گزارش مطبوعاتی دیگری برخی اخبار قحطی را در اختیار مطبوعات قرار می‌دهد. در ۱۴ فوریه ۱۹۱۸، دکتر ساموئل جردن، رئیس کالج آمریکا در تلگرافی چنین می‌نویسد: «تنها در تهران ۴۰‌هزار بینوا وجود دارد. مردم، مردار حیوانات را می‌خورند. زنان نوزادان خود را سر راه می‌گذارند».

گزاش های وایت و ساوترد

در ماه آوریل ۱۹۱۸، فرانسیس وایت دبیر سفارت آمریکا از بغداد به تهران سفر می کند. کالدول می نویسد: " مفتخرا به ضمیمه، یادداشت دبیر سفارت را که حاوی اطلاعاتی است که نامبرده طی سفر خود از بغداد به تهران گردآوری کرده و ممکن است مورد علاقه آن وزارتخانه قرار گیرد، ارسال می کنم." وایت وضع گرسنگی را چنین تشریح می کند:

در سرتاسر جاده ها کودکان لخت دیده می شوند که فقط پوست و استخوان اند. قطر ساقهایشان بیش از سه اینچ نیست و صورتشان مانند پیرمردان و پیرزنان هشتاد ساله تکیده و چروکیده است. همه جا کمبود دیده می شود و مردم ناگزیرند علف و یونجه بخورند و حتی دانه ها را از سرگین سطح جاده جمع می کنند تا نان درست کنند. در همدان چندین مورد دیده شد که گوشت انسان می خورند و دیدن صحنه درگیری کودکان و سگها بر سر جسد و یا بدست آوردن زباله هایی که به خیابان ها ریخته می شود عجیب نیست.

قحطی و وبا، بهار ۱۹۱۸

در بهار ۱۹۱۸، قحطی شدت گرفت. در اول مارس ۱۹۱۸، کالدول تلگراف زیر را مخابره کرد: "کابینه به علت اوضاع سیاسی و قحطی استعفا می دهد." در شانزدهم مارس ۱۹۱۸، شولر دبیر کمیته امداد آمریکا در ایران به چارلز ویکری در نیویورک چنین تلگراف می زند که: "وضع نگران کننده اضطراری ادامه دارد. صدها نفر مرده اند. غذای نزدیک به بیست هزار نفر در تهران تامین شده اما کارهای امدادی به مشهد، همدان، قزوین، کرمانشاه و سلطان آباد نیز تسری یافته است." در ۱۷ آوریل کالدول تلگراف می زند که: "گرسنگی شدت گرفته و ناآرامی در شمال غرب ایران افزایش یافته است."


این اوضاع اسفبار بهار ۱۹۱۸ در مروسله ای از سوی کالدول توصیف شده است. به رغم فعالیت های وسیع کمیته امداد نجات و تغذیه بیش از هزاران گرسنه، کالدول می گوید:

هزاران نفر که کمک به آن ها میسر نشد به علت گرسنگی و بیماری به ویژه در تهران، مشهد و همدان جان خود را از دست دادند. اطلاعات موثق حاکی از آن است که فلاکت و گرسنگی چنان مهیب است که صدها نفر از مردم از علف و حیوانات مرده تغذیه کرده اند و حتی گاه از گوشت انسان ها نیز خورده اند...فلاکت گسترده حتی بر شهرهای کوچک و هزاران روستای ایران حاکم بوده است.

اما دسترسی به این اماکن به سبب فقدان تسهیلات حمل مواد غذایی به این نواحی دور افتاده کوهستانی و متروک تقریبا غیرممکن است. به نظر می رسد ایرانیان اصیل به دیدن مرگ درفجیع ترین شکل آن، یعنی مرگ در اثر گرسنگی، عادت کرده اند. و حتی خارجیان اینجا تا حدودی به سبب مشاهده فلاکت فراگیر در مقابل آن مقاوم شده اند.

یک شاهد عینی ایرانی در خاطراتش شمار افرادی که در سال نخست قحطی در تهران به علت گرسنگی جان خود را از دست دادند دست کم سی هزار نفر می داند و می گوید اجساد در کوچه ها و خیابانهای پایتخت پراکنده بودند. به علاوه، در مرده شویخانه نیز اجساد روی هم انباشته شده و در گورهای دسته جمعی دفن می شدند. هر جا که قحطی از بین می رفت، وبا و تیفوئید شروع می شد.

چند تن از افسران بریتانیایی حاضر در ایران در زمان قحطی بزرگ


سرگرد داناهو در خاطرات خود می گوید:

بریتانیایی ها در تأمین آذوقه مردم همدان هم بسیار ضعیف عمل کردند. به گفته داناهو: در این زمان شمار مرگ و میر به علت گرسنگی افزایش یافته بود و نان که تنها غذای فقرا و وعده اصلی غذای آنان به شمار می آمد به شدت گران شده و به ۱۴ قران در هر من رسیده بود. همدان به شهر وحشت تبدیل شده بود.

نبود دولت مقتدر تشدید کننده احتکار و گرانی

طی تابستان و پاییز ۱۹۱۸، به رغم محصول خوب، قحطی با همان شدت ادامه یافت. کالدول در تاریخ ۲۲ ژوئن ۱۹۱۸، در مورد بهای اقلام ضروری در فصل برداشت محصول چنین گزارش می دهد: " گندم برای هر بوشل ۱۲ – ۱۵ دلار، جو هر بوشل ۷ -۹ دلار و برنج هر پوند ۵۵ سنت... بود. از دیدگاه کالدول این قیمتها حاکی از کمبود آذوقه و قحطی در فصل برداشت محصول ایران است.

کالدول سپس در صدد یافتن علل افزایش قیمت ها بر می آید:

شرح موقعیت دوگانه طبقه فقیر ایران که در میان انبوه محصول دچار گرسنگی بودند به این توضیح نیاز دارد. صرف نظر از ذخایری که قشون خارجی در ایران خریداری کردند، محصول ۱۹۱۷ احتمالا برای تامین آذوقه جمعیت کشور کافی بود، اما به علت نبود دولت مقتدر و در حقیقت به دلیل نبود هیچ دولتی، محصولات محدود گندم و جو را که اقلام اصلی غذای فقراست، انبار و احتکار کردند تا قیمت ها بشدت افزایش یافت.

بهبود اوضاع تهران در بهار ۱۹۱۹

رالف ایچ بادر کنسول آمریکا در گزارش هفتم اکتبر ۱۹۱۸ خود با اشاره به انتصاب لامبرت مولیتور بلژیکی به سمت ناظر مواد غذایی در تهران و حومه می گوید:

به وی اختیار تام داده اند تا به وضعیت غذایی رسیدگی کند. تلاش می شود انبارهای غله دولتی را پر کنند و همین منظور دستور داده اند نیمی از کل گندم وارد شده به تهران را به قیمت فعلی بازار به ناظر مواد غذایی تحویل دهند. تمام ولایات با سرعت تمام گندم خریداری می شود و کشاورزانی که محصول خود را به دولت نمیفروشند، هر ماه ۱۰ درصد گندم خود را غرامت می دهند.

کاهش جمعیت ایران ۱۹۱۴ – ۱۹۱۹

مقایسه جمعیت ایران بین سال های ۱۹۱۴ و ۱۹۱۹ حاکی از آن است که حدود ده میلیون نفر طی این سال ها به علت قحطی و بیماری جان خود را از دست دادند. بر خلاف ادعای برخی نویسندگان قبل از جنگ جهانی اول، که جمعیت ایران را فقط ده میلیون نفر اعلام کرده اند، ادعایی که برخی از نشریات انگلیسی در دهه های ۶۰ تا ۷۰ تکرار کرده اند، جمعیت واقعی ایران دست کم نزدیک به ۲۰ میلیون نفر بوده است. و در سال ۱۹۱۹ این رقم به ۱۱ میلیون رسید. چهارسال طول کشیده بود تا ایران به جمعیت سال ۱۹۱۴ رسید و تا پیش از سال ۱۹۵۶ جمعیت ایران به این رقم نرسید. قحطی سال های ۱۹۱۷ – ۱۹۱۹ به یقین بزرگترین فاجعه تاریخ ایران و شاید فجیع ترین نسل کشی قرن بیستم بوده است.

ایران با وجود اعلام بی طرفی،
نیمی از جمعیت خود را بر اثر جنگ جهانی اول از دست داد


جمعیت ایران در سال ۱۹۱۴

برای مقامات آمریکایی مقیم ایران در سال های پیش از جنگ جهانی اول، تلاش زیرکانه روس ها و انگلیس ها برای کم تخمین زدن و اندک جلوه دادن جمعیت ایران کاملا ملموس است. دبلیو مورگان شوستر مدیر کل آمریکایی مالیه ایران در خصوص جمعیت ایران در اوایل قرن بیستم چنین می نویسد:

"درمورد جمعیت ایران به نحو عجیبی آمار نادرست ارائه می دهند: آمار به اصطلاح سرشماری شصت سال پیش ظاهرا پایه ارقام پایینی است که در برخی از کتابها ارائه می شود و خارجیان آن را می پسندند. درست است که پس از آن هیچ سرشماری صورت نگرفته است اما اروپاییانی که با اوضاع آشنا هستند کل جمعیت را بین ۱۳ تا ۱۵ میلیون برآورد می کنند. جمعیت تهران طی چهل سال گذشته از ۱۰۰ هزار به ۳۵۰ هزار نفر افزایش یافته است."

از برکت نتایج انتخابات تهران در پاییز ۱۹۱۷ نزدیک به ۷۵ هزار رای در تهران و روستاهای اطراف جمع آوری شد. به گزارش روزنامه ایران دوازده نماینده منتخب بیش از ۵۵ هزار رأی بدست آورده بودند. با در نظر گرفتن آنکه مردان ۲۱ سال به بالا حق رأی داشتند و با در نظر گرفتن متوسط جمعیت برای هر خانواده در حدود شش نفر، جمعیت تهران و حومه در سال ۱۹۱۷ به راحتی می توانست ۵۰۰ هزار نفر باشد که با اظهارات شوستر هماهنگی دارد. به علاوه برآورد شوستر از جمعیت ایران در حدود سال ۱۹۰۰ بالغ بر ۱۳ تا ۱۵ میلیون، با برآورد جمعیت ۲۰ میلیونی در سال ۱۹۱۴ توسط راسل، همخوانی دارد.

به عنوان مثال کشیش راسل طی گزارشی در خصوص مناسبات ایران و روس به تاریخ ۱۱ مارس ۱۹۱۴ می نویسد: ایران به بزرگی استرالیا، آلمان و فرانسه با جمعیتی در حدود ۲۰ میلیون نفر است. راسل در گزارش مورخ ۱۴ ژوئن ۱۹۱۴ حجم عظیم آراء در انتخابات مجلس ایران را مورد بررسی قرار می دهد و به "اهمیت مبارزه انقلابی ۲۰ میلیون آریایی در ایران اشاره می کند."

در حالی که در سال ۱۹۱۷ جمعیت تهران براساس آراء انتخابات دست کم ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر بود، در سال ۱۹۲۴ رابرت دبلیو ایمبری نایب کنسول آمریکا جمعیت تهران را ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر برآورد کرد..

بازیابی جمعیت پس از ۴۰ سال

پس از این قحطی چهل سال طول کشید تا ایران به جمعیت ۱۹۱۴ خود بازگردد. چارلز سی هارت سفیر آمریکا جمعیت ایران در سال ۱۹۳۰ را ۱۳ میلیون نفر تخمین زده است. در سرشماری سال ۱۹۵۶ بود که جمعیت ایران به بیش از ۲۰ میلیون نفر رسید.

قحطی در ایران در سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ یکی از بزرگترین قحطی های تاریخ بود و بدون تردید بزرگترین فاجعه ای است که ایران به آن مبتلا شد. تنها نکته بسیار روشن در این فاجعه، قربانی شدن ایران "بیطرف" در جنگ جهانی بود. هیچ یک از طرف های متخاصم خواه به صورت نسبی و خواه مطلق، تلفاتی با این وسعت متحمل نشدند. فاجعه ای که منجر به فروپاشی جامعه ایرانی، تثبیت تسلط استعمار بریتانیا بر ایران، تشکیل حکومت های وابسته به بریتانیا و کودتا علیه دولت های منتخب مردمی شد.

نفوذی

يارو وسط خيابون احتياج به قضاي حاجت داشت ولي هرچي مي گشت جايي پيدا نمي كرد. ناگهان چشمش به يك در نيمه باز افتاد و با عجله وارد شد و در يك محيط تاريك شروع كرد به... ولي هنوز عرقش خشك نشده بود كه يكدفعه فضا با ده ها نورافكن روشن شد و صداي قهقهه خنده مردم به آسمان بلند شد. حيوونكي رفته بود روي «سن تئاتر»!

قبرستون

شخصي بعد از مدت ها به دوستش رسيد و پرسيد؛ راستي حال مادرت چطوره؟ و دوستش گفت؛ مادرم كه چند سال پيش فوت كرد و خودت هم در مراسم ختم او شركت كرده بودي! و يارو كه ديد بدجوري خيط كاشته، گفت؛ آره! منظورم اينه كه هنوز توي همون قبرستونه!

زلزله

از يارو پرسيدند، متوجه زلزله 8 ريشتري شدي؟ و يارو گفت؛ نه! آخه من رويم آن ور بود!

قبر

مورچه براي قدرت نمايي با يك فيل ازدواج كرده بود. از قضا، شيري به فيل حمله كرد و فيل در حال فرار از دره پرت شد و مرد. مورچه براي مامان و باباش نامه نوشت كه بدبخت شدم! از اين ازدواج كه چيزي عايدم نشد، اما حالا براي اعلام وفاداري به شوهر سابقم بايد تا آخر عمر زور بزنم و براش قبر بكنم.

آفتابه

شخصي در حالي كه خيس عرق شده بود از باجه تلفن خارج شد و شخص ديگري كه بيرون باجه منتظر بود از او پرسيد؛ سالمه؟ كار مي كنه؟ و يارو جواب داد؛ آره! سالمه، ولي آفتابه نداره!

قبرستان

شخصي بعد از مدتي يكي از دوستان قديمي خود را ديد و بعد از حال و احوال پرسيد؛ راستي حال پدرتان چطور است؟ و دوستش گفت؛ پدرم كه پارسال فوت كرد و خودت هم در مجلس ختم او شركت كرده بودي! و يارو كه ديد بدجوري خيط كاشته گفت؛ منظورم اين است كه هنوز در همان قبرستان دفن است؟!

رو

از شخصي كه خيلي ادعاي تقدس مي كرد پرسيدند؛ از ميان عبادات كدام يك را بيشتر دوست داري؟ جواب داد؛ روزه را. پرسيدند چرا؟! گفت؛ چون تنها عبادتي است كه مي شود آن را خورد!

مرد جنگي نمي خوابد

مرد جنگي نمي خوابد

مرد جنگي، بيدار و هميشه هوشيار است. ا نّ اخا الحرب الار ق. مرد جنگي يك موقعيت ياب و رادار هميشگي است. مي داند كجاست و پيرامونش را مي شناسد. سپهبد علي صياد شيرازي يكي از آن مردان جنگي بود. نه از آن جهت كه فقط نظامي كاركشته اي بود، كه قطعاً بود؛ مرد جنگي بود يعني «اخاالحرب» - نگوييد پس چرا روز روشن مقابل خانه اش بي هيچ محافظي ترور شد. به تعبير اميرمؤمنان(ع) هر انساني را سپري است در برابر مرگ و چون اجل سر رسد، آن سپر گشوده شود و تير كارگر افتد. و اساساً «ترور» پهلواناني كه مرد جنگند، شيوه عاجزانه اهل شقاوت و نفاق است، همچنان كه صيادي شهادت، هنر مردان خداست.- صياد مرد جنگي بود به اين اعتبار كه موقعيت شناس بود. مي گويند فراوان آيه 561 (آخر) سوره انعام را تلاوت مي كرد و متذكر مي شد. «و هوالذي جعلكم خلائف الارض و رفع بعضكم فوق بعض درجات ليبلوكم فيما آتاكم. خداوند كسي است كه شما را جانشينان زمين قرار داد و برخي از شما را بر بعضي ديگر درجه و برتري داد تا شما را در آنچه داده بيازمايد». صياد يقين كرده بود جايگزين و جانشين شدن را، و باور داشت كه انسان مدام با موقعيت گرفتن- يا نگرفتن- «مبتلا» و امتحان مي شود. آن روز كه مقتداي انقلاب پيش پيكر پاكيزه صياد بر زانو نشست و بر آن جان مطهر بوسه اي غبطه برانگيز زد، ابراز مشتاقي و قدرشناسي نسبت به اين «مرد جنگي» بود.
سخن از «اصولگرايي» و جبهه بزرگ و مباركي است كه با همين نام طي دهه اخير پا گرفت و اسباب برآمدن مجالس هفتم و هشتم، و دولت هاي نهم و دهم را فراهم ساخت. استقبال عمومي از اصولگرايان در اوج سيطره جريان نفاق جديد بر مجلس و دولت، حاكي از آن بود كه افكار عمومي نيز به سان سياستمداران انقلابي، نگران غلبه اباحي مسلكي و زوال اصول و آرمان هاي انقلاب است. ظهور جريان اصولگرايي در كشور به مفهوم آن نبود كه پيش از آن اصولگراياني در كشور نبوده اند بلكه به معناي كمرنگ شدن اصول نزد طيفي از صاحب منصبان و سياستمداران بود كه اتفاقاً روزگاري از همه انقلابي تر و اصولگراتر و خط امامي تر مي نمودند اما به تدريج بند را به آب داده و به خيال موج سواري سياسي، غرق شده و از دست رفته بودند. جبهه بزرگ اصولگرايي هنگامي پا گرفت كه دشمن به واسطه «خواب مردان سياست» از هر سو به كشور تاخته بود، از اقتصاد و فرهنگ كشور بگيريد تا سياست داخلي و خارجي. اصولگرايان در چنين فضايي و پس از قريب 7 سال خون دل خوردن، جانشين و جايگزين مجلس ششمي ها و دولت هشتمي ها شدند. و تاريخ از سر گرفته شد؛ هلاكت و انتحار گروهي به دست خود و جانشين شدن اهل ايمان، اما نه براي تن آسايي و عافيت طلبي و خوش باشي يا احياناً به راه هلاك شدگان پيشين رفتن. «ثم جعلناكم خلائف في الارض من بعدهم لننظر كيف تعملون. پس شما را بعد از آنها ]گروه ستمگر[ در زمين جانشين قرار داديم تا ببينيم شما چه مي كنيد» (آيه 41 سوره يونس). دوره اي مالامال از محنت و غصه و خيانت و سختي گذشت تا پس از آن گشايش حاصل شد. «(جز خدا) كيست كه مضطر را اجابت كند و بدي ها و سختي ها را كنار زند و شما را جانشينان زمين قرار دهد؟ آيا اله ديگري همراه خداوند است؟ چه اندك متذكر مي شويد!». (آيه 26 سوره نمل)
به يقين حاكميت اصولگرايي در مجالس هفتم و هشتم و دولت هاي نهم و دهم، توفيقات و بركات بسياري را براي كشور و ملت به ارمغان آورده است. بي آنكه بخواهيم از كاستي ها و كمبودها و خطاها و احياناً برخي تخلف ها و خيانت ها چشم بپوشيم، انصاف بايد داد كه عملكرد اصولگرايان در زمينه خدمتگزاري، عدالت خواهي، مبارزه با فساد و تبعيض و فقر، و دفاع عزتمندانه از كيان كشور در مقابل مستكبران اصلا قابل قياس با عملكرد خيانت آلود جريان اصول گريز يا اصول ستيز قبلي نيست. اما با وجود اين كارنامه انباشته از نقاط عطف و درخشان، نمي توان از خلل ها و فتنه ها و رخنه جويي هاي دشمنان و منافقين غافل شد؛ حركتي كه به ويژه پس از فتنه رسوا و منكوب شده سال گذشته وارد فاز جديدي شده است. تمركز فتنه جديد بر خلل جستن و شكاف انداختن در رمز اقتدار جبهه اصولگرايي يعني وحدت و همدلي و كوشايي بر مدار ولايت و رهبري است.
جريان منهزم فتنه با انواع ترفندها از جمله ايجاد بدگماني مي كوشد ميان دولت (خط مقدم مقاومت و خدمت) و مجلس (پشتوانه بزرگ و تعيين كننده خط مقاومت و خدمت) شكاف اندازد اما به اين بسنده نمي كند بلكه درصدد است فراكسيون 022 نفره اصولگرايان در مجلس را نيز دچار انشقاق كند همچنان كه از رخنه جويي در اجزاء دولت- به ترفندهاي گوناگون- غافل نيست. برخي غفلت ها در فراكسيون اصولگرايان- از سوي شماري از اعضا- و غفلت هاي مشابه از سوي برخي دولتي ها كه بازي از سر غفلت در زمين و پروژه دشمن و زدن ساز موافق دشمنان (ساز مخالف با اصولگرايي) را تداعي مي كند، قاطبه اصولگرايان را به هوشياري دوچندان فرا مي خواند، هرچند كه اين خطاها در قياس با توفيقات بزرگ و انسجام قاطبه اصولگرايان اساساً قابل ذكر نباشد يا بزرگ نمايي برخي از اختلافات، اساساً و به درستي، عمليات رواني دشمن براي القا و ايجاد اختلاف مبنايي و آغاز شكاف افكني تلقي شود.
امير مؤمنان علي عليه السلام هنگامي كه مالك اشتر را به ولايت مصر مي فرستاد، نامه اي خطاب به مردم آن ديار نوشت كه حاوي 2 مضمون بود، يكي نگراني از رخنه جويي و غلبه جبهه مفسدي كه مقابل امام صف كشيده بودند و ديگري آگاهي بخشيدن به اينكه مرد جنگي تن به سستي و سنگيني و خواب نمي دهد تا در كمين دشمن افتد. «... به يقين من به ملاقات پروردگار مشتاقم و پاداش نيكوي او را منتظر و اميدوار. اما نگرانم كه نابخردان و ستمگران حاكم شوند و اموال الهي را دست به دست ميان خود بگردانند و بندگان خدا را به بردگي بگيرند و با صالحان بجنگند و با فاسقان حزب تشكيل دهند. پس، از آنها كسي است كه شراب نوشيد (وليد بن عقبه) و حد تازيانه بر او جاري شد... آيا نمي بينيد اطرافتان را كه چگونه مرزهاي شما رو به كاهش مي رود و شهرهاي شما چگونه فتح مي شود... خدايتان بيامرزد! بسيج شويد براي جهاد با دشمنانتان و سنگيني نكنيد كه در اين صورت، در خواري فرو مي رويد و در ذلت پناه مي گيريد و پست ترين موقعيت زندگي نصيب شما مي شود. و انّ اخا الحرب الارق و من نام لم ينم عنه. همانا مرد جنگي هميشه بيدار است و هر كس به خواب رود، دشمن او به خواب نمي رود». (نامه 26 نهج البلاغه).
مرد جنگي ملاك دارد. هيجان هايش با همت بلند او گره خورده است. او در كمين نمي افتد چون مهار هيجان خود را در زمينه «خواستني ها» و «دلخوري ها و ناگواري ها» رها نكرده است. اصولگراي تراز دين، نهايت همتش را مستي نعمت، گروكشي، خودشيفتگي، خوش باشي، و خنك دل خود بر سر خشم و غضب شخصي قرار نمي دهد. همت و دل مشغولي و جديت او فراتر از مدار تنگ خودمداري است. امير مؤمنان در نامه 66 نهج البلاغه به عبدالله بن عباس متذكر مي شود «اما بعد، انسان از چيزي شادمان شود كه هرگز فوت نمي شود و از دست نمي رود.و براي چيزي محزون و غصه دار شود كه هرگز نصيب او نمي شود. پس نبايد رسيدن به لذتي يا خنك كردن دل از غيظ و غضبي برترين چيزي باشد كه تو از دنيا به آن مي رسي بلكه برترين مراد تو بايد خاموش كردن باطل يا زنده كردن حق باشد و شادماني تو بايد براي چيزي باشد كه پيش فرستاده اي و تأسف و غصه تو بر آن چيزي كه بر جاي مي گذاري، و همت تو بايد براي بعد از مرگ باشد».
تنها خللي كه مي تواند به اصولگرايي اصولگرايان آسيب زند و اين جبهه بزرگ و منسجم را دستخوش انشقاق كند، كوتاه شدن قد همت هاي بلند در حد هيجان هاي شخصي- دميدن در روحيه «از خود متشكر بودن» و «خالي كردن خشم براي خنك كردن دل از دلخوري ها»- است. به يقين وسواسان خناسي در اين ميان هستند كه كار ويژه شان «شرارت»، «پنهانكاري» و «وسوسه» است، فرقي هم نمي كند اين وسوسه گران خزيده در لباس دوست و خوش نما، راهي به عرصه مطبوعات و احزاب بخزند يا به جانب اصولگرايان مجلس و دولت بخزند. اگر هم بعضاً حاشيه هاي تلخي در مجلس يا دولت اصولگرا پديد مي آيد، آبشخور آن را بايد در همين آميزش «رخنه» و «خواب» و «مستي نعمت» جستجو كرد كه غبار بر چهره حقيقت مسئوليت و امانتداري و امتحان مي نشاند. آنجاست كه مي بيني پاي گاوهاي پيشاني سفيدي مثل «هوشنگ- الف» به همايش ايرانيان و نظاير آن باز مي شود يا حيله شرعي «وقف دانشگاه آزاد» رأي مي آورد همچنان كه فوريت طرح نظارت بر نمايندگان مجلس از رأي و تصويب باز مي ماند. كار به آنجا مي رسد كه فلان نماينده وابسته به جريان ورشكسته فتنه، جرئت مي كند لاف بزند «ائتلاف نانوشته اي ميان ما و برخي نمايندگان اصولگرا به وجود آمده و فراكسيون اصولگرايان رو به انشعاب است»!
نشست صميمانه 42 تن از سران جبهه اصولگرايي به دعوت رئيس جمهور كه دو هفته پيش انجام گرفت و توافق تقريباً قاطع شوراي مركزي فراكسيون اصولگرايان بر سر انتخاب رئيس -با وجود رقابت 2 نامزد- و نيز همدلي دولت و مجلس در مقاطع گوناگون به خودي خود شاهدي است بر اين كه منافقين و فتنه گران آلت دست دشمن، بخيه بر آب مي زنند و صرفاً دست خيانت و خباثت خود را رو مي كنند. بي ترديد بسياري از فضاسازي هاي رسانه اي در زمينه اختلاف اصولگرايان، صرفاً كاربرد القايي و جنگ رواني دارد. همچنين نبايد فراموش كرد كه اصولگرايي يك «جبهه» است نه «حزب» و از ابتدا تنوع و تكثر اضلاع به شرط پايبندي به مباني و اصول پذيرفته شده است كه عملكرد جبهه متحد اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم و اجماع- تقريبا كامل- بر سر نامزدي دكتر احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري دهم از جمله نشانه هاي آن است. اما نبايد از ياد برد كه خلل ها و روزنه هايي ولو كوچك در سدي بزرگ- اگر به موقع چاره جويي و مسدود نشود- مي تواند فاجعه آفرين باشد.
دشمن براي زدن خط اول اصولگرايان (دولت) نقشه هاي فراوان چيده، همچنان كه براي انشقاق و آشفتگي در پشتوانه استراتژيك خط مقدم (مجلس). و خطاست اگر به مرزبندي هاي جعلي «دولت- مستقل از دولت» يا «فراكسيون حاميان دولت- فراكسيون اصولگرايان منتقد» اعتبار قائل شويم. مرزبندي حقيقي، مرزبندي بزرگ «انقلاب- ضدانقلاب» و «جبهه پيشرفت و عدالت- جبهه عقب ماندگي، وابستگي و تبعيض» است و هر مرزسازي ديگري كه حاشيه ها را جاي اصول بنشاند و به خط كشي ميان دولت و مجلس يا درون فراكسيون اصولگرايان منجر شود، به يقين انحرافي، القايي و فرصت سوز است. رقابت و عداوت را نبايد به اردوگاه بزرگ اصولگرايي كشاند و هر كس عملگي چنين رقابت و عداوتي را بكند، يا سرانگشت رخنه دشمن است و يا انسان كم ظرفيتي كه قابليت سواري دادن به دشمن را دارد و بنابراين اهليت مشورت و هم نشيني ندارد. درباره توان دشمن زمين خورده و جريان منفعل و متأثر از آن كه در فتنه سال گذشته تن به هر خفتي داد، نبايد اغراق كرد اما در عين حال از دشمن زخم خورده هم نبايد غافل شد. دشمن خواب هايي مي بيند، نبايد به خواب او رفت! آنچه اطمينان آفرين است كاستن از فاصله ها، عمق بخشيدن به الفت و محبت ها، راندن اختلاف افكنان و بدگوياني كه بدگماني مي پراكنند و قدرشناسي نعمت ولايت و رهبري از طريق نصب العين قرار دادن رهنمودهاست. و اين نعمتي است كه منافقين و فتنه گران از آن محرومند و حسادت مي برند و به انحاء مختلف نسبت به آن غيظ و غضب مي ورزند.
...ره دراز است سبك تر بشتابيم اي قوم
خصم بيدار است، يك چشمه بخوابيم اي قوم
نه بنوشيم از اين رودكه زهرآلوده است
غوطه بايد زد و بگذشت كه پل فرسوده است
... مي رويم امروز با صاعقه همپاي سفر
گردباديم و ز سر تا به قدم پاي سفر
محمد ايماني

آتش نشاني

 يارو به شماره 333333 زنگ زد و پرسيد؛ آقا! شماره رو درست گرفته ام؟ طرف مقابل جواب داد؛ بله، چه فرمايشي داشتيد؟ و يارو كه از درد مي ناليد گفت؛ آقا! قربون دستت، به آتش نشاني زنگ بزن بگو انگشت من توي شماره 3 گير كرده!

دست هاي نامرئي -60
رهبر معظم انقلاب : توطئه توهم نيست

نويسنده: محمد عبدالهي
تحكيميان پس از چندسال و در سيطره افكار مسموم روشنفكرنمايان سكولار آن چنان دچار دگرديسي شدند كه زاويه چرخش آنها از اعتقادات نخستشان را به رقم يكصد و هشتاد درجه رساند!
گذر زمان، تحكيم را بيش از پيش در گرداب انحراف فرو برد تا بدانجا كه تحكيميان به شكلي سازمان يافته و رسمي به ابزار احزاب سياسي اصلاح طلب و مهره اي براي تقويت فشارهاي اجتماعي تبديل شدند تا تئوري فشار از پايين را براي چانه زني از بالا به مرحله تحقق نزديك سازند. دفتر تحكيم در دوران اصلاحات دچار دگرگوني محتوايي عميقي شد كه 10 محور اساسي داشت :
1- تغيير گفتمان از عدالت محوري به ليبراليسم و آزادي طلبي؛
2- تغيير گفتمان استكبار ستيزي و تغيير موضع نسبت به امريكا؛
3- گسترش ارتباطات با اپوزيسيون نظام (علي الخصوص نهضت آزادي و عناصر ملي- مذهبي)؛
4- تغيير موضع نسبت به ولايت فقيه؛
5- هم نوايي و مصاحبه با رسانه هاي بيگانه؛
6- عبور از نظام و پيوند رسمي با شبكه برانداز؛
7- قانون گريزي و تنش آفريني هاي اجتماعي (حادثه 18 تير، خرداد 82، اعتراض به حكم آغاجري و ...)؛
8- تغيير موضع نسبت به مسئله فلسطين (بيانيه دفتر تحكيم وحدت- طيف علامه- در سال 1387 به مناسبت جنگ 22 روزه غزه)؛
9- ورود به عرصه مقابله آشكار با نظام اسلامي و نهادهاي حكومتي؛
10- پيوند رسمي با امريكا و اتحاديه اروپا (پناهنده شدن امثال علي افشاري و اكبر عطري به امريكا).
متأسفانه، كج فهمي برخي تحكيميان تا آنجا پيش رفته كه حتي راديكاليسم را جزء ذاتي جنبش دانشجويي مي انگارند! تحكيمياني كه پس از برگزاري تريبون آزاد انجمن اسلامي دانشگاه امير كبير (در تاريخ 6/9/1384)، در بيانيه پاياني خود تصريح كردند:
«حق هرگونه اصلاح گري ساختار شكنانه را براي خود محفوظ مي داند.»
عبداله مؤمني؛ دبير سابق تشكيلات دفتر تحكيم وحدت كه صبح روز 23 شهريور 1388 در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق پيگيري براندازي نرم و نقش آفريني در تحركات بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم محاكمه شد، در خصوص روند استحاله دفتر تحكيم و تغيير رويكرد اين مجموعه از حركت درون نظام به تقابل و خروج از نظام اظهار داشت:
«عدول از اصول و فقدان مرزبندي شفاف و اصولي ميان دفتر تحكيم وحدت با گروه هاي التقاطي و تاثيرپذيري از گروهك هايي چون منافقين و ماركسيسم ها و جريانات اپوزيسيون داخلي موجب استحاله دفتر تحكيم وحدت شد.»
اين متهم به براندازي نرم ادامه داد:
«نقش آفريني گروه هاي اصلاح طلب در فعاليت هاي دفتر تحكيم وحدت استقلال اين دفتر را مورد خدشه قرار داد و اين تشكيلات به مناسب ترين محمل براي مخالفين و معاندين با نظام تبديل شد و تغيير آرم دفتر كه مزين به تصوير بنيانگذار جمهوري اسلامي بود آغازي براي انحراف مجموعه و رفتن به سوي مقابله با نظام شد»
وي به تشريح برخي كاركردهاي دفتر تحكيم وحدت عليه نظام اشاره كرد و نقش آفريني موثر تشكل متبوعش در خلق و تداوم غائله 18 تير را از جمله اين اقدامات دانست و گفت:
«دفتر تحكيم وحدت هر ساله در سالگرد 18 تير با برگزاري تجمعات غيرقانوني سعي در بحران سازي و تنش آفريني داشت.»
عبداله مؤمني ارسال نامه براي خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در آستانه انتخابات مجلس هفتم به منظور حمايت از اصلاح طلبان را از ديگر اقدامات غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت كه قبح دخالت بيگانگان در امور داخلي كشورمان را شكست، ياد كرد و همكاري با جريانات ماركسيستي در برگزاري مراسم پاسداشت دانشجو در روز 16 آذر و طرح ساختار شكنانه فراخوان رفراندوم به منظور تغيير در اصل نظام را از ديگر اقدامات غيرقانوني تشكل متبوعش دانست.
وي تصريح كرد:
«موضع گيري هاي ما در مخالفت با سياست هاي كلان نظام منطبق با سياست هاي دشمنان جمهوري اسلامي بود و به عنوان نمونه در زمينه مسئله هسته اي برخلاف خواست عمومي جامعه كه اين فنآوري را حق مسلم ايرانيان مي دانست، حركت كرديم.»
مؤمني از ديگر موارد استحاله دفتر تحكيم وحدت را استفاده ابزاري جريانات سياسي داخل كشور از اين تشكل غيرقانوني دانشجويي عنوان كرد و گفت:
«نه تنها جريان ضد انقلاب بلكه اپوزيسيون داخل كشور نيز با هدف امتياز گيري از نظام براي رسيدن به قدرت اعمال فشار بر حاكميت تلاش داشت از ظرفيت دانشجويي بهره ببرد كه اين مسئله را از طريق دفتر تحكيم وحدت پيگيري مي كردند»
وي با بيان اينكه فعاليت هاي دفتر تحكيم وحدت و سازمان ادوار دفتر تحكيم وحدت در راستاي تخريب اركان نظام و به چالش كشيدن آن از طريق فاقد پشتوانه و ناكار آمد نشان دادن حاكميت صورت مي گرفت، به ذكر جزئياتي از فعاليت غيرقانوني تشكل متبوعش پرداخت.
دبير سابق تشكيلات تحكيميان افزود:
«ما حاكميت را مخالف دموكراسي وحقوق بشر و قانون معرفي مي كرديم اما خودمان تجمعات و ميتينگ هايي را برگزار كرديم كه هم از نظر شكلي و هم از نظر محتوايي در تضاد با قانون اساسي بود ولي از اين ابزار براي پيشبرد و مقاصد خود استفاده مي كرديم.»
اين متهم دانشجويي در خصوص سفر خود به آلمان براي آموزش براندازي نرم همراه با سه فعال دانشجويي ديگر توضيح داد «با تعدادي از اعضاي شوراي مركزي ادوار تحكيم با هدف شركت در كلاس هاي آموزشي به مدت يك هفته به آلمان رفتيم كه همه هزينه آن توسط آمريكا و تحت پوشش يك نهاد حقوق بشري تامين شده بود.»
وي به جلسات سازمان ادوار تحكيم وحدت با سران گروهك هايي چون نهضت آزادي، جبهه ملي، شوراي موسوم به ملي مذهبي ها و فعالان حقوق زنان و كمپين اشاره كرد و گفت كه در قالب اين جلسات مطالبي ساختارشكنانه به منظور ايجاد چالش براي حاكميت مطرح مي شد.
اما گفتمان سكولاريستي خرده جنبش هاي دانشجويي نمي تواند براي مدتي طولاني هژموني خود را بر جنبش دانشجويي ايران حفظ كند.
تعارض با آموزه هاي اسلامي و عقايد جمعي ملت، ناديده گرفتن آرمان هاي حق طلبانه، چشم فروبستن بر ظلم و تبعيض در جهان، و سرفرود آوردن در برابر بيگانگان و مستكبران عالم، مقولاتي نيستند كه با جوهره حركت و جنبش دانشجويي همخواني و سازگاري داشته باشند و به همين جهت گفتمان سكولار توان و استعداد لازم را براي تبديل شدن به گفتمان هژمون در جنبش دانشجويي، آن هم به صورت درازمدت و طولاني را ندارد.
سخن آخر
توطئه، توهم نيست؛ اي كاش مجال بود تاگفته مي شد، تا آن وقت انسان مي توانست آن برگ هاي بر روي هم گذاشته كتاب حرف را باز كند تا خيلي از حقايق روشن بشود؛ آينده، البته اين كارها خواهد شد؛ اينجور نيست كه شما خيال كنيد توطئه نسبت به اين كشور، يك توهم است؛ نه، يك واقعيت است؛ از همه طرف دارد توطئه مي شود.
مقام معظم رهبري (دام ظله العالي)، 6/8/88
آنچه در فصول اين كتاب مورد بحث و واكاوي قرار گرفت تنها مشتي بود از خروارها اسناد موجود و ثبت شده غربي ها در دشمني و كينه توزي هدفمند و طراحي شده عليه نظام اسلامي ايران. اين كتاب مروري بود تنها به بخشي از راهبردهايي كه بدانديشان و دشمنان اين مرز و بوم كيلومترها آن سو تر پيرامون آن گفته و نوشته اند و همچنان مي گويند و مي نويسند و به اجرا در مي آورند اكنون و با استناد به اسناد پيش گفته مي توان دريافت كرد كه «دست هاي نامرئي» بدخواهان نظام اسلامي در حيله ها و نيرنگ هاي خصمانه آن ها ديدني نخواهد بود جز با عينك بصيرت. اسناد اين كتاب، پاسخ شفاف و روشني هستند براي همه كساني كه از سر غفلت و نا آگاهي و نه تجاهل ورزي، دشمني ها را «توهم» دانسته و در دايره تخيلات دشمن پندارانه حاكميت ارزيابي مي كنند. و صد البته تجاهل ورزان و خود را به خواب زدگان را صدها برابر اين مستندات نيز متقاعد نخواهد ساخت. اما فطرت هاي پاك و طينت هاي دنيا نيالوده را اشارتي كافيست براي باورمندي نسبت به واقعياتي كه اكنون به دست دشمنان اسلام عليه نظام اسلامي ايران به عنوان يگانه پرچمدار احياي حقيقت و عدالت و فضيلت در جريان است.
در اين ميان اما نكاتي وجود دارند كه غفلت از آن ها جبهه خودي را در برابر تهاجم همه جانبه آسيب پذير خواهد كرد. اين نكات عبارتند از:
1- در مصاف كنوني با دشمن، شيوه هاي هجمه حريف برخلاف استراتژي به كار گرفته شده در جنگ سخت، به سختي قابل شناسايي است. چرا كه جنگ نرم، برنامه ريزي دقيق و حساب شده اي است كه دشمن براي تصرف افكار و تخريب اذهان جامعه هدف در يك سير تدريجي و دراز مدت صورت مي دهد. از جمله بارزترين خصوصيات جنگ نرم نامحسوس بودن ابزارها و آسيب هاي آن در كوتاه مدت است.
2- بستر تحقق جنگ نرم زمينه هاي موجود در عرصه هاي سياسي ، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است. اين بسترها كه از آن ها به حوزه «تهديدهاي نرم» تعبير مي شود بيش از هر چيز بر ناكارآمدي، ندانم كاري و اشتباهات داخلي كشور مورد تهاجم استوار است. در اين بين، غفلت و ناآگاهي جريان هاي خودي، نخبگان مرعوب شده در مقابل تبليغات دشمن، دوستان جاهل كه با اتخاذ خط مشي هاي غلط و خودسري ها آب به آسياب دشمن مي ريزند و فقدان بصيرت در عموم مردم، در زمره عوامل پيدايش، رشد و افزايش ضريب موفقيت طرح هاي دشمن ارزيابي مي شوند.
3- دشمنان در مصاف با جمهوري اسلامي در سه دهه گذشته به انواعي از شيوه هاي برانداز متوسل شده اند. از كودتا، جنگ داخلي، تفرقه، جنگ هاي قوميتي، شورش هاي منطقه اي، ترورهاي فردي و جمعي و جنگ تحميلي 8 ساله در اين دوره آزموده شده و نتيجه بخش نبوده است. با اين حال اما، دشمن اميدوارانه در پي يافتن شيوه هاي روزآمد و نوآوري هاي متنوعي در راستاي دستيابي به هدف شوم خويش است. با اين تفاصيل لحاظ نمودن دو نكته اساسي در راستاي وظيفه شناسي، ضرورتي عقلاني است. نخست آنكه؛ مواضع حريف بايستي به شكلي روزآمد و لحظه به لحظه رصد شده و به دقت تجزيه و تحليل گردد. دوم آنكه؛ علاوه بر تلاش براي ايمن بخشي و افزايش توان دفاعي در زمينه هجمه هاي نوين دشمنان ضروريست براساس ضعف ها و كاستي هاي حريف سياست هاي تقابلي از وضعيت تدافعي به حالت تهاجمي تغيير صورت دهند.
4- با توجه به آن كه سال هاست تهاجم همه جانبه دشمن عليه باورها، اعتقادات، ارزش ها و هنجارهاي ما در جريان است ضروريست نسبت به ترميم و سالم سازي زير ساخت هاي فرهنگي، خصوصاً براي نسل هاي جديد انقلاب، اقداماتي فوري صورت پذيرد. در اين راستا سالم سازي و پالايش حوزه علوم انساني در زمره اولويت هاست چرا كه تربيت نسل هاي آتي مديران كشور چنانچه بر پايه علوم وارداتي و بيگانه با مفاهيم و سنن شرعي و بومي مان باشد آسيب پذيري ما در حوزه باورها افزايش يافته و طبيعتاً ابزارهاي تهاجمي دشمن كارامدتر خواهند بود.
5- عمليات براندازي آمريكايي ها و برخي كشورهاي اروپايي هم پيمان آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران، در استراتژي «استحاله از درون» انقلاب اسلامي و در حوزه تاكتيك ها، انبوهي از راه كارهاي اجرايي از جمله ايجاد انشقاق در ساخت قدرت، غيرت زدايي، و تعصب زدايي از جامعه ديني، شكاف بين ملت و حكومت، خدشه در اصول و ارزش هاي اسلامي، بحران زايي در صحنه سياسي كشور، رسوخ ليبراليسم فرهنگي در جامعه و ... را در دستور كار قرار داده است كه «مطبوعات»، «دانشگاه ها» و «محافل» ابزارهاي عمده آن محسوب مي شوند. در اين ميان برخي از عناصر سياسي، فرهنگي و اقتصادي در اجراي فرآيند براندازي نقش كليدي و محوري را در تعامل با كانون هاي هدايت كننده آمريكايي براي فروپاشي نظام اسلامي ايران بازي مي كنند. تطبيق شاخصه هاي عمليات براندازي غرب با عملكرد عناصر مشكوك در عرصه هاي اداره كشور در زمره اموري اساسي است كه ضروري است در دايره شناخت و ارزيابي خواص جريان خودي و مدافعين جبهه حقيقت قرار گيرد.
6- راهبردهاي دشمن در عمليات رواني فراخ دامنه اي كه سال هاست آغاز نموده است محورهاي ذيل را دربر مي گيرد:
1-6- ايجاد و گسترش اختلاف ميان 1- جناح هاي حاكميت 2- حاكميت با مردم 3- مردم با مردم
2-6- تلاشي جدي و منسجم جهت تضعيف جايگاه رهبري و ولايت فقيه
3-6 القاء ناكارآمدي نظام سياسي مبتني بر دين
4-6- تلاش براي راندن دين به حوزه هاي فردي
5-6- بي اعتبار كردن رهبران ديني و انقلابي
6-6- تلاش جهت ارائه تصوير دشمنانه از نظام نسبت به منتقدين، مخالفين و معارضين
7-6- جذب شخصيت هاي كاريزماتيك و گروه هاي مرجع
8-6- جذب نخبگان سياسي و فرهنگي كشور(از طريق ايجاد تسهيلات اقامتي و تحصيلي در خارج كشور)
9-6- تضعيف و تخريب ستون هاي حمايتي نظام(سپاه، بسيج و روحانيت)
10-6- استفاده از تنوع قوميتي در راستاي بر هم زدن وحدت و انسجام ملي
11-6- سلب اعتماد از مردم نسبت به سخنان مسئولين كشور
12-6- تلاش براي ارائه تصوير بحراني از وضعيت موجود
13-6- افزايش دامنه نارضايتي ها از طريق دامن زدن به مطالبات صنفي و اجتماعي

صابون

يك دسته 15 نفري مورچه رفته بودند حموم و چون آرزو داشتند آدم حساب شوند، تصميم گرفتند مثل آدم ها صابون به تنشون بزنند ولي هيچكدومشون از حموم بيرون نيومدند! مي دوني چرا؟! چون چسبيده بودند به صابون و مرده بودند.

خوش خدمتي شاه براي سرويس هاي امنيتي غرب

خوش خدمتي شاه براي سرويس هاي امنيتي غرب

در اين دوران، قدرتهاي غربي نه تنها «هزينه هاي امنيتي» منطقه را به رژيم هاي دست نشانده خود در خاورميانه تحميل مي كردند، بلكه به انحاء مختلف درآمد گزاف نفتي را كه به اين كشورها سرازير شده بود به جيب خود باز مي گردانند. اين چپاول در حدي بود كه جعفر شريف امامي، رئيس مجلس سنا، مي گفت:
فايده اي هم ندارد ]كه[ 24ميليارد ]دلار[ به ما پول دادند. بيست ميليارد آن را كه پس داديم و حتي به انگلستان وام داديم و چهار ميليارد بقيه هم به دست عوامل اجرايي از بين مي رود. اگر پولي نمي دادند. بهتر بود، لااقل دلمان نمي سوخت و مي گفتم يك روز بالاخره پول وصول مي شود، يعني نفت به فروش مي رسد و مي توانيم با پول آن كاري براي مردم و مملكت انجام دهيم3.
در پي افزايش بيسابقه بهاي نفت، شاه بخشي از هزينه هاي سرويس هاي غربي را متقبل شد و فرانسه نيز از اين «بخشش» سهمي يافت: از سال 1353، «كنت دو مرانش ماهيانه پنجاه هزار دلار از ساواك دريافت مي كرد تا صرف تبليغات ضدكمونيستي در فرانسه كند.» اين «كمك»ها به اين محدود نبود. شاه حتي براي عمليات مسلحانه گروه يوناس ساويمبي (رهبر «يونيتا»، در مبارزه با رژيم دكتر اگوستينونتو،) در آنگولا مبلغ 631/1ميليون دلار پرداخت (سند يك)، و سهميه هند را در طرح مثلث شنود پنهاني در اقيانوس هند و خليج فارس متقبل شد (سند3). و نه تنها اين، كه شاه حتي در هزينه هاي انتخاباتي احزاب محافظه كار فرانسه، با واسطه مرانش، سهيم بود (سند يك)، و حاضر بود براي تربيت «روشنفكران راستگرا» مخارج تأسيس يك دانشگاه جهاني را در سوئيس تقبل كند (سند3). مضافاً، مرانش براي بهره گيري هر چه بيشتر از دلارهاي نفتي شاه به اقداماتي دست مي زد كه منافي با شئون او به عنوان رئيس سرويس اطلاعاتي فرانسه بود. دلالي براي شركت آلماني OTRAG، كه در زمينه تكنولوژي موشكي فعاليت داشت و توسط «دانشمنداني كه براي هيتلر كار مي كردند» اداره مي شد، از اين گونه است (سند3).
روابط اطلاعاتي ايران و فرانسه از شهريورماه 1357 وارد مرحله حساسي شد. در اين زمان، شاه كه از انعكاس رويدادهاي انقلابي ايران در رسانه هاي گروهي غرب و همدلي افكار عمومي و روشنفكران اروپا با مردم ايران به شدت آشفته بود، انتظار داشت كه، در ازاي آن همه «سخاوت» و ريخت و پاش، دولت هاي غربي به سانسور رسانه ها و سركوب اين موج دست زنند؛ توقعي نابجا، غيرممكن، و حتي مضحك. شاه براي تحميل اين خواست خود بر دولت فرانسه،د ر 29شهريورماه 1357، به ساواك دستور قطع كمك هاي ماهيانه به مرانش را داد (سند2). معهذا، مرانش- كه از 31شهريور در تهران حضور داشت- در ديدار دوم مهرماه خود با شاه ظاهراً توانست با بهره گيري ماهرانه از نقطه ضعف هاي شناخته شده او اين اقدام را به تأخير اندازد. در صورتجلسه مذاكرات مرانش با مقدم، زيركي مرانش و شناخت او از روانشناسي محمدرضا پهلوي كاملا آشكار است:
شما... عزم و اراده سياسي داريد. ما عناصر فني زياد داريم اما جرئت نداريم. ما دمكراسي ضعيف و وامانده اي هستيم...
شاهنشاه ايران از رهبران استثنايي هستند كه استراتژي جهاني را درك مي فرمايند. اگرروزي شاهنشاه از كار كناره گيري كنند، غرب شكست بزرگي را متحمل خواهد شد. يك بار خدمت شاهنشاه عرض كردم كه در قبال جهان آزاد مسئوليت دارند. فرمودند: از نقاط ضعف من صحبت كن. عرض كردم: دو نقطه ضعف داريد. اول، مرد تنهايي هستيد كه اگر شما را از بين ببرند كسي نيست جاي شما را بگيرد... (سند3).
معهذا، با اوجگيري حوادث ايران و بازتاب گسترده جهاني آن، از جمله در رسانه هاي فرانسه، «خشم شاهانه» باز طغيان كرد و در 10مهرماه دستور قطع پرداخت هاي ايران به سرويس فرانسه به نمايندگي ساواك در پاريس ابلاغ شد (سند5). از واكنش مرانش در برابر اين تصميم، كه قطعاً از طريق شبكه رمزشكن خود از پيام ساواك مطلع بود، اطلاعي نداريم ولي اسناد بعدي نشان مي دهد كه او براي جلب نظر مساعد محمدرضا پهلوي- و تداوم «كمك»هاي او- در حد توان و امكان خود تلاش مي كرده است:
در 14مهرماه 1357 امام خميني(ره) وارد پاريس شدند و دو روز بعد اداره كل سوم ساواك (امنيت داخلي) نيازهاي اطلاعاتي خود را در 9بند براي ابلاغ به سرويس فرانسه به اداره همكاريهاي ساواك اطلاع داد (سند6). اين درخواست در 16مهرماه به اطلاع فرانسويها رسيد. سرويس هاي اطلاعاتي و امنيتي فرانسه، همپاي فشار دولت فرانسه بر امام خميني براي «خودداري از هر نوع فعاليت سياسي»، فعاليت فشرده اي را آغاز كردند: در دوشنبه 17مهرماه 1357 (9اكتبر 1978)، به درخواست ساواك، سرويس امنيتي فرانسه (DST) شنود تلفني برخي از فعالين سياسي ايراني مقيم آن كشور را آغاز كرد (سند7): در پنجشنبه 20مهرماه، تيمسار كاوه- معاون اطلاعات خارجي ساواك- وارد پاريس شد و تا 23مهر در اين كشور اقامت گزيد. مشروح گزارش اين سفر و هماهنگي ساواك و سرويس هاي فرانسه درسند 8 منعكس است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
3- مؤسسه مطالعات وپژوهش هاي سياسي، ظهور وسقوط سلطنت پهلوي، تهران: اطلاعات 1370، صفحات 406-.407

معدل

دانش آموز تنبلي كه هر سال چند تا تجديد مي آورد، با خوشحالي پيش باباش رفت و گفت؛ بابا جون! مژده بده، امسال فقط يك نمره «تك» دارم. باباش كلي تشويقش كرد و گفت؛ واقعاً نشون دادي كه اهل پيشرفت و ترقي هستي، حالا از چه درسي نمره «تك» آوردي؟ و پسرك گفت؛ از معدل.

مؤسسه رند : حمله به ايران آمريكا را پشيمان مي كند

مؤسسه رند : حمله به ايران آمريكا را پشيمان مي كند
دست هاي نامرئي -47

 17- مؤسسه هادسن533 :
مؤسسه هادسن در سال 1961 در «ايندياناپوليس» آمريكا توسط «هرمان كان»534، «مكس سينگر»535 و «اسكار روبهازن»536 و به منظور تحقيق و پژوهش در زمينه مسائل سياست خارجي، سياست داخلي، امنيت ملي، اقتصاد و امور دفاعي و امنيتي تأسيس شد.اين مركز از بدو تأسيس تاكنون سعي داشته تا به عنوان مركز مادر تحقيقات كاربردي آمريكا، در عرصه چالش هاي سياسي، اقتصادي و امنيتي شناخته شود و در اين راستا به ارايه تحقيقات مستقل و بسيار پيشرفته، ارايه خدمات مشاوره اي و پيشنهاد ايده هاي نوين كاربردي و راهبردي بپردازد. تهيه توصيه نامه ها در زمينه هاي مختلف، انتشار كتاب و مقالات تحقيقي، برگزاري كنفرانس ها و همايش هاي علمي و فعاليت در عرصه اطلاع رساني الكترونيكي در زمينه هاي يادشده از ديگر فعاليت هاي اين مركز تحقيقاتي است. اين مركز داراي چندين شعبه و نيز مراكز ماهواره اي براي نيل به اهداف و گسترش فعاليت هاي خويش است و در زمينه حقوق بشر، مذهب و فرهنگ با ديگر مراكز مطالعاتي همكاري مي كند.537
دكتر «هربرت آي.لاندن:538، رئيس مؤسسه هادسن و دكتر «كنث آر.وينستين»539، معاون و مدير اجرايي آن مي باشند.540
مؤسسه هادسن نزديكي بسياري به جمهوري خواهان آمريكا دارد و عناصر صهيونيستي جدي و سرسختي دارد.
اين مؤسسه در بين ايرانيان به سلطنت طلبان نزديك است. «شهريار آهي»، «رضا پهلوي» و «نازنين انصاري» كه از اعضاي ژورناليست محفل سلطنت طلبان است، از مرتبطين با اين مؤسسه هستند.
«جاناتان پاريس»541 كه اصالتاً يهودي و صهيونيست نيز هست، از جمله افرادي است كه بر روي مسأله ايران در اين مؤسسه تمركز دارد.
مؤسسه هادسن به خاطر حمايت سلطنت طلبان ايراني، طراح پروژه پارلمان در تبعيد است كه سلطنت طلبان قصدداشتند آن را تشكيل دهند و در نهايت نيز شكست خورد.
طي چند سال گذشته اين مؤسسه تلاش كرد تا ائتلافي بين گروه هاي سلطنت طلب راه بيندازد. جالب اينكه برخي از اين افراد داراي سابقه چپ هستند و در زندان شاه شكنجه شده اند، اما پس از انقلاب تصميم گرفتند با شكنجه گران خود عليه نظام اسلامي متحد شوند.
18- موقوفه كارنگي براي صلح بين المللي542 :
مؤسسه «موقوفه كارنگي براي صلح بين المللي» تاحدود زيادي نزديك به دموكرات هاي آمريكايي است.
موقوفه كارنگي براي صلح بين المللي يك مؤسسه غيرانتفاعي خصوصي آمريكايي است كه «اندرو كارنگي»543 ميليونر آمريكايي در سال 1910 براي «گسترش همكاري بين المللي و درگيري فعال آمريكا در امور بين المللي» تأسيس كرد.
از عناصر فعال ايراني اين مؤسسه، «كريم سجادپور» است كه در آمريكا بزرگ شده است، اما مدت 3-4 سال در ايران به عنوان نماينده مؤسسه اي به نام «مركز بحران بين المللي»544 فعال بوده است.
وي رابطه بسيار خوبي با محافل نزديك به كارگزاران داشته است و ظاهراً از اقوام «رامين جهانبگلو» و دوست نزديك «سيامك نمازي» است و با «تريتا پارسي»545 هم به خاطر هم سني مرتبط است.
وي در حال حاضر در آمريكا به سر مي برد و حدود يك سال و نيم پيش هم جزوه اي در خصوص رهبر معظم انقلاب منتشر كرده است546.
19- كميته خطر جاري547
اين مركز، مأموريت خود را حمايت و گسترش دموكراسي از طريق پيروزي در نبردي جهاني عليه تروريسم، نهضت ها و ايدئولوژي هاي محرك آنان، گسترش حكومت قانون، تضمين حقوق اوليه بشر و توسعه ي جوامع مدني اعلام كرده است.
در ميان اعضاي اين كميته نام مقامات بلندپايه سياسي و امنيتي، دانشگاهيان و محققان مؤسسات پژوهشي ايالات متحده و اصولاً كساني به چشم مي خورد كه به جناح محافظه كاران واقع گرا تعلق دارند كه از ميان آن ها مي توان به كساني نظير «جوزف ليبرمن»548 (سناتور يهودي دموكرات)، «جيمز وولسي» (رييس سابق سازمان سيا در دوره كلينتون)، «ايلان برمان»549 (معاون سياست گذاري شوراي سياست خارجي آمريكا)، «مارك پالمر» (سفير سابق آمريكا در مجارستان)، «دانيله پلتكا»550 (معاون مطالعات امور دفاعي و سياست خارجي مؤسسه اينترپرايز)، «اليوت كوهن»551 (مبتكر نظريه جنگ جهاني چهارم در دانشگاه جان هاپكينز)، «فرانك گفني»552 (مدير مركز سياست امنيتي) و «دانيل پايپس»553 (سردبير فصلنامه خاورميانه) اشاره كرد.
اين كميته، اولين بار در سال 1950ميلادي و هم زمان با آغاز جنگ سرد به عنوان تشكيلاتي در راستاي ايجاد اجماع ملي براي مقابله با توسعه طلبي شوروي در عرصه ي سياسي آمريكا ظاهر شد. اين تشكيلات در ميانه ي دهه ي 70 توسط سناتور دموكرات، »هنري اسكرپ جكسون«554، با هدف اتخاذ موضعي قوي تر در قبال روس ها تجديد حيات دوباره يافت. در ژوئن 2004 بار ديگر اين كميته با تشكيل جلسه اي با نام عراق و جنگ عليه تروريسم براي سومين بار در صحنه سياسي ايالات متحده حضور يافت و اين بار مقابله با آنچه دولت هاي ياغي، اسلام گرايان افراطي و تروريسم بين المللي ناميده شد را در دستور كار خود قرار داد.
در اين راستا و در 20 دسامبر 2004، كميته خطر كنوني، گزارش مطالعاتي را به عنوان «ايران، يك رويكرد جديد»555 ارائه نمود. اين كميته ضمن آنكه ايران را مركز تهديد و بزرگ ترين حامي شبكه هاي تروريستي معرفي مي كند، تهديداتي ناشي از جمهوري اسلامي را بيشتر در سطح منطقه اي و پيرامون امنيت رژيم صهيونيستي و منافع منطقه اي آمريكا مورد ارزيابي قرار مي دهد. در فصل بعد به طور مشروح به اين گزارش پرداخته مي شود.
20- بنگاه رند556
جنگ دوم جهاني مسير نويني را در روند پيدايش حوزه آينده پژوهي گشود. ارتش بريتانيا از گروهي پژوهش گر غيرنظامي درخواست كرد كه با مشاهده نمونه هاي مختلف عمليات نظامي، پيشنهادهايي براي بهبود آن ارايه دهند. پژوهش هاي اين گروه به تأسيس رشته اي به نام «تحقيق در عمليات» منجر شد. رشته تحقيق در عمليات توانست ادبيات جديدي را در حوزه استراتژي و تكنولوژي و پيوند اين دو ايجاد كند و مبناي تأسيس سامانه هاي هوايي جديد ارتش بريتانيا شود.
موفقيت هاي گروه هاي علمي در اين عرصه و عرصه هاي مشابه، ايالات متحده را به سوي اتخاذ رويكرد مشابهي براي حل مشكل مديريتي جنگ سوق داد. از آن جاكه اين گروه ها بيشتر در مديريت اجرايي عمليات ها ايفاي نقش مي كردند، در انگليس به گروه هاي تحقيق عملياتي مشهور شدند اما در آمريكا از عناوين مختلفي براي اين حوزه استفاده شد. از جمله مي توان به تحقيق در عمليات و تحليل سيستم ها اشاره كرد.
تا پايان جنگ، اين گروه ها با افزايش سطح اثربخشي عمليات دفاع هوايي، بمباران ها و گونه هاي مختلف عمليات دريايي ارزش خود را به رهبران نظامي و غيرنظامي اثبات كردند. البته بمب هاي اتمي كه همزمان با پايان جنگ بر سر مردم هيروشيما و ناكازاكي ژاپن ريخته شد نيز حاصل تلاش گروه هايي از اين دست بود. «ژنرال آرنولد» فرمانده نظامي آمريكا به منظور گردهم آوردن چند پژوهشگر عملياتي و پژوهشي براي تحقيق درباره فناوري هاي نظامي آينده توافق هايي را بين شركت هواپيمايي داگلاس و يگان هوايي ارتش (نيروي هوايي ارتش امريكا) ترتيب داد كه به شكل گيري پروژه رند انجاميد. پروژه ي رند، در 14مي 1948(م) ـ بعد از جنگ جهاني دوم ـ از شركت «هواپيماسازي داگلاس سانتامونيكاي كاليفرنيا» جدا شده و سازماني مستقل و غيرانتفاعي گرديد. نام اين پروژه از حروف آغازين دو واژه تحقيقات و توسعه
( Research Development) اخذشده است.
اهداف اين نهاد طبق تعريف خود در وب سايت و كتاب هاي منتشره اش عبارت است از:
«اشاعه و ترويج مسايل علمي و آموزشي، انجام امور خيريه و مفيد براي رفاه عمومي و امنيت ايالات متحده ي آمريكا.»
رند در ابتدا تحت عنوان يك پروژه در نيروي هوايي تعريف و بعد از مدتي به يك پژوهشگاه تبديل شد. پروژه رند در ابتدا تحت عنوان تحقيق و توسعه شناخته مي شد، اما چون جنبه تحقيقي آن بر جنبه توسعه اي سبقت گرفت، ساختار فعاليت آن به سمت پژوهش گاه ميل نمود. اين پژوهش گاه در ابتدا تحت عنوان كانون تفكر شناخته مي شد كه به نوعي بيانگر پرآوازگي آن در ميان ساير مراكز تحقيقاتي همزمان با خويش است.
رند همانند ساير مراكز تفكر در آغاز راه مقاله هاي پژوهشي ارايه مي داد. نتايج تلاش هاي اين بنگاه بيشتر به صورت گزارش هاي مكتوب منتشر مي شود. از مهم ترين موضوعات مورد توجه اين مركز مي توان به گزينه هاي سياسي بديل، ارزش گذاري ها، طراحي ها، نظريه ها، پيشنهادها، هشدارها، برنامه هاي بلندمدت، آمار، پيش بيني ها، توصيف روش ها، آزمون ها، تحليل ها و به زبان ساده ايده هاي جديد اشاره كرد. پژوهشگران رند در مورد عمليات ها، راهبردها و فناوري هاي نظامي آينده به پژوهش مي پرداختند. افزون بر اين، آن ها درباره راه هاي محدود كردن نفوذ كمونيسم نيز تحقيق مي كردند.
رند به تدريج پروژه هاي غيرنظامي را نيز در دستور كار خود قرار داد به گونه اي كه تا سال 1970.م اين پروژه ها 35 درصد از فعاليت هاي رند را تشكيل مي دادند.
در حال حاضر بنگاه رند به يكي از اصلي ترين مراكز فكري آمريكا تبديل شده و تمامي محققان در عرصه هاي مختلف به آن رجوع مي كنند تا آخرين دست يافته هاي علمي را در اين مجموعه بجويند.
اين مركز به شكل خصوصي و غيرانتفاعي اداره مي شود و بنا دارد تا با بهبود بخشي روش هاي سياست شناسي و معرفتي تصميم گيران دولتي و خصوصي را در ايجاد تصميم هاي بديل ياري كند و مسير رسيدن به هدف هاي سازمان ها و نهادهاي خصوصي و دولتي را با تحقيقات و پروژه هاي پيچيده علمي هموار نمايد.
اين مركز با داشتن يك ساختار ساده و غيرپيچيده و نيز دفاتري در واشنگتن، پيتسبورگ و بوستون و نيز بخش تحصيلات تكميلي توانسته علمي ترين يا بهتر است بگوييم كاربردي ترين تصميمات را بسازد. موضوعات كلي كه اين مركز تحقيقات خود را مبتني بر آن دسته بندي كرده است عبارتند از:
سياست و ساختار آن؛ عدالت سازي؛ آموزش و پرورش؛ انرژي و محيط زيست؛ بهداشت و درمان بين المللي؛ امنيت ملي؛ جمعيت و پيري؛ امنيت اجتماعي؛ تروريسم و امنيت سرزميني؛ حمل و نقل و زيرساخت؛ علوم و تكنولوژي و نيروي كار و شغل.
همانطور كه پيشتر از اين نيز بيان شد، بنگاه رند با يك مبناي نظامي و فناورانه شروع كرد و در ظرف مدت كوتاهي توانست خود را از نگرش صرفاً نظامي برهاند و موضوعات غيرنظامي را در دستور كار قرار دهد. كه دو دليل مي توان براي آن تصور نمود :
1. وجود انديشمندان خلاق كه نگاهشان محدود به زمان فعلي و مسائل نظامي نبوده است؛
2. برجسته شدن مسائل غيرنظامي در حوزه استراتژيك و راهبردي سياست بين الملل.
بنابراين تحقيقات اين مركز از حالت صرف نظامي و تسليحاتي به حوزه عمومي تكنولوژي تسري يافت و توانست ارايه كننده راهبردهاي مفيد در حيطه رفاه اجتماعي باشد. از سوي ديگر مطالعات استراتژيكي نظامي آن از ادبيات بازدارندگي فاصله گرفت و تمامي ادبيات علوم سياسي را براي راهبردسازي در برگرفت.
نوآوري به ويژه در مورد آفرينش روش هاي نوين و اصلاح بخشي و ترميم روش هاي موجود، ويژگي ديگر فعاليت هاي پژوهشگران رند است كه شامل موارد زير مي شود :
طراحي بازي هاي رايانه اي كه در آن ايفاي نقش صورت مي گيرد؛ شبيه سازي هاي رايانه اي؛ پيمايش افكار عمومي در جهان؛ بهره گيري از فنون رياضي نظير برنامه ريزي خطي و غيرخطي؛ پيش بيني در حوزه فناوري؛ بودجه ريزي برنامه.
مي توان به مراجعه به سايت اين مركز از گزارشات، مقالات، پژوهش ها و آخرين اخبار در رابطه با تازه ترين مسائل جهاني بهره برد. تازه ترين تحقيقات آن عبارتند از:
- نحوه استخدام افراد در شبكه القاعده؛
- ايالات متحده آمريكا بايد حاكمان ايران را براي جاه طلبي هسته اي مجازات كند؛
- 30000 سرباز اضافي در افغانستان و نحوه رسيدن به راهبرد آمريكا؛
- اسرائيل و آينده انرژي گاز؛
- محيط زيست و ناتو و ... .557
موضوعات پيرامون ايران
¤ در گزارش تازه منتشر شده از اين مركز با عنوان «آسيب پذيري هاي سياسي، جمعيتي و اقتصادي ايران»558 تأكيد شده است كه هر گونه حمله به ايران نه تنها باعث سقوط حكومت ايران نمي شود بلكه موقعيت آن را تقويت مي كند.
با اين حال، پروفسور حميد مولانا كه بيش از 4 دهه در آمريكا به فعاليت هاي تحقيقاتي مشغول بوده و مؤسس و عضو هيئت علمي گروه ارتباطات دانشگاه امريكن دي.سي است، در نوشته اي با عنوان «اعتراف هاي جديد و مهم امريكا درباره ايران» به جزئيات اين گزارش پرداخته است.
وي در ابتداي اين نوشته چكيده اي از مهمترين سرفصل هاي اين گزارش 128 صفحه اي را بيان كرده است:
- ايران يكي از دموكراتيك ترين كشورها در خاورميانه (و دنيا) است؛
- ايران در مسير يكي از قدرت هاي هسته اي دنياست؛
- اغلب ايرانيان نظام (جمهوري اسلامي) خود را مشروع مي دانند؛
- نظام (جمهوري اسلامي ايران) را هيچ خطري يا كودتايي تهديد نمي كند؛
- مخالفان نظام كه به صورت دموكراتيك فعاليت دارند توانايي تشكل را ندارند؛
- قوميت ها در ايران وجود دارند ولي تهديدي براي نظام و رهبري به شمار نمي روند؛
- اگر تأسيسات هسته اي ايران بمباران شود حمايت مردم براي پاسخ به اين گونه عمليات بسيار دامنه دار خواهد بود؛
- حمله به ايران نخواهد توانست جلو پيشرفت و توسعه فن آوري انرژي هسته اي اين كشور را بگيرد و دولت بدون مشكل فني ومالي مي تواند بازسازي را انجام دهد؛
- اگر آمريكا به ايران حمله كند، پشيمان خواهد شد؛
- حمله به ايران پرستيژ آمريكا را در دنيا حتي بيش از حال پايين خواهد برد؛
- حمله به ايران به جاي اينكه نظام را تضعيف كند باعث قوي تر شدن آن خواهد شد؛
- محاصره دريايي ايران توسط آمريكا ناموفق است و باعث افزايش فوق العاده و ناگهاني بهاي نفت در بازارهاي دنيا خواهد شد؛
- شرايط براي تعاملات سازنده بين آمريكا و ايران وجوددارد. مردم ايران درباره مردم آمريكا احساس منصفانه اي دارند؛
- آمريكا بايد از شعار براندازي نظام ايران دست بردارد و از تغيير رژيم در ايران ديگر سخن نگويد؛
- آمريكا نبايد در تحريك اقوام و عشاير ايران عليه نظام آن كشور شركت كند زيرا اين عمل خود به تقويت وحدت بيشتر ايران كمك مي كند؛
- آمريكا بايد از همكاري بانك جهاني و صندوق بين المللي پول با ايران پشتيباني كند؛
- آمريكا نبايد از ورود ايران به سازمان تجارت جهاني جلوگيري كند؛
- دولت آمريكا بايد با چشم باز با دولت كنوني براي درازمدت در ارتباط باشد.
مولانا با تأكيد بر اينكه:
«تعجب نكنيد! اينها چكيده گزارش جديد 128 صفحه اي «بنگاه رند» يكي از بزرگترين، قديمي ترين و مهمترين مراكز استراتژيك، پژوهشي و سياستگذاري نظام آمريكا است كه به تقاضا و درخواست «بخش برنامه ريزي راهبردي ستاد نيروي هوايي» ارتش آمريكا (تحت كنترات و قرارداد شماره 0003-سي-01-49642اف، سال 2008) تهيه و اخيراً منتشر شده است»،
مي افزايد:
«اينها همچنين مجموعه اي از ارزيابي، اعترافات، و پيشنهادات اين بنگاه به سياست گذاران آمريكا و قواي اجرايي، سياسي ونظامي ايالات متحده آمريكا، شوراي امنيت ملي، كاخ سفيد، و وزارتخانه هاي مربوطه مانند وزارت خارجه و وزارت دفاع (پنتاگون) و ساير نهادهاي امنيتي-نظامي و مسئولان سياست خارجي ايالات متحده است.»
اين استاد دانشگاه هاي ايران و آمريكا، صراحت سخن و موقعيت زماني تهيه و توزيع اين گزارش در بين نخبگان سياسي و نظامي و دولت مردان و تصميم گيران آمريكا را مايه مهم و جالب بودن گزارش خوانده و اضافه كرده است:
«دقيقاً چند روز قبل بود كه رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا با درج مقاله اي در شماره اخير مجله »پاراميترز« (فصلنامه كالج جنگ ارتش امريكا) نسبت به رويارويي نظامي با ايران هشدار داد و اذعان كرد كه جنگ با ايران فاجعه آميز خواهد بود. وزير دفاع آمريكا در اين مقاله اعتراف كرد كه آمريكا در حال حاضر در عراق و افغانستان گرفتار شده است لذا يك جنگ ديگر در خاورميانه آخرين چيزي است كه بايد به آن نياز داشت. دو هفته پيش نيز آمريكا براي اولين بار يكي از عالي رتبه ترين ديپلمات هاي خود يعني معاون وزارت خارجه را براي مذاكره با ايران روانه ژنو كرد.»
مولانا همچنين ادامه مي دهد:
«گزارش حاوي 6 فصل و شامل مطالب توصيفي درباره نظام جمهوري اسلامي ايران و نهادهاي مجريه، مقننه و قضاييه كشور بوده و كوشش كرده است به طور اجمال به وضع سياسي، اقتصادي، جمعيتي، قومي و نژادي و مذهبي ايران پرداخته و تحولات و دگرگوني هاي داخلي را براي خوانندگان خود خلاصه كند. ولي آن چه در اين گزارش عمداً از آن صحبت نشده است توانايي نظامي، دفاعي و تسليحاتي كنوني جمهوري اسلامي ايران در منطقه خاورميانه، خليج فارس و به طور كلي در سطح ملي و داخلي است. جالب تر از همه اين است كه عنوان اين گزارش مفصل «آسيب پذيري هاي سياسي، جمعيتي، و اقتصادي ايران» نام گذاشته شده است ولي آن چه در اين سند مشاهده نمي كنيم، آسيب پذيري ها و نقاط ضعف ايران و در بسياري موارد قوي بودن و مشروعيت و مقبوليت نظام و محبوبيت و حمايت عمومي از مسائلي چون توسعه فن آوري انرژي هسته اي كشور است. گزارش تأكيد مي كند كه بعد از عراق و افغانستان ايران بيش از همه مورد توجه سياست گذاران و سياست گذاري آمريكا است. هدف اين گزارش طبق اظهارمؤلفان آن دو نكته بوده است؛ يكي جستجو و پيدا كردن راه و شيوه هاي مختلف براي نفوذ در تغيير رفتار نظام جمهوري اسلامي ايران و ديگري بررسي و ارزيابي عواقب ضربه يا حمله فرضي نظامي آمريكا به ايران.»
اين استاد دانشگاه درخصوص نتيجه گيري اين گزارش مي نويسد:
«اين گزارش نتيجه گيري كرده كه حمله فرضي آمريكا به ايران عواقب تلخي را براي آمريكا به همراه خواهدداشت. در مورد مؤثرترين روش نفوذ آمريكا در ايران، گزارش بر فعاليت هاي فرهنگي، تبليغاتي، رسانه اي و سياسي اشاره مي كند و تحريم اقتصادي، به ويژه جلوگيري از انتقال فن آوري تبديل گاز خام به گاز مايع را براي فشار مالي به ايران لازم مي شمارد. اين گزارش مهمترين نكات آسيب پذير ايران را مسائلي مربوط به تورم، مسكن، اشتغال، ضعف و فساد اداري و افزايش نارضايتي بين طبقات متوسط و پايين و به ويژه جوانان ذكر مي كند، مسائلي كه اهميت آن ها هم از نظر مردم كه تحت فشارند و هم از نظر مسؤولان نامعلوم نيست.»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
533 Hudson Institute
534 Herman Kahn
535 Max Singer
536 Oscar Ruebhausen
537 . بهزاد احمدي لفوركي و فيروزه ميررضوي، همان، صفحه هاي 534-533
538 Herbert I London
539 Kenneth R Weinstein
540 .پيشين، همان، صفحه 534
541 Jonathan S Paris
542 Carnegie Endowment for International Peace
543 Andrew Carnegie
544 International Crisis Group ICG
545 Trita Parsi
546 . مقاله »بازخواني خامنه اي: ديدگاه جهاني قدرتمندترين رهبر ايران
The world view Iranزs most powerful leader ز،2008
547 Comittee on the Present Danger CPD
Joseph Liberman 548
Ilan Berman 549
550 Danielle Pletka
551Eliot A Cohen
552 Frank Gaffney
553 Daniel Pipes
Henry S Jackson 554
555 Iran - A New Approach
556 RAND Corporation
557 . سيد احمد نكويي، نگاهي به بنگاه رند و رويكرد آن به مسائل ايران (1)، ماهنامه پيام انقلاب، شماره 32، صص 23-22
558 Iranشs Political Demographic and Economic Vulnerabilities
 

جنگ نرم واقعيت امروز كشور است

جنگ نرم واقعيت امروز كشور است
دست هاي نامرئي -39

 
حضور گسترده مردم در 22 بهمن، خذلان الهي و رسوايي را نصيب آنان سردمداران غربي، از جمله رئيس جمهور آمريكا دائماً دم از مردم ايران مي زدند كرد.
ايشان همچنين تصريح كردند:
«مردم در اين روز حجت را بر همه تمام كردند و همه دشمنان نظام اسلامي اعم از دشمنان خارجي و مخالفان داخلي بايد بيدار و از توهم خارج شده باشند.» 350
ايشان در تحليلي ديگر درايت خود را اين طور به نمايش گذاردند:
«اين واقعيات نشان مي دهد كه وقتي مستكبران از يك كشور ناراضي هستند منتظر فرصت انتخابات مي مانند تا در صورت پيروز شدن افرادي كه مورد نظر آنها نيستند با كشاندن عده اي به خيابانها، اوضاع را برهم بزنند وحتي در صورت لزوم با ايجاد اغتشاش وآشوب ، نتيجه قانوني انتخابات را با خشونت تغيير دهند .»351
كه چرا علني موضع نمي گيريد؟ چون لازم نيست علني موضع گرفتن چه لزومي دارد؟ علني موضع گرفتن نسبت به يك نقطه ضعف در يك مسئول شما خيال مي كنيد كه چقدر كمك مي كند به حل اين مشكل؟ هيچي.»352
« گاهي هم از بنده گله مي كنند كه چرا فلاني صبر مي كند؟ چرا فلاني ملاحظه مي كند؟ من عرض مي كنم؛ در شرايطي كه دشمن با همه وجود با همه امكانات خود درصدد طراحي يك فتنه است و مي خواهد يك بازي خطرناكي را شروع كند بايد مراقبت كرد او را در آن بازي كمك نكرد. خيلي بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاه هاي مسئولي وجود دارند قانون وجود دارد بر طبق قانون بدون هيچگونه تخطي از قانون. بايستي مر قاون به صورت قاطع انجام بگيرد. اما ورود افرادي كه شان قانوني و سمت قانوني و وظيفه قانوني و مسئوليت قانوني ندارند قضايا را خراب مي كند.»353
«عده اي با شعار طرفداري از قانون، عمل خلاف قانون انجام مي دهند، اين عده شعار طرفداري از امام مي دهند، اما كاري مي كنند كه نسبت به امام(ره) چنين گناه بزرگي انجام شود و دشمنان با خوشحالي براساس اين اقدامات، تحليل كنند و بعد هم برضد مصالح ملي و ملت ايران، تصميم بگيرند. مشكل اصلي همين حرف ها و عمل هاي فريبكارانه و غبارآلودگي فضا است.»354
شرايط سياسي آن روزها تا جايي پيش رفت كه حضرت آيت الله خامنه اي به تنبه سران فتنه اشاره كردند كه:
«آن كسي كه براي اسلام، انقلاب و امام كار مي كند به محض اينكه ببيند، حرف و حركت او موجب ايجاد جهت گيري بر ضد اصول شده، بلافاصله متنبه مي شود و مسير خود را اصلاح مي كند. اما چرا اين آقايان متنبه نمي شوند . »355
و اضافه نمودند:
«وقتي از اصلي ترين شعار جمهوري اسلامي، يعني استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، اسلام آن حذف مي شود، آقايان بايد به خود بيايند و بفهمند كه راه غلطي را مي روند، وقتي در روز قدس كه اساس آن براي دفاع از فلسطين و مقابله با رژيم صهيونيستي است، به نفع رژيم غاصب و برضد فلسطين شعار داده مي شود، بايد متنبه شوند و تبري خود را از اين جريان اعلام كنند . »356
ايشان در اظهارات ديگري عنوان داشتند:
«چرا هنگامي كه سران ظلم و استكبار كه مظهر آن امريكا، فرانسه و انگليس است از آنها حمايت مي كنند، متنبه نمي شوند. چرا هنگامي كه افراد فاسد فراري و سلطنت طلب و توده اي از انها حمايت مي كنند، به خود نمي آيند و متوجه نمي شوند كه مسير آنها غلط و اشتباه است؟
چشم خود را باز كنيد و از اين جريان تبري بجوييد. آيا مي شود به بهانه عقلانيت، اين حقايق روشن را ناديده گرفت. ناديده گرفتن اين حقايق، درست نقطه مقابل عقل است . عقل حكم مي كند، در قضيه اهانت به امام (ره) بجاي آنكه منكر اصل قضيه شويد، اهانت را محكوم كنيد و بالاتر از آن به حقيقت و عمق اين اقدام پي ببريد و متوجه شويد كه دشمن كجا را هدف گرفته و بدنبال چيست.»357
تقسيم ملت به اقليت و اكثريت
ايشان ، تقسيم ملت به » دو گروه اقليت و اكثريت » و » برنده و بازنده« و قرار دادن آنها در مقابل يكديگر را نقشه واضح بيگانگان براي ايجاد دو دستگي در ملت دانستند و افزودند:
«در اين ميان عده اي اغتشاشگر هم وارد ميدان شدند تا با تحقق خواست دشمن، جنگ داخلي درايران براه بيافتد اما ملت ، هوشيار بود و آنان را ناكام گذاشت.»358
از جمله همين حق طلبي هايي كه درخواست مجازات براي مجرماني است كه رهبر اين گونه پاسخ مي گويد :
«يك بخش مهمي توي بيانات چند نفر از دوستانمان بود كه اشاره داشت به مجرماني كه پشت پرده ي حوادث اخير حضور داشتند، و اينكه چرا اينها محاكمه نميشوند، چرا مجازات نميشوند، چرا با اينها برخورد نميشود. من به شما عرض بكنم؛ در قضايائي به اين اهميت، با حدس و گمان و شايعه و اين چيزها نميشود حركت كرد. ما اين انقلاب و اين نظام عظيم را محصول مجاهدت يك ملت بزرگ و فداكاري هاي عظيم جواناني ميدانيم كه چه در دوره ي انقلاب، چه در دوره ي دفاع مقدس، چه بعد از آن تا امروز فداكاري كردند؛ مثل خود شماها، كه در صحنه هاي مختلف حضور داريد و گاهي كارهاي بزرگي انجام مي دهيد .»359
ايشان همچنين از عدم اغماض نسبت به جرم و جنايت تاكيد داشتند و در گفتاري ديگر نهايت هوشمندي خود را در تقابل با فتنه گران ابراز داشتند.
همچنان كه بار ديگر تصريح كردند:
«اين را شما بدانيد، هيچگونه اغماضي از جرم و جنايت وجود نخواهد داشت؛ منتها ما - يا من يا شما، فرق نميكند؛ چه شما كه دانشجو هستيد و زبانتان باز است و راحت حرف ميزنيد، چه من كه يك مجموعه اي از تجربه و سالهاي متمادي كاركرد در ميدان را با خودم همراه دارم؛ در اين جهت با هم فرقي نداريم - نميتوانيم حكم كنيم كه بايد دستگاه قضا اينجور قضاوت كند؛ نه، دستگاه قضا بايد نگاه كند، اگر دلائلي براي مجرميت كسي، چه در زمينه ي سياسي، چه در زمينه ي اقتصادي، چه در زمينه ي مفاسد گوناگون پيدا كرد، بر طبق او حكم كند. اين شايعاتي كه شما شنيده ايد، بنده هم خيلي از اين شايعات را ميشنوم؛ ممكن است بسياري از اين شايعات مطابق واقع هم باشد و انسان شواهد و قرائني هم برايش داشته باشد؛ اما قرينه و شاهد متفرق نميتواند جرمي را عليه كسي اثبات كند؛ به اين نكته توجه داشته باشيد. لذا اينجور نيست كه فرض كنيم يك مجرم قطعي پشت پرده اي وجود دارد كه دستگاه بنا دارد از جرم او به يك دليلي بگذرد.»360
البته رهبر انقلاب اسلامي فلسفه بافي ها بعد از خطاهاي مكرر را عامل اصلي فتنه و غبارآلود شدن فضا دانستند و در همين خصوص خطاب سخنانشان را بار ديگر متوجه سران فتنه كردند اما غيرمستقيم اشاره فرمودند:
«عده اي با شعار طرفداري از قانون، عمل خلاف قانون انجام مي دهند، اين عده شعار طرفداري از امام مي دهند، اما كاري مي كنند كه نسبت به امام(ره) چنين گناه بزرگي انجام شود و دشمنان با خوشحالي براساس اين اقدامات، تحليل كنند و بعد هم برضد مصالح ملي و ملت ايران، تصميم بگيرند. مشكل اصلي همين حرف ها و عمل هاي فريبكارانه و غبارآلودگي فضا است.»361
اما باز هم ايشان نهايت مدارا را لحاظ كرده و با خطاب قرار دادن سران فتنه به برادران سابق خود اينطور اشاره داشتند كه:
«اينها كساني هستند كه بعضي از اينها يك وقتي به خاطر طرفداري از امام مورد اهانت هم قرار مي گرفتند. حالا ببينيد كه كساني به نام اينها شعار مي دهند. عكس اينها را روي دستشان مي گيرند اسم اينها را با تجليل مي اورند درست نقطه مقابل عليه امام و عليه انقلاب و عليه اسلام شعار مي دهند و روزه خواري علني در روز قدس در ماه رمضان مي كنند اينها را مي بينيد خب بكشيد كنار انتخابات تمام شد انتخاباتي بود عمومي هم بود درست هم بود اشكالي هم نتوانستند بر انتخابات بگيرند و ثابت كنند حالا هي ادعا كردند فرصت هم داده شد گفتيم باييد نشان بدهيد ثابت كنيد نتوانستند نيامدند تمام شد. پايبندي به قانون اقتضا مي كند كه انسان ولو اين ريس جمهوري را كه انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد وقتي براي قانون احترام قايل بود بايستي در مقابل قانون خضوع كند. »362
انگليس؛ آمريكا؛ جنگ نرم
بعد از دستگيري عوامل شورش واعترافات آنها تمام حدس وگمان ها در رابطه با ارتباط مستقيم دشمنان قسم خورده به صورت عيني در آمد دراين بين امريكا وانگليس سهم بسزايي در آموزش دشمني به ايران را دارند.آموزش با وسايل ارتباطي ماهواره واينترنت صورت گرفته و شامل تمام مراحل خيانت وجنايت ا زجمله تخريب اموال عمومي، ساخت وسايل منفجره وبمب ها، كشيدن نقشه هاي شوم در حمله به عناصر مذهبي و....مي باشد كه ازتمام اقشار تاثير گزار دانشجو،هنرمند و حرفه اي سازمان هاي خصوصي استفاده شده است .
براندازي نرم كه توسط مقام عظماي ولايت جنگ نرم ناميده شده است با كمك پيچيده ترين شيوه هاي عمليات رواني صورت گرفت .
«در مقطع فعلي دشمن با يك جنگ رواني كه جنگ نرم ناميده مي شود به مقابله با نظام اسلامي آمده و در اين جنگ هدف اصلي دشمن تبديل نقاط قوت و فرصت هاي نظام به نقاط ضعف و تهديدها است .»363
رهبر انقلاب اسلامي سپس به تبيين خطوط اصلي طراحي دشمن در جنگ نرم با نظام اسلامي پرداختند و افزودند:
«مخدوش كردن نشانه هاي اميد و تبديل آنها به نشانه هاي يأس و ترديد، و القاي بن بست و سياه نمايي، و در نهايت گرفتن پويايي جامعه يكي از خطوط مخالفان است.» 364
«قطعا اين بلواهاي بعد از انتخابات به نظر آدم هاي خبره و آگاه، برنامه ريزي شده بود. يعني انسان با هر كسي از انسان هاي فهيم كه با مسايل كشور و با مسايل جهاني آشنا هستند در ميان مي گذارد مي فهمد. پريروز من به ايشان همين را عرض كردم گفتم اينها برنامه ريزي شده بود ايشان گفتند قطعا. يعني همه اين را مي فهمند كه اين كار برنامه ريزي شده بود و اين يك كار دفعي نبود كه بخواهيم بگوييم يك چيزي پيش امده... من متهم نمي كنم افرادي را كه دست اندركار بودند كه اينها دست نشانده بيگانه هايند يا انگليسيند يا امريكاييند- اين را من ادعا نمي كنم چون براي من اين قضيه ثابت نيست چيزي كه ثابت نيست نمي توانم بگويم - اما آني كه مي توانم بگويم اين است كه اين جريان چه پيشقراولانش دانسته باشند چه ندانسته باشند يك جرياني بود طراحي شده تصادفي نبود.»365
رهبر انقلاب اسلامي جنگ نرم را واقعيت امروز دانستند و با اشاره به تذكرات و سخنان بيست سال گذشته شان خاطرنشان كردند:
«وقتي انسان، تجهيز، صف آرايي، دهان هاي با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاي با غيظ فشرده شده عليه انقلاب، امام خميني و آرمان هاي نظام اسلامي را مي بيند وجود اين جنگ نرم را باور مي كند هرچند ممكن است عده اي اينها را نبيينند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
350 . همان
351 . بيانات در اجنماع بزرگ زائران و مجاوران حرم امام رضا(عبيه السلام)، 1/1/89
352 . بيانات در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي، 4/6/88
353 . بيانات در ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون، 22/9/88
354 .همان
355 . همان
356 . همان
357 . همان
358 . بيانات در اجنماع بزرگ زائران و مجاوران حرم امام رضا(عبيه السلام)، 1/1/89
359 . بيانات در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي، 4/6/88
360 . همان
361 . بيانات در ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون، 22/9/88
362 . همان
363 . بيانات در ديدار رييس و نمايندگان مجلس خبرگان رهبري، 2/7/88
364 . همان
365 . همان
 

دوچرخه

حيوونكي! دو نفر يك دوچرخه دزديده بودند، يكي از آنها دوچرخه را براي فروش به خيابان برد ولي در حالي كه با مالخر چانه مي زد، دزد ديگري دوچرخه را به سرقت برد. يارو دست از پا د رازتر نزد رفيقش برگشت، دزد همكارش از او پرسيد؛ دوچرخه را چند فروختي؟ و يارو با عصبانيت گفت؛ به قيمت خريد!

انتخابات برخي خواص را مردود كرد

انتخابات برخي خواص را مردود كرد
دست هاي نامرئي -37

 با بررسي اتفاقات و اسناد روشن پيرو آموزش هاي قبل از انتخابات به افراد، مبني بر نحوه اغتشاشات و ساير تجهيزات و آمادگي ها مي توان نتيجه گرفت كه وجود اغتشاشات به هر حال از برنامه هاي دشمن بوده است.
شائبه تقلب در انتخابات پيش از برگزاري انتخابات بر سر زبان ها افتاد.
كميته صيانت از آراء اعلام پيروزي در انتخابات پيش از پايان راي گيري و برگزاري كنفرانس مطبوعاتي در همين راستا و برنده خواندن خود، گوي ديگري بود كه از گردونه پروژه فتنه بيرون آمد.
شنبه بعد از انتخابات
توصيه رهبر انقلاب به «مهرباني و بردباري» در پيام تبريك «شنبه پس از انتخابات» هم خطاب به كانديدا و هواداران نامزد منتخب بود و هم خطاب به كانديداهاي ديگر. اين در حالي بود كه اقدامات تحريك كننده از شب قبل از آن آغاز شده بود. رهبر انقلاب در جاي ديگر رقيبان ديروز را به حمايت از نامزد پيروز فراخواندند و آن را «امتحاني الهي» براي آنان دانستند.
اما با فاصله يك روز پس از پايان راي گيري، از عصر شنبه تجمعات غير قانوني به سمت اغتشاش كشيده شد.
شامگاه 23 خرداد مردم تهران شاهد تخريب گسترده اموال عمومي در برخي خيابان هاي مناطق مركزي و شمالي تهران بودند.
25 خرداد ماه خبري از ديدار رهبر معظم انقلاب با ميرحسين موسوي منتشر شد. تلاش رهبر انقلاب در ديدار با موسوي اين بود تا او را براي رسيدگي به شكايات خود از طرق قانوني و در چارچوب نظام سوق دهند. رهبر انقلاب در ديدار خود با نامزد ناكام انتخابات از تحريكات دشمن و طراحي هاي پشت صحنه براي آشوب گري در خيابان ها خبر دادند و «جنس موسوي» را با اغتشاش گران متفاوت دانستند.
بعد از ظهر همان روز پيش بيني رهبر انقلاب رنگ تحقق گرفت. تجمع غير قانوني كه در حوالي ميدان آزادي برگزار شد با حمله عده اي از تظاهر كنندگان به يك پايگاه نظامي به خشونت كشيده شد.
علي رغم آنكه نشاني از تغيير در عملكرد معترضان ديده نمي شد، رهبر انقلاب يك روز بعد نمايندگان كانديداهاي انتخاباتي را به حضور پذيرفتند. پس از سخنان نمايندگان ستادهاي انتخاباتي و طرح بي پرده بسياري از شبهات و سوال ها رهبر انقلاب سخن را آغاز كردند.
مخاطب سخنان 26 خرداد رهبر معظم انقلاب تمامي كانديداها - چه كانديداهاي شكست خورده و چه رئيس جمهور منتخب- بودند و آنگونه كه خود فرمودند «حرف اصلي» ايشان بر مراقبه دو طرف قضايا براي جلوگيري از انشقاق و حركت به سمت «يكپارچگي و وحدت» بود.
رهبر معظم انقلاب در بخشي از سخنان خود به قولي از موسوي اشاره كردند كه بطن آن توصيه اي بود به كانديداهاي انتخاباتي:
«آقاي مهندس موسوي براي من نقل ميكردند كه توي يك خياباني كه ايشان ميرفته، ماشيني با ماشين ايشان همراه ميشوند. آنها شروع ميكنند حرفي و شعاري را كه عليه آقاي موسوي بوده، با خنده گفتن، آقاي موسوي گفت من هم خنديدم و به آنها دست تكان دادم اينجوري و عبور كردم. خوب، اين فضا خيلي فضاي خوبي است. اين فضا بعد از انتخابات نبايد تبديل بشود به فضاي خصومت و تقابل.»334
با وجود آن كه طرح شبهه تقلب بستر اصلي را براي اغتشاشات خياباني فراهم آورده بود اما فرض رهبري آن بود كه جريان شكست خورده در انتخابات از افراطي گري ها و اغتشاشات دوري خواهدجست. لذا از نامزدهاي انتخاباتي خواستند صراحتا از اغتشاش گران تبري جويند؛ فرصتي كه راه را بر باقي ماندن آنها در مجموعه انقلاب هموارتر مي كرد.
«همه بايد در مقابل اين خرابكاري ها بايستند، اعلام موضع كنند. همه بايستي بگويند اين تخريبهائي كه انجام ميگيرد، اين كارهاي زشتي كه انجام ميگيرد، بعضاً جناياتي كه واقع ميشود، مربوط به هيچكدام از اين اطراف قضيه نيست؛ اين مربوط به مردم نيست، مربوط به نامزدها نيست؛ مربوط به خرابكارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. مبادا كسي توهم كند و تصور بكند كه اين مربوط به اين است كه اينها طرفدار فلان نامزدند.»335
تا زماني كه تاييد نهايي نتايج انتخابات از سوي نهادهاي مسؤول انجام نگرفته بود، رهبر انقلاب ضمن به رسميت شناختن شبهاتي كه ممكن است براي كانديداهاي انتخاباتي وجود داشته باشد بر حل تمامي اين شبهات از مسير قانوني تا انتها وهمكاري كامل نهادهاي انتخاباتي - شواري نگهبان و وزارت كشور- تاكيد مي نمودند. پيشنهاد بازشماري تصادفي صندوق ها اولين بار از سوي شخص ايشان در ديدار با نمايندگان كانديداها مطرح شد.
«ممكن است كساني ... اشكالات و اعتراضاتي را بر مجاري گوناگون امور در انتخابات ثبت كرده باشند و اعتراض داشته باشند ... رسيدگي به اينها حتماً بايد انجام بگيرد.»336
با پايان مهلت شوراي نگهبان براي رسيدگي به شكايات، با آنكه معترضان تا آن لحظه از پذيرش مجاري قانوني سرباز زده بودند، رهبر بزرگوار انقلاب در پاسخ به نامه دبير شوراي نگهبان براي تمديد پنج روزه مهلت رسيدگي به شكايات موافقت نمودند.
رهبر انقلاب مصمم بودند تا همه راه هاي قانوني و ممكن براي شبهه زدايي را عملي نمايند. شايد معترضان در مسير قانون و اصلاح قرار گيرند.
همچنان كه اتمام حجت رهبر بزرگوار امت در جمعه تاريخي 29خرداد، فتنه گران را از تحميل خواسته هاي فراقانوني نااميد كرد، نصايح دلسوازنه ايشان و انذار از آنچه در آينده رخ خواهد داد راهي گشود تا معارضان مسيري را كه به سقوط كامل منجر مي شد،اصلاح نمايند. در همين خصوص فرمايشات گرانقدر آن حضرت خواندني است :
«به اين برادران عرض ميكنم، به مسئوليت پيش خداي متعال فكر كنيد: پيش خدا مسئوليد، از شما سؤال خواهد شد. آخرين وصاياي امام را به ياد بياوريد؛ قانون، فصل الخطاب است؛ قانون را فصل الخطاب بدانيد.
من به همه ي اين آقايان، اين دوستان قديمي، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه ي صدر داشته باشيد؛ دستهاي دشمن را ببينيد.»337
دقت در برخي جملات خطبه هاي 29 خرداد عمق تيز بيني و ژرف انديشي رهبر فرزانه انقلاب را نشان مي دهد چرا كه ايشان در بخشي از خطبه دوم ايشان نخبگان سياسي را به «مراقبت شديد از گفتار خويش» توجه دادند. »اگر آنها - نخبگان سياسي- كمي افراطي گري كنند، دامنه اين افراطي گري در بدنه مردم به جاهاي بسيار حساس و خطرناكي خواهد رسيد كه گاهي خود آنها ديگر نمي توانند آن را جمع كنند.» طرح اين نكته از جانب رهبر معظم انقلاب مسئوليت بسياري از رسوايي ها در جريان حوادث روزقدس، سيزده آبان و روز عاشورا را مستقيما بر عهده سران فتنه نهاد. چند ماه بعد در ديدار رهبري با نخبگان، ايشان از پيغام خصوصي خود به صحنه گردانان حوادث پس از انتخابات خبر دادند اما چون اثري مشاهده نشده بود علنا در نماز جمعه تذكر داده بودند.
حمايت هاي خارجي و هشداري زيركانه
نكته ديگر هشدار رهبر انقلاب به حمايت هاي خارجي است كه از جريان فتنه گر صورت مي گرفت:
«دستهاي دشمن را ببينيد ... گرگهاي گرسنه ي كمين كرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسي را يواش يواش دارند از چهره هايشان برميدارند و چهره ي حقيقي خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد.»338
پس از اين، موضوع حمايت هاي خارجي بارها مورد توجه رهبر انقلاب قرارگرفت. تاكيد ايشان در هر مرتبه بر لزوم هوشياري تمام جريان هاي داخلي و مرزبندي و موضع گيري برعليه دشمن هاي مستكبر بود.
نيمه تيرماه، در سخنراني عمومي در سالروز ولادت امير المومنين (عليه السلام)، رهبر انقلاب بزرگوارانه حمايت خارجي ها از جريان هاي داخلي را در راستاي اختلاف افكني تفسير كردند:
«اسم بعضي ها را مي آورند به عنوان اينكه ما مدافع آنها هستيم؛ دروغ ميگويند؛ مدافع آنها هم نيستند؛ قصدشان ايجاد اختلاف است.»339
با اين وجود و علي رغم هشدارهاي آتي پيرامون حمايت هاي خارجي، سران فتنه نه تنها به عملكرد خويش ادامه دادند بلكه با سكوت در قبال سران آمريكا و اروپا و توجيه حمايت هاي اينچنيني دلخوشي خود را نسبت به اين گونه حمايت ها نشان دادند.
در اين شرايط سخنان رهبر معظم انقلاب خصوصا پس از 29 خرداد، عمدتا نخبگان سياسي را مخاطب خود قرار داده بود. چرايي اين موضوع در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري مشخص شده است. ايشان مردم را در آزمون پس از انتخابات سربلند دانستند، در عين آن كه برخي نخبگان را در رديف «مردودين» اين انتخابات دانستند:
«امتحان هايي هم در اين انتخابات پيش آمد. يك امتحان، امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در اين امتحان برنده شدند؛ نمره ي قبولي گرفتند ... بسياري از آحاد مردم، از جريانهاي سياسي، طبق وظيفه شان عمل كردند. بعضي از خواص هم البته مردود شدند. اين انتخابات بعضي ها را مردود كرد.»340
پيشتر از اين هم رهبر انقلاب در سالروز عيد مبعث نخبگان را در معرض «امتحان عظيم» دانسته بودند و دغدغه هاي خود را درباره سقوط نخبگان ابراز نمودند:
«نخبگان سر جلسه ي امتحانند؛ امتحان عظيمي است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است.»341
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
334 . بيانات در نشست دوستانه نمايندگان مسئولان اجرائي، نظارتي و كميسيون تبليغات انتخابات، 26/3/88
335 . همان
336 . همان
337 . خطبه هاي نماز جمعه تهران،29/3/88
338 . همان
339 . بيانات مقام معظم رهبري در سالروز ولادت حضرت اميرالمومنين (عليه السلام)،15/4/88
340 . بيانات در مراسم تنفيذ حكم دهمين دوره رياست جمهوري، 12/5/88
341 . بيانات در سالروز عيد مبعث، 29/4/88
پاورقي

مديريت رهبر انقلاب در فتنه 88

مديريت رهبر انقلاب در فتنه 88
دست هاي نامرئي -34

 
حوادث سال هاي پس از رحلت امام خميني(ره) - ايام زعامت مقام معظم رهبري- آميخته با دشوارترين حوادثي بود كه به جرات مي توان تدابير هوشمندانه رهبري را تيرخلاصي به همه اين اتفاقات ناگوار دانست.
در دهه اول انقلاب اسلامي بحران هايي چون كودتاي نظامي، تحركات تجزيه طلبانه، ترورهاي كور منافقانه، نفوذ ضد انقلاب در صفوف مسئولين نظام اسلامي، تجاوز نظامي و جنگ تحميلي از جمله حوادثي بود كه هر يك از آنها به تنهايي براي سرنگوني انقلاب كافي بود. اما آن چه در عمل موجب شكست اين اقدامات براندازانه شد هوشياري و مديريت حضرت امام و اعتماد و همراهي ملت با امام بود. در دهه دوم و سوم انقلاب، دشمنان ديرينه اسلام و انقلاب سناريوهاي مختلفي را براي براندازي و ضربه زدن به نظام اسلامي طراحي نمودند كه يكي پس از ديگري با تدبير و درايت رهبر معظم انقلاب اسلامي و همراهي و پشتيباني مسئولين و مردم آگاه ناكام ماند. آخرين سناريوي طراحي شده با هدف براندازي نظام اسلامي، سناريوي كودتاي مخملين بود كه در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري در دستور كار كودتاگران قرار گرفت. رهبر معظم انقلاب اسلامي از آغاز فعاليت هاي انتخاباتي در نيمه دوم سال 87 با تيزبيني و دور انديشي، رهنمودهاي خود را براي هدايت ملت ايراد فرمودند. معظم له در سخنان خود نكات كليدي و بنيادي را مطرح نمودند كه عمل و توجه به آن راه گشاي مردم و جريان ها و گروه هاي سياسي بود.
درايت در رفع توطئه ها، استقامت در مقابل تهديدات داخلي و خارجي، شجاعت در برابر دشمنان، پشتكار در توسعه علمي جامعه، صبر در برابر بعضا نافرماني ها و هوشياري در تحليل شرايط سياسي و فرهنگي و غيره و در نهايت صبر و شكيبايي پدرانه ايشان در مقابله با جريان فتنه و درايت در مبارزه با موج برانداز طي سال اخير مدعاي خوبي براي شايستگي ايشان در قامت ولايت امر و عالي ترين شخصيت نظام جمهوري اسلامي ايران است.
اما هوشياري رهبري معظم به ويژه حين انتخابات دهم رياست جمهوري و حوادث بعد از آن آشكارتر شد چرا كه اين دوران را بايد يكي از پيچيده ترين شرايط سه دهه گذشته انقلاب اسلامي دانست كه به واسطه آن خيلي از ظرفيت ها و واقعيت هاي جمهوري اسلامي محك خورده و مورد آزمون قرار گرفت.
در چنين بستري؛ ظرفيت، كارآمدي و قدرت روزآمدي انديشه ولايت در مواجهه با چالش هاي پيچيده و چند وجهي نمود عيني به خود گرفت و منطق، درايت و دورانديشي خاص رهبري را به نمايش گذارد.
بنابراين انتخابات بهانه اي شد تا نقاب از چهره فتنه كنار رفته و پيش بيني هاي رهبري از فرصت طلبي دشمنان براي اجراي كينه هاي سي ساله كه همچون زهري مهلك كام امت اسلامي را تلخ مي كرد به واقعيت به پيوندد.
غفلت زدگان فتنه گران؛ از آن جا كه براي عملي كردن نقشه هايشان نياز به مهره هايي داشتند، افرادي خودآگاه در اين مسير قرار گرفتند تا عده اي را ناخودآگاه دست آويز خود قرار دهند وآشوبي به پا كنند. آشوبي كه با بهانه انتخابات بستري شد براي اجراي همه آنچه پيش از اين در سينه هايشان محفوظ داشته بودند. مشكل اين افراد به فرموده معظم له بي بصيرتي، غفلت زدگي و يا بي تقواييست .
همانطور كه جريان اصلاحات با حباب اصولگرايي در باب گفتمان انتخابات دم از خط امام مي زد و در اين دوران ماهيت خود را برملا كرد.
اينان در يك فرايند پيچيده، تمامي ابزار و امكانات را به كار گرفتند تا با تلفيق سه دكترين مهار، جنگ رسانه اي و نافرماني مدني نظام جمهوري اسلامي ايران را با چالشي جدي مواجه كنند.
در واقع طراحان و نيروهاي عمل كننده در اين عرصه اگرچه تلاش داشتند با بحران ناميدن اين صحنه و بحراني قلمداد كردن شرايط كشور و ايجاد رعب و وحشت ناشي از آتش زدن اموال دولتي و مردمي و غارت بيت المال همچنين كشاندن مردم به خيابان ها، گام به گام اهداف خود را از ابطال انتخابات تا براندازي پيش ببرند اما ناتوان و مستاصل از ادامه فرايند در تقابل با درايت رهبري ناكام ماندند و تلاش كردند با تشديد فشارهاي بيروني و البته بهره گيري از فرصت شبكه مجازي طراحي شده توسط دشمن، اهداف خود را عملياتي كنند.
اما يكي از هوشمندانه ترين تدابير رهبري، تعريف ميدان و صحنه عمل بود.
مرور شكست هاي پياپي در تمامي لحظه هاي نوروز 88 تا 89 گواه تاريخي يك سال فتنه گري آشكار توسط اهالي فتنه جو و شكست آن با توسل به تدابير رهبري است.
روشنگري براي مردم؛ پايه و مبناي انتخابات
تاكيد بر اهميت انتخابات و حضور مردم در اين آزمون، داشتن تقوي، انصاف و رعايت صحبت كردن براي به طمع نيانداختن دشمن در نامزدها در فهرست منويات مقام رهبري قرار گرفت.
بيش از همه رهبري با عظمت بخشيدن به جايگاه مردم در ايران چند منظور را دنبال كردند.
نظام را به معناي واقعي مردم سالار معرفي كردند نه مردم سالاري غربي كه فريبنده است.
«ارزش مردم سالاري را وقتي مي دانند كه مردم به دنبال عقل باشند. انتخابات در كشور ما يك حركت نمايشي نيست. پايه نظام ما همين انتخابات است. يكي از پايه ها، انتخابات است. مردم سالاري ديني با حرف نمي شود؛ مردم سالاري ديني با شركت مردم، حضور مردم، اراده مردم، ارتباط فكري و عقلاني و عاطفي مردم با تحولات كشور صورت مي گيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگاني و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست. اين مردم سالاري، عامل پايداري ملت ايران است.»307
تاكيد ايشان بر حضور حداكثري مردم نيز درخور اهميت بود.
«هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشم مخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال مي شوند. عظمت ملت ايران را حضور مردم در انتخابات نشان مي دهد؛ انتخابات اين است. بنده همواره در درجه اول در انتخابات سعيم بر اين است كه به مردم عرض كنم حضور شما در اين انتخابات مهم است.»308
ايشان نقش مردم را مانع از بازگشت استبداد قلمداد كردند و پيش از اين نيز از خطر بازگشت استبداد و سلطه بيگانگان هشداردادند.
«دولت آمريكا از اول با اين انقلاب با روي عبوس و چهره ترش و با لحن مخالفت روبه رو شد اين چيزي نيست كه بر كسي پوشيده باشد. اولين كاري كه از طرف امريكائي ها انجام گرفت، تحريك مخالفين پراكنده جمهوري اسلامي و كمك به حركتهاي تجزيه طلب و تروريستي در كشور بود؛ از اول اين كار را شروع كردند. متأسفانه اين كار هنوز هم ادامه دارد.»309
«عزيزان من! انتخابات نزديك است؛ امروز يك ماه به روز انتخابات باقي است. انتخابات يكي از آزمونهاي بزرگ ملت ايران در مقابل چشم دشمنان است؛ به همين جهت روي انتخابات ما حساسند. از حدود يك سال پيش، دستگاههاي تبليغاتي دشمنان ملت ايران، با يك شيب ملايمي شروع كردند عليه اين انتخابات حرف زدن و اقدام كردن و مطلب ساختن؛ دستگاههاي امنيتي شان هم مشغول شدند به خبرگيري و گمانه زني و پيشنهاد دادن. روي اين انتخابات حساسند. امروز هم شما وقتي به خبرهاي رسانه هاي گوناگون خارجي - كه بسياري از اينها دل پركينه و پردشمني اي نسبت به ملت ايران دارند - نگاه كنيد، خواهيد ديد نسبت به انتخابات ما بي تفاوت نيستند و سعي مي كنند اغراض خودشان را عمل كنند.»310
اما به راستي اين اغراض چه بود كه رهبر معظم انقلاب يك ماه پيش از انتخابات بدان هشدار دادند و نسبت به آن تاكيد ويژه اي داشتند و در درجه اول، هدف استكبار را تعطيل شدن انتخابات برشمردند تا آنجا كه اشاره فرمودند:
«در يك دوره اي سعي كردند انتخابات مجلس شوراي اسلامي را به انواع و اقسام حيله ها متوقف كنند. خداي متعال نخواست و اراده ي مردان مؤمن نگذاشت.»311
ايشان در درجه بعد، هدف دشمنان نظام جمهوري اسلامي ايران را اينطور برشمردند.
«هدفشان اين است كه انتخابات سبك و سرد برگزار بشود. ميخواهند ملت ايران حضور فعالي در انتخابات نداشته باشد. ملت عزيز ايران! من به شما عرض ميكنم، درست در نقطه ي مقابل خواست دشمنان، همه ي ما بايد در انتخابات حضور فعالي داشته باشيم. انتخابات آبروي ملي ماست؛ انتخابات يكي از شاخصهاي رشد ملي ماست.»312
در فاصله نزديك به انتخابات، حملات شديدتر مي شود. دشمن چند مسير را طي مي كند تا ببيند كدام نامزد برنده مي شود تا بعد ازانتخابات آن سياست متناسب با نامزد را انتخاب كند !
اگر اصلاح طلب برنده شود شروع اغتشاشات و در نهايت حمله به رهبري. كه همين اتفاق هم افتاد.
درست در روزهاي پاياني نزديك به انتخابات شعارهاي تغيير خواهانه اوج گرفت و سبزهاي نمادين، همان جلبك هاي خط گرفته از سران فتنه با راديوهاي بيگانه همراه شدند و شروع كردند به مخدوش كردن چهره انتخابات.
رهبر معظم انقلاب نيز در همين خصوص اشاراتي داشتند:
«از دو سه ماه قبل از اين، راديوهاي بيگانه شروع كردند به بدنام كردن و مخدوش كردن چهره ي انتخابات در كشورمان، براي بدبين كردن مردم. گاهي گفتند: اين انتخابات نيست، انتصابات است . گاهي گفتند: اين يك بازي كنترل شده ي درون حكومت است؛ گفتند: اين كانديداها خودشان دارند بازي مي كنند؛ نامزدهاي مختلف كه مي بينيد با هم اختلاف نظر دارند، اينها همه ظاهرسازي است، بازي است. گاهي گفتند: در انتخابات قطعاً تقلب انجام خواهد گرفت؛ مقصود از همه ي اين تخريبها يك چيز است و او اينكه ميخواهند ملت در انتخابات، مشاركت قوي و نماياني نكند. بدانيد؛ با مردم سالاري شما مخالفند. دشمن با همين حضور شما، با همين انتخاب شما مخالف است. مي خواهند پشتوانه نظام را كه مردم هستند و آراء مردم است، از نظام بگيرند؛ ميفهمند چه كار دارند ميكنند. واي به حال آن كساني كه نادانسته، از روي غفلت، همان حرف آنها را تكرار كنند و همان مقصود آنها را در داخل تحقق ببخشند. آنها دارند اميد را از مردم مي گيرند.»313
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
307 . بيانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم امام رضا(عليه السلام)، 1/1/88
308 . همان
309 . همان
310 . بيانات در جمع مردم استان كردستان در ميدان آزادي سنندج، 22/2/88
311 . همان
312 . همان
313 . بيانات در بيستمين سالگرد رحلت امام خميني(ره)، 14/3/88
 

هندونه ها

يارو توي اتوبوس دست هاشو به كمرش زده بود. يكي بهش گفت؛ آقا! چرا اينجوري وايستادي؟ دستها تو بنداز، جا تنگ شده و يارو نگاهي به دستهاش كرد و گفت؛ پس هندونه ها كو؟!

حسرت

الاغي چشمش به يك اسب افتاد كه زين چرمي داشت، با حسرت دستي به پالون خودش كشيد و گفت؛ كاش من هم به تحصيلاتم ادامه داده بودم!

سود محوري يا خدا محوري بنيان هاي نظري فرهنگ غرب در بوته نقد

سود محوري يا خدا محوري بنيان هاي نظري فرهنگ غرب در بوته نقد

 
در قرن نوزدهم، بازده اقتصادي بالا، تنها نصيب صاحبان سرمايه مي شد و كارگران و طبقات پايين جامعه در ضعف و محروميت اقتصادي به سر مي بردند. از اين رو، در مقاطع و جريان هاي مختلفي، اين طبقات عليه نظام سرمايه داري شوريدند و دست به تظاهرات و اعتصابات زدند. دراين ميان، نظريه پردازان سوسياليست، اعتراض به نظام سرمايه داري را تئوريزه كردند و ايدئولوژي سوسياليسم را به عنوان تفكري كه نظام سرمايه داري را نفي مي كرد، پروراندند. از اين رو، سرمايه سالاران، حفظ موجوديت و منافع شان را درگرو تعديل منفعت طلبي خود و وضع قوانيني در جهت تامين حداقلي از منافع طبيعت كارگر ديدند. بيمه هاي اجتماعي، اجازه تشكيل اتحاديه هاي كارگري، امكان خريد سهام مؤسسات و سهيم بودن كارگران در سود مؤسسات و... بخشي از اين تعديل ها در نگاه نظام سرمايه داري به طبقات پايين بود.
حاكميت نظام سرمايه داري در غرب حاكي از ديكتاتوري پول و سرمايه دراين پهنه است، به طوري كه منفعت اقتصادي، حتي كانون فرهنگ و سياست در غرب به شمار مي رود. «اس.اف. سينگر» مادي زدگي و پول محوري زندگي آمريكايي ها را اين چنين توصيف مي كند:
«در جامعه ما كه امكانات مادي از اهميت و سهم قابل توجهي در آن چه مردم را شادكامي و خوشبختي مي دانند، برخوردار است، تعريف آماده و دردسترسي از كيفيت زندگي عبارت است از: داشتن پولي هرچه بيشتر كه پس از برآوردن نيازهاي اساسي برجاي بماند و داشتن زمان و فرصت هاي لازم براي صرف آن پول به طريقه اي دلپذير و مطبوع.»1
بنابراين، نظام سرمايه داري تعريفي اقتصادي از انسان و جامعه عرضه و چارچوبي مادي و سودجويانه براي فضيلت و رذيلت ترسيم مي كند.
عقل در نظام سودانگارانه سرمايه داري تنها از منزلتي ابزاري در امتداد خودپرستي و لذت خواهي بشر غربي برخوردار است، آنچنان كه آنتوني آربلاستر مي نويسد:
«عقل در اين ديدگاه به معناي خدمتكار نفس، به قول هيوم، برده شهوات و خواهش هاست. عقل نمي تواند بگويد كه هدفي بيش از هدف ديگر، عقلاني است. هر هدف يا شيء خواستني است. كار عقل اين است كه انرژي هاي نيرومند اما نامنظم خواهش ها و اميال را تنظيم نموده و به آنها بياموزد كه چگونه از اقتصادي ترين راه ها، حداكثر ميزان رضايت شخص را كسب كند.»2
در واقع، مبتني بودن نظام سرمايه داري بر فردگرايي و سودگرايي، موجب غريزي شدن فضاي اخلاقي جامعه مي شود. در اين گستره، ملاك داوري ها، انگيزه رفتارها و غايت آنها، اميال و غرايز است. عقل نيز از هدف گذاري عاجز است و تنها، روش بهينه ارضاء اميال را مشخص مي سازد، يعني در واقع، عقل محدود به عقلانيت ابزاري است. 3
چالش و نقد:4
1-لازمه نظام سرمايه داري اين است كه امور اقتصادي جامعه به گونه اي وسيع، در اختيار افراد معيني از سرمايه داران قرار گيرد، يعني نه تنها افرادي ثروت داشته باشند و افرادي نداشته باشند، بلكه افرادي (سرمايه داران) قادر باشند اقتصاد كلان را در راستاي منافع خود و در مسيري مغاير با منافع اجتماعي سازماندهي كنند.
2- از جمله ره آوردهاي اجتماعي نظام سرمايه داري، حاكميت يافتن «سودمحوري» بر مناسبات و روابط انساني است. در جامعه سرمايه سالار، هر فردي از حاشيه روابط خود با ديگر انسان ها، تنها در پي بهره برداري مادي و منفعت طلبانه از آن هاست و نگاهي ابزاري به آن ها مي كند. بدين ترتيب، پول و كالا در راس هرم ارزش ها قرار مي گيرند و جايي براي ايثار، عواطف عالي انساني و ديگر دوستي باقي نمي ماند.
آلوين تافلر در همين رابطه مي نويسد:
«لزومي ندارد كه انسان ماركسيست باشد تا با مانيفست كمونيست در اين ادعانامه مشهور عليه جامعه جديد هم عقيده باشد، در آن جا كه مي گويد: «ديگر بين انسان با انسان هيچ رابطه اي به جز منافع شخصي عريان و پرداخت نقدي عاري از احساس و عاطفه باقي نمانده است.» روابط شخصي، پيوندهاي خانوادگي، عشق، دوستي، علقه هاي همسايگي و اجتماعي همگي در هجوم بيرحمانه منافع شخصي تجاري رنگ باخته اند يا به تباهي كشيده شده اند!» 5
قرآن كريم حتي هشدار مي دهد كه ارزش شدن «ثروت» موجب طغيان در برابر حقيقت مي شود:
«و ما ارسلنا في قريه من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون و قالوا نحن اكثر اموالا و اولادا و ما نحن بمعذبين.»6
«در هيچ شهري، بيم دهنده اي را به رسالت نفرستاديم مگر اين كه شادخواران ]ثروتمندان عياش[ آن گفتند: ما به اين دين كه براي ابلاغ آن آمده ايد اعتقاد نداريم. و گفتند: ما اموال و فرزندان بيشتري داريم وچون نعمت دنياي ما افزون تر است در آخرت هم عذاب نخواهيم شد!»
3- نظام سرمايه داري بدون «بهره كشي و استثمار» غيرانساني و بيرحمانه از كارگران و طبقات پايين اقتصادي نمي تواند به حيات خود ادامه دهد. در اساس گسترش نظام سرمايه داري در قرون گذشته نيز مرهون همين شيوه بوده است. اكنون نيز سرمايه داران مي كوشند تا با تعيين سطح دستمزدها در حداقل ممكن و تضييع محسوس و نامحسوس حقوق كارگران، بر فربهي خود بيفزايند.
4- نظام سرمايه داري به طبيعت اين عالم تنها به عنوان منبعي براي بهره برداري مادي و توليد ثروت مي نگرد. حرص و افزون خواهي انسان اقتصادي نظام سرمايه داري تا آن جا پيش رفته كه وي به بهاي تخريب محيط زيست و مشقت آفريني براي تداوم زندگي خود بر روي كره زمين، به مصرف بيشتر مواد خام طبيعي و مصنوعي و توليد هر چه بيشتر كالا مي پردازد! اكنون جوامع بشري دچار معضلات زيست محيطي بحران زا و مصيبت آفرين متعددي همچون آلودگي آب و هوا و خاك، تخريب جنگل ها، انقراض نسل برخي از گونه هاي حيواني و گياهي، در معرض نابودي قرار گرفتن منابع زيرزميني توليد انرژي و سوخت، افزايش يافتن دماي كره زمين و... هستند و روز به روز هم بر وسعت اين فاجعه جبران ناپذير افزوده مي شود! تمامي اين معضلات ناشي از خودبرتربيني و خودخواهي سرمايه داران است كه طبيعت را نه همچون «آيت و امانت خداوند» و «موهبتي همگاني»، بلكه به مثابه «ماده اوليه» مي بينند!
5- سود بيشتر در نظام سرمايه داري، وابسته به توليد بيشتر است. توليد بيشتر نيز خود معلول مصرف بيشتر است. از اين رو، نظام سرمايه داري مي كوشد تا با تبليغات دروغين، «مصرف گرايي» را اشاعه دهد و اسراف و تبذير را به عنوان نوعي يارزش اجتماعي نهادينه كند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. ناصر جهانيان، چالش فقر و غنا در كشورهاي سرمايه داري، تهران: مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ اول، 1382، ص .22
2. آنتوني آربلاستر، ظهور و سقوط ليبراليسم غرب، ترجمه عباس مخبر، تهران: نشر مركز، 1377، صص 51-.50
3. حسين معزي، «نقدي بر اهداف نظام سرمايه داري از ديدگاه اسلام»، فصلنامه كتاب نقد، سال سوم، تابستان 1378، ص .64
4. بندهاي اول تا هفتم برگرفته از اين منابع هستند:
مرتضي مطهري، نظري به نظام اقتصادي اسلام، تهران: انتشارات صدرا، چاپ چهارم، 1373، صص 224- .220
محمد حكيم پور، «اسلام و سرمايه داري»، فصلنامه كتاب نقد، شماره 11، صص 37-2.
شهريار زرشناس، سرمايه سالاري، تهران: كتاب صبح، چاپ اول، .1380
5. آلوين تافلر، موج سوم، ترجمه شهين دخت خوارزمي، تهران: نشر فاخته، 1363، ص .57
6. سوره سبا، آيات 35-.

نشانه

يك سرهنگ آمريكايي وقتي ديد يكي از سربازانش نمي تواند هيچكدام از تيرها را به هدف بزند با عصبانيت تفنگ را از دست او گرفت و به سوي هدف نشانه رفت ولي تيرش به ده متر آن طرف تر اصابت كرد ولي بدون آن كه خودش را از تك و تا بيندازد به سرباز گفت؛ ديدي! مرتيكه! تو اينطوري تيراندازي مي كردي!

گدايي

شخصي در خيابان گدايي مي كرد و به عابران مي گفت به من بيچاره كمك كنيد كه گداي معمولي نيستم، بلكه نويسنده اي هستم كه دهها كتاب نوشته ام! عابري پرسيد مثلاً چه كتابي؟ و يارو گفت؛ كتاب معروف «گدايي كن تا محتاج خلق نشوي»!

دست هاي نامرئي -15 انتخابات دهم فرصتي براي تغيير موازنه



سخنگوي سازمان ادوار تحكيم در خصوص بيان اولويت هاي انتخاباتي سازمان خود مي گويد:
«در انتخابات آينده، اولويت اصلي حركت به سمتي است كه بتواند موازنه موجود را از طريق احياي جنبش اجتماعي تغيير دهد و پيشبرد اصلاحات به شيوه هاي كارآمد را عملي سازد.»163
ابراهيم يزدي نيز در اين باره عنوان مي كند:
«رهبري جنبش اصلاح طلبي با يك حزب يا يك فرد ميسر نيست بلكه اقتضاي اين امر در شرايط كنوني اين است كه ائتلافي از تمامي نيروهاي اصلاح طلب درون حاكميت، بيرون حاكميت، خودي و غير خودي - مي بايست تشكيل شود و جنبش فراگير اصلاح طلبي تبديل به يك نيروي سياسي اثرگذار بشود.»164
مسعود پدرام، يكي از چهره هاي ملي - مذهبي نيز طي مصاحبه اي كه در تاريخ 7/11/1387 در سايت روز آنلاين منعكس شده ابراز داشته است:
«هم چنان اين خاتمي است كه حضورش در انتخابات مي توان ميداني براي فعاليت اين جنبش ها باز كند، از آن طرف هم تنها در وضعيتي كه جامعه بستر فعاليت اين جنبش هاي اجتماعي باشد، خاتمي مي تواند جريان دموكراسي ستيزي را كنار بزند.»
انتخابات دهم و انقلاب مخملي در ايران
با تأمل در انقلاب هاي مخملي، چنين استنتاج مي شود كه الگوي در حال مديريت اين انقلاب ها كه توسط كارگزاران آمريكايي صورت مي گيرد، بر محوريت«انتخابات» قرار دارد. در اين الگوي عملياتي، سعي مي شود تا با استفاده از حمايت هاي مادي و معنوي آمريكا، فعال شدن اپوزيسيون و توسعه دامنه مخالفت اقشار جامعه، در واقع حيثيت دموكراتيك و مردمي نظام سياسي مورد معارضه را به زير سؤال برند165.
سناريوي انقلاب مخملي با تمركز بر فرايند انتخابات و با استفاده از عمليات رواني سنگين، نسبت به مخدوش نمودن نتايج آن اقدام مي نمايد و با استفاده از تعدادي تشكل هاي دانشجويي و سازمان هاي غير دولتي، ضمن زير سؤال بردن سلامت انتخابات، بحث نظارت بين المللي را مطرح و آن را به عنوان مطالبه اي فراگير برجسته نموده و با ايجاد موج عمومي و تظاهرات، تحصن و اعتصابات، فرايند عمومي كشور را مختل و حاكميت را در تنگناي پذيرش خواسته هاي خود قرار دهد. هسته اصلي حوادث نيز بر موضوع انتخابات و خدشه دار نمودن سلامت آن و طرح «تقلب» قرار مي گيرد166.
اين دقيقاً همان سناريويي است كه از سوي مخالفان دولت گرجستان (2003)، دولت اوكراين (2004) و دولت قرقيزستان(2005) اجرا گرديد.
براساس اين الگو، در ايام انتخابات دهم نظير چنين برنامه هايي براي جمهوري اسلامي ايران نيز در دستور كار قرار گرفت.
با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري تاكتيك غرب در برابر ايران تغيير كرد. عوامل غربي و رسانه هاي آن ها كه همواره بر طبل تحريم انتخابات كوفته و از مردم مي خواستند در انتخابات شركت نكنند تا مشروعيت نظام زير سؤال رود، اين بار با يك چرخش 180 درجه اي نه تنها از تحريم سخن نگفتند بلكه به تبيين ديدگاه هاي كانديداها پرداخته و به صورت مستقيم و غير مستقيم مردم را به شركت در انتخابات دعوت نمودند، با اين تفاوت كه اين بار مصرانه از مردم مي خواستند به آقاي احمدي نژاد به هيچ عنوان رأي ندهند.
در اين راستا،«علي رضا نوري زاده»-ضدانقلاب مقيم لندن- در گفت و گو با شبكه خبري صداي آمريكا تنها چند هفته پيش از انتخابات به صراحت اعلام كرد:
«براي من سخت بود انتخاب كنم، اما دارم آدم هايي را مي بينم كه هر چند بخشي از نظام هستند اما برنامه هايي دارند كه اگر نگويم صد در صد با برنامه هاي ما منطبق است حداقل انطباق با بخشي از برنامه هاي ما دارد.» وي افزود: «آزادي خواهان ايران حتي آن هايي كه دل به آقاي خاتمي بسته اند مي توانند موسوي را به عنوان يك نامزد شايسته كه قادر است از حقوق مردم دفاع كند به رسميت بشناسند.»
از طرف ديگر تحليل گر همين شبكه خبري با اشاره به بيانيه كروبي قبل از انتخابات تصريح كرد:
«ايشان سطح گفتمان را به نظر من بالا آورد، خواهان تغيير قانون اساسي شد.»
وي در گفتگوي ديگر خود با همين شبكه، در حمايتي آشكار از دو نامزد مدعي اصلاح طلبي گفت:
«آقاي مهندس موسوي و كروبي هر دو به شدت از آقاي احمدي نژاد انتقاد كردند و به درستي هر دو اين آقايان دست گذاشتند كه اين فرد منطبق با منافع ملي ما نيست.»
شواهد و قرائن بي شماري وجود دارند كه از فرمول حساب شده و تعريف شده اي براي سرنگوني نظام اسلامي ايران در سال 88 خبر مي دهند. اين اسناد نشان مي دهند كه تجديد نظرطلبان هواه خواه ليبراليسم و سكولاريسم در مقطع زماني مرتبط با انتخابات رياست جمهوري دهم با پشتيباني دشمنان نظام جمهوري اسلامي ايران، در حال طراحي و اجرايي كردن «پروژه انقلاب مخملي» بوده اند. اگرچه اين موضوعي بود كه تئوريسين هاي اصلاحات مدت ها قبل از انتخابات به دفاع از آن مي پرداختند.
سعيد حجاريان در دفاع از نقلاب مخملي مي نويسد:
«اين انقلاب ها موجي از دموكراسي را براي كشورهاي اقمار شوروي سابق و نيز جمهوري هاي اين كشور به ارمغان آوردند.»167
اين عضو ارشد حزب مشاركت بر ضرورت حمايت هاي قدرت هاي خارجي به منظور كاهش هزينه هاي انقلاب مخملي تأكيد كرده و مي نويسد:
«امروزه با گسترش پديده جهاني شدن و فرو ريختن ديوار امواج تلويزيوني و رسانه اي، از انقلاب رنگي از راه دور صحبت مي شود. يعني قدرت هاي بزرگ، نهادهاي بين المللي و كميسيون هاي حقوق بشر مي توانند از طريق اينترنت و تلويزيون به بسيج توده اي بپردازند و رهبران رژيم ها را در ميان مردم بي اعتبار سازند168.»
پس از انتخابات، شبكه هاي سازمان يافته ضدانقلاب خارج و داخل كشور با صراحتي وصف ناپذير پرده از اين مقصود شوم برداشتند. «اكبر گنجي» در راستاي نيل به هدف دشمنان مي گويد:
«اميدوارم كه انقلاب بدون خونريزي چك اسلواكي، مدلي براي ايران قرا گيرد، ما قدم به مرحله اي از دموكراسي مي گذاريم كه هزينه اي دارد، براي رسيدن به هرچيز بايد بهاي آن را داد.»169
همچنين شيرين عبادي در تأييد لزوم مبارزه هاي بدون خشونت اظهار داشت:
«موضوع سخنراني من حول حوادثي بود كه بعد از انتخابات در ايران اتفاق افتاد، تجزيه وتحليل اين حوادث، اين كه چگونه مي شود اعتماد را به مردم برگرداند و مردم را به حكومت نزديك كرد، كه در اين خصوص من گفتم كه بايستي حداقل پنج شرط اتفاق بيافتد و آن اين كه خشونت هاي دولتي قطع شود. كليه افرادي كه بعد از انتخابات دستگير شده اند، بدون قيد و شرط فورا آزاد شوند. سوم اين كه رسانه ها آزاد باشند و سانسور دولتي از بين برود. چهارم اين كه به خانواده قربانيان خشونت هاي اخير و همچنين مصدومان خسارت پرداخت شود و از همه مهمتر انتخابات باطل شود و انتخابات ديگري تحت نظارت سازمان ملل متحد برگزار شود. در اين صورت است كه اعتماد مردم به سيستم و حكومت مجدداًجلب خواهد شد. در غير اين صورت ديديم كه مردم به چه صورت ناراضي بودند، چگونه به خيابان ها آمدند براي اين كه حرفشان را بزنند.»170
بخش دوم:
گام به گام تا روياي براندازي
به اعتقاد من و با تحليل من، اين مسأله بعد از انتخابات يا از روزهاي حول و حوش انتخابات شروع نشده؛ اين از قبل شروع شده، اين از قبل طراحي و برنامه ريزي شده است.
مقام معظم رهبري (مدظله العالي)، 4/6/88
مراحل انقلاب مخملي در ايران
اين پروژه در 3 فاز طراحي شده است:
1- فاز جنيني: هدف اين فاز، زمينه سازي براي دو قطبي كردن جامعه و تقسيم آن به «افراط» و «»تعديل» بوده است. ايجاد كارشكني در عرصه هاي مختلف، اعلام خطر و بحراني خواندن اوضاع كشور و بي اعتنا كردن مردم به نظام سه مرحله اين فاز مي باشد.
2- فاز مقدماتي: اين مرحله با ملاقات هاي پنهاني بعضي از مجريان پروژه با واسطه هاي امنيتي و سياسي آمريكا در دوبي به فاز اجرا منتقل گرديد. متعاقب آن، بنياد سوروس در سال 86 عده اي از فعالين سياسي و مطبوعاتي را به آمريكا دعوت كرد.171
3- فاز تكميلي: اين فاز پياده سازي فرايند انقلاب مخملي مي باشد. القاي تقلب در انتخابات، اعلام پيروزي زود هنگام، زمينه سازي براي اعتراض، راه اندازي آشوب هاي خياباني، همراه ساختن برخي از دانشجويان و جوانان با عاملان اصلي در آشوب هاي خياباني و ... از جمله مراحل اين فاز مي باشد172.
فاز عملياتي انقلاب مخملي در ايران
انتخابات دهم رياست جمهوري و تحركاتي كه از يك سال پيش از آن در حوزه سياسي رقم خورده بود بهترين محمل براي ورود پروژه انقلاب مخملي به فاز عملياتي بود. از آن جا كه مخالفين دولت در اين برهه به يك «ائتلاف استراتژيك» حول محور «حذف رييس جمهور و دولت نهم» نايل شده بودند در قالب ساختي همگون و مركب از همه گرايش هاي سياسي و ايدئولوژيك در صف بندي مقابل دولت قرار داشتند. اين اجماع نسبي، شرايط را براي تحقق پروژه دشمن، بسيار مطلوب نموده بود. اتاق فكر جريان برانداز در آستانه انتخابات رياست جمهوري، نيروهاي خود را در سه بخش آموزش داده و در قالب به ظاهر قانوني «سازمان رأي» متمركز نمود. اين سه محور عبارت بودند از: 1- مدل انقلاب هاي رنگي كشورهاي اروپايي 2- مدل تشكيلات ميليشيا و 3- مدل شركت هاي هرمي اقتصادي(گلدكوئيست)173
سه گانه هاي كاركردي فوق اين ظرفيت را در ستادهاي انتخاباتي ايجاد مي كرد كه با شروع پروژه موهوم القاي «تقلب» به عنوان اسم رمز آشوب هاي خياباني، سازمان نمادين رأي كه از قبل، نظام يافته و آموزش ديده بود به »سازمان آشوب« تبديل شود. اين اتفاق از روز پس از انتخابات رخ داد. در شبيه سازي ناشيانه اي كه طراحان انقلاب مخملي در ايران با مدل هاي آزموده شده در ساير كشورها به انجام رسانيده بودند محورهاي زيادي قابل برشماري است، از آن جمله مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:
جنبش سخنراني، استفاده از شعارها، كاريكاتورها و نمادها، بهره گيري از پرچم ها، پوسترها و ارتباطات بصري، زمين نويسي و ديوار نويسي، استفاده از پرچم ها و رنگ هاي نمادين، پوشش نمادين، حمل اشياي نمادين، نمايش تصاوير افراد و شخصيت ها، راه پيمايي خودرويي، اجتماعات اعتراضي و حمايتي، آموزش هاي درون گروهي(به منظور افزايش آگاهي هاي سياسي - اجتماعي)، طرد و تفكيك شخصيت ها و ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.163عبدالله مؤمني، سايت ادوار نيوز، 24/12/1387
164 .ابراهيم يزدي، تدوين منشور اصلاحات مهمتر از پيروان خاتمي، ويژه نامه روزنامه اعتماد، 4/10/1387
165 .اصغر افتخاري، انقلاب هاي رنگي؛ طراحي چارچوب تحليلي، پژوهشكده مطالعات راهبردي، 1387، صفحه 27
166 . جمال عرف، انقلاب هاي رنگي و جمهوري اسلامي ايران، برآورد تطبيقي، پژوهشكده مطالعات راهبردي، 1387، صفحه 20
167 . ايرنا، 19/3/88
168 . همان
169 . گفتگو با نشريه ي كريستين ساينس، 14 ژوئن 2009
170 . سايت راديو فردا، 4/5/88
171 . فاطمه مرسلي، نبرد سايه ها، صفحه 174
172 . رضا سراج، پيشين
173 . در مدل شركت هاي هرمي موسوم به »گلد كوئيست«( Gold Quest ) هر فرد مي تواند با خريد يكي از محصولات شركت به عنوان عضو به سيستم وارد شود، سپس فرد سعي مي كند تا دو نفر را يكي در سمت چپ و ديگري در طرف راست خود، به مجموعه معرفي كند. آنهانيز اقدام به خريد محصول مي كنند و عضويت افراد جديد به همين ترتيب ادامه پيدا مي كند و زيرمجموعه هاي آنها به صورت نامتناهي (فرض محال)رشد خواهد نمود به اين ترتيب شبكه هرمي شكلي تشكيل مي شود كه در آن هر فرد زيرمجموعه هاي متعددي دارد .

جنگ

شخصي به يكي از نقاش ها سفارش داد كه برايش يك تابلو از صحنه جنگ را نقاشي كند و چند روز بعد كه براي تحويل گرفتن تابلو مراجعه كرد، مشاهده كرد كه نقاش تصوير يك كوه را كشيده است. با عصبانيت پرسيد؛ پس صحنه جنگ چي شد؟ و نقاش گفت؛ اين كوه را مي بيني؟ پشت اين كوه جنگ سختي در جريان است!

دست هاي نامرئي -14 جنبش اجتماعي اسم مستعار كودتاي مخملي

دست هاي نامرئي -14 جنبش اجتماعي اسم مستعار كودتاي مخملي

«نورت گينگريچ»، رئيس سابق مجلس نمايندگان آمريكا طي اظهاراتي خاطر نشان كرد:
«آمريكا به منظور سرنگوني نظام اسلامي ايران بايد به فوريت پشتيباني از گروه هاي اپوزيسيون در داخل ايران را آغازكند و در اين رابطه بيش از هر چيز بايد به حمايت از «سازمان هاي دانشجويي» و «حمايت از اتحاديه هاي كارگري» برخيزد.»134
گري سيك135 كه در زمان پيروزي انقلاب اسلامي، در شوراي امنيت ملي آمريكا در زمينه ايران فعال بود، در طي چند دهه اخير هر از چندگاهي مطالبي در مورد جمهوري اسلامي ايران به رشته تحرير درآورده است. وي كه به عنوان مدافع كاهش تنش بين دو كشور شناخته مي شود پس از سفري كه در آن ايام به ايران داشت، ضمن ابراز خرسندي از وضعيت اپوزيسيون داخلي ايران در پاسخ به سؤال خبرنگاري مي گويد :
«من چگونه خوشحال نباشم از اين كه در ايران موج تازه اي برپا شده كه مصمم است طومار حكومت اسلامي را به هم بپيچد و حكومتي نظير حكومت ايران در دوران شاه و عربستان سعودي را به روي كار آورد... خواست ما اين است كه دين در سياست دخالت نكند. من در ايران روشنفكراني را ديدم كه اشاره هاي ما را دنبال مي كنند آن ها ششلولي بالا برده اند تا هر كس و هر چه با ما ناسازگار است را هدف قرار دهند مثلاً حتي ولايت فقيه را كه من فكر مي كنم در صحراي طبس تكنولوژي برتر ما نتوانست آن را دفن كند.» 136
4- ابزاري به نام حقوق بشر
صدور بيانيه هاي ساليانه سازمان هاي بين المللي و گزارش هاي متعددي كه به صورت ماهانه با موضوع نقض حقوق بشر در ايران صادر مي شود در زمره اهرم هاي فشار غرب عليه نظام اسلامي قرار دارند. نكته جالب توجه در اين خصوص آن است كه صادركنندگان چنين بيانيه هايي كه عمدتاً كشورهاي مدعي توسعه و پيشرفت و داعيه داران آزادي و دموكراسي هستند با گستاخي و آشكارا به نقض تمامي مفاد بيانيه حقوق بشر پرداخته و در اين امر از يكديگر سبقت مي گيرند. جنايات آمريكا و انگلستان در افغانستان و عراق، راه اندازي زندان هاي دهشتناك ابوغريب و گوانتانامو، كشتار گسترده مردم فلسطين توسط رژيم اشغال گر قدس كه با حمايت همه جانبه آمريكا و كشورهاي اروپايي همراه است، قانون منع حجاب در بسياري كشورهاي اروپايي و موارد بسياري ديگر، سياهه اي از نقض ابتدايي ترين حقوق انساني توسط مدعيان حقوق بشر را تشكيل داده است. بيانيه هاي به اصطلاح «نقض حقوق بشري» تنها در خصوص كشورهاي در حال توسعه و جهان سوم به شكل قانون كارامد و قاطع صادر مي گردند و در حقيقت ابزاري براي تهديد يا منكوب نمودن اين كشورها و راه كاري براي تفوق طلبي و تأمين خوي استكباري كشورهاي غربي هستند.
از پايان جنگ تحميلي تاكنون سياست ايجاد فشار به نظام اسلامي از طريق فضا سازي هاي كاذب بين المللي و سياه نمايي از چهره جمهوري اسلامي با تمسك به موضوع نقض حقوق بشر، همواره در جريان بوده است. در اين بين حتي سياست تنش زدايي دولت سازندگي و اعتماد زايي دولت اصلاحات نيز مؤثر واقع نشده و ايران همواره تحت فشارهاي بي وقفه سازمان هاي حقوق بشري و بازرسي هاي آنان قرار داشته است. پس از پيروزي گفتمان اصول گرايي در تيرماه 1384 تعدادي از سازمان هاي بين المللي به اصطلاح حقوق بشري گرد هم آمده و با صرف وقت و هزينه هاي بسيار، كار ويژه اصلي خود را تمركز به رصد و بررسي مطبوعات مكتوب و الكترونيكي ايران قرار دادند. اينان حتي به صدور معمولي ترين احكام قضايي كه شامل احكام جزايي براي سارقان مسلح، جانيان، قاتلان، متعرضان به عنف، هتاكان نواميس، قاچاقچيان مواد مخدر و ... نيز به منزله مصاديقي براي نقض حقوق بشر در ايران نگريسته و در آمارها و بيانيه هاي ساليانه خود به آن استناد كرده اند.
از جمله گروه هاي رصد كننده موارد ادعايي نقض حقوق بشر در ايران مستقر در آمريكا و اروپا مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- انجمن فعالان حقوق بشر در كانادا 137
2- انجمن مدافعين حقوق بشر و دموكراسي در فرانسه138
3- اتحاد براي دموكراسي در ايران139
4- اتحاد براي دفاع از حقوق بشر در ايران - واشنگتن - آمريكا140
5- كانون دفاع از حقوق بشر در آلمان 141
6- شبكه فعالان حقوق بشر ايراني در آلمان142
7- كانون دفاع از دموكراسي در هلند143
8- كميته دفاع از حقوق بشر در سوئد144
9- كميته دفاع از حقوق بشر در ايران - كاليفرنيا - آمريكا145
10- كميته نوران(كميته دفاع از حقوق بشر در نروژ)146
11- سازمان ايرانيان غرب كانادا - ونكور147
12- كميته دفاع از زندانيان سياسي ايران - برلين148
13- فعالين ايراني حقوق بشر- سوئيس149
14- كميته دفاع از آزادي و دمكراسي در ايران - اطريش150
15- كميته اتحاد براي دمكراسي در ايران ـ ايتاليا 151
16-فعالان دفاع از حقوق بشر 152
مجموعه گزارش هاي اين گروه ها در سايتي به نام آينده نگر و با آدرس اينترنتي WWWAYANDEHCOM به طور كامل پوشش داده مي شود و اين گزارش ها يكي از منابع مهم مورد استفاده سايت هاي داخلي و خارجي عليه جمهوري اسلامي مي باشد، به طوري كه با يك جستجوي ساده اينترنتي مي توان حدود (20100 مورد)153 عبارت «گزارش هاي ماهانه در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزي شده حقوق بشر در ايران» را به دست آورد كه مورد استفاده گسترده سايت هاي مذكور قرار مي گيرد.
گزارش هاي ماهانه حقوق بشري كه عليه نظام اسلامي منتشر مي شوند 7 حوزه زير را در بر مي گيرند:
1- حوزه دانشجويان
2- حوزه فعالين سياسي، فرهنگي، اجتماعي(از جمله جنبش زنان، جنبش كارگري، جنبش معلمان)
3- حوزه مطبوعات و روزنامه نگاران
4- حوزه قوميت ها و اقليت هاي مذهبي
5- حوزه اجراي احكام اسلامي
6- حوزه انتساب اخبار قتل و شكنجه و سركوب اجتماعي
7- حوزه نهادها و سازمان هاي قضايي و امنيتي
5- تشكيل جنبش اجتماعي، نماي نوين براندازي نرم در ايران
فضا سازي رسانه هاي آمريكايي از جمله راديو فردا، رسانه وابسته به سيا، و راديو آمريكا، بي بي سي فارسي154، سايت گذار155، خبرنامه گويا156 و... درباره طيف خاصي از اقليت هاي قومي، دانشجويان، زنان و كارگران در چند سال گذشته به طور محسوسي افزايش يافته است و به نظر مي رسد كه اين رسانه ها همسو با محافل سياسي و امنيتي آمريكا با بهره گيري از شگردهاي جنگ تبليغي و رسانه اي مي كوشند به طور غير محسوس از طريق راه اندازي جنبش هاي اجتماعي و ايجاد همسويي و برقراري پيوند ميان آن ها در جهت پيشبرد راهبرد «انقلاب مخملي در ايران» حركت كنند. در اين سال ها رسانه هاي بيگانه به طور مستمر از تحول در مطالبات جنبش هاي اجتماعي سخن مي گويند كه مهم ترين مؤلفه آن در هم پيوندي با ديگر اقشار اجتماعي و فاصله گرفتن از دولت و همچنين پيگيري مطالبات و حقوق مردم معرفي مي شود.
اين رسانه ها در مقطع مورد بررسي با معرفي «مسأله حقوق بشر» به عنوان دغدغه مشترك همه گروه هاي ضد انقلاب كوشيده اند از مقوله حقوق بشر به عنوان بستري براي پيوند جنبش هاي اجتماعي بهره برداري نمايند.157
پيشبرد سياست گسترش دموكراسي در ايران از طريق برنامه هاي اينترنتي و راديو تلويزيوني،158برپايي كارگاه هاي آموزشي مخفي براي ايرانيان در دوبي و تركيه براي تدارك جنبش هاي مقاومت به سبك اروپاي شرقي در ايران،159 پيگيري سناريوي متحد ساختن اپوزيسيون داخل و خارج160 و هم چنين معرفي افرادي نظير اكبر گنجي به عنوان نماد انقلاب161 از ديگر مصاديق تلاش محافل سياسي و رسانه اي آمريكا در راستاي تحقق راهبرد انقلاب مخملي در ايران است. در مجموع تأمل در فضا سازي راديوهاي بيگانه از سناريوي هدفمند آمريكا براي پيشبرد راهبرد انقلاب مخملي در ايران حكايت مي كند كه در هر مقطع، متناسب با شرايط سياسي و اجتماعي بخشي از زواياي آن كليد مي خورد.
توسل به الگوي جين شارپ كه مبتني بر الگوهاي رفتاري همچون؛ «برجسته سازي كاستي هاي جامعه و ترويج نارضايتي عمومي در ميان آن ها» و سپس «افزايش اعتراضات» و پس از آن «ايجاد انسجام براي ساخت جنبش اجتماعي فراگير» طراحي شده است، در سال هاي اخير از سوي جريان هاي اپوزيسيون نظام و اصلاح طلبان تحول خواه به اجرا درآمده است. اين نمونه هاي عيني، روايتي است شفاف از تطابق كامل راهبردهاي براندازي نرم كه در خارج از كشور با عملكرد مجريان عمليات براندازي در داخل كشور تدوين يافته. در اين بخش بخشي از اين همراهي ها را مرور مي كنيم:
جنبش مسلمانان مبارز با گرايش ملي - مذهبي، يكي از معيارهاي استراتژيك خود را در مواجهه با انتخابات رياست جمهوري دهم اين گونه عنوان مي كند:
«دموكراتيزاسيون و گذار بدون خشونت: توسعه دموكراسي، فرايندي تدريجي است كه با توجه به ظرفيت هاي واقعي ساختاري، مرحله به مرحله محقق مي شود. تجربه جهاني حاكي از اين واقعيت است كه دموكراسي پايدار، نتيجه گذار بدون خشونت است. در بين راهبردهاي مختلف، گزينه اي كه مستلزم گذار بدون خشونت و كم هزينه باشد، از نظر ما اولويت دارد.»162
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
134 . راديو اسرائيل( wwwradisorg )،6/11/84
135Gary Sick
136 . روزنامه كيهان، 8/5/79
137 FaalanHRCyahooca
138 Hoghoghebasharrahaeiicom
139 wwwasre-nounet
140 adhri1yahoocom
141 vzvmirandeinfo
142 shafaeiazadegyde
143 kdaddihhotmailcom
144 komitedefaorginfo
145 defendhriran_cayahoocom
146 noranali2003yahoono
147 yebarakyahooca
148 kupg_iranyahoode
149 mnrechthotmailcom
150 demokrasi9yahoocom
151 liberoitupdi
152 irantestimonycominfo : Iran testimony
153 . در مورد آمار ارائه شده، با توجه به نحوه انجام جستجوي اينترنتي و وجود موارد نامربوط در اين جستجو، مي توان به 70 درصد رقم ارائه شده. با اطمينان استناد نمود.
154 wwwbbcpersiancom
155 wwwgozaarorg
156 wwwgooyanewscom
157 . راديو فردا،9/4/85
158 . اريكا بارس راودل، معاون مدير كل وزارت خارجه فعاليت هاي آمريكا در حمايت از حقوق بشر و دموكراسي در ايران در گفت و گو با راديو آمريكا، 18/1/85
159 . راديو فردا، 11/1/85
160 . اكبر گنجي در گفت و گو با راديو فرانسه، 30 و 31/3/1385
161 . راديو فردا، 8/1/85 به نقل از روزنامه وال استريت ژورنال
( Wall Street Journal/ wwwwsjcom )
162 . بيانيه تحليلي جنبش مسلمانان مبارز درباره انتخابات رياست جمهوري،
( wwwnewsjmmblogspotcom ) ، 17/8/87