انقلاب
شرط شهید احمدی روشن برای ازدواج
پس از شهادت این دانشمند جوان نخبه، به سراغ یکی از دوستان شهید مصطفی احمدی روشن رفتیم تا درباره خصوصیات اخلاقی و علمی این شهید بیشتر بدانیم.
فارس:شهید مصطفی احمدی روشن متولد سال 1358 و دانشآموخته دانشگاه صنعتی شریف، که یکی از مدیران نیروگاه نطنز اصفهان در بخش تامین کالا و خرید تجهیزات هسته ای در بخش غنی سازی بود، هفته گذشته به طور ناجوانمردانه توسط عوامل دشمنان نظام جمهوری اسلامی ترور شد و به شهادت رسید.
پس از شهادت این دانشمند جوان نخبه، به سراغ یکی از دوستان شهید مصطفی احمدی روشن رفتیم تا درباره خصوصیات اخلاقی و علمی این شهید بیشتر بدانیم؛ این دوست شهید، با وجود اینکه وضع روحی مناسبی نداشت اما به سؤالات ما پاسخ گفت.
دوست شهید احمدی روشن در طول گفت وگوی خود با خبرنگار فارس، حتی یک لحظه هم اشک از چشمانش پاک نشد. میگفت: دوستی او با تمام دوستیهای دیگر مصطفی فرق داشت و برای این گفته خود این طور استدلال کرد که همه دوستان مصطفی حزبالهی و بسیجی بودند اما من خط و ربط سیاسی متفاوتی با مصطفی داشتم.
*مصطفی میدانست شهید میشود
وی میگفت مصطفی میدانست شهید میشود؛ تقریباً مصطفی هیچ وقت تهدید نشد و من به او میگفتم که فکر میکنی زرنگ هستی که تهدیدت نمیکنند؟ ولی مصطفی همه چیز را میدانست؛ مصطفی را تهدید نمیکردند چون آن کسی را که میخواهند بکشند تهدید نمیکنند. وقتی زنگ میزنند و من را تهدید میکنند قطعاً جایگاهم از آن کسی که میخواهند از بین ببرندش پایینتر است.
"مصطفی هر چه میتوانست و از دستش برمیآمد برای هر کسی که میتوانست کار انجام میداد؛ من دوست ندارم پشت سر کسی که الان نیست غلو کنم و بیدلیل از مصطفی تعریف نمیکنم. اما مصطفی واقعاً اهل خدمت به مردم بود."
وی افزود: پیش هر کسی که بروید و در مورد مصطفی بپرسید خصوصیات اخلاقی او را میداند؛ حتی بچههای بسیج دانشگاه شریف هم به خوبی مصطفی را میشناسند
قبل از صحبت، تفکر کنید.
- تا جاییکه میتوانید، با یکدیگر غذا بخورید.
جمعشدن افراد خانواده دور میز یا سفرهی غذا، موجب افزایش روابط عاطفی و احساس نزدیکی بیشتر آنان خواهد شد.
- به یکدیگر هدیه دهید.
به همسرتان هدیه بدهید چون نشانمیدهد به او توجه دارید.
- بیریا و صادق باشید.
اگر با اطرافیان خود صادقانه برخورد کنید، علاوهبر راحتی خودتان، آنان هم شما را آسانتر میپذیرند.
- بهعهد خود وفا کنید.
اگر قولی به همسرتان میدهید، تمام تلاش خود را برای عملکردن به آن، بهکار گیرید.
- همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید.
اگرچه افراد نقایصی دارند اما خوبیهایی هم دارند. سعیکنید به نکات مثبت همسر خود فکر کنید.
- عیبپوشی کنید.
همیشه اول، خوبیهای همسرتان را به او بگویید و بعد با ظرافت، انتقاد کنید و سعی نمایید معیار نقدهایتان، منطقی و قابل قبول باشد. همچنین هرگز نزد دیگران، عیب همسرخود را بازگو نکنید.
- خانوادهگرا باشید.
همیشه برای خانوادهتان اعتبار قائل شوید و به رشد و پیشرفت هم کمک کنید.
- رازدار باشید.
هم اسرار همسرتان را نزد دیگران و هم اسرار دیگران را نزد همسرتان فاش نکنید.
- صبور و باگذشت باشید.
صبر و گذشت موجب میشود دوستی صمیمی برای همسرتان باشید.
- همسرتان را از وضعیت اقتصادی موجود، آگاه کنید.
از درآمد هم، مطلع باشید تا با همفکری، برنامهریزی بهتری انجام دهید.
- به خلوت یکدیگر احترام بگذارید.
گاهیاوقات افراد نیاز دارند با خود خلوت و تفکر کنند؛ در اینصورت، آرامش همسرتان را بههم نزنید.
- به فکر ایجاد تغییرهای مثبت در خود و همسرتان باشید.
سعیکنید تغییر در حرکت بهسمت تعالی و بالندگی باشد و پیش از تغییر، راههای درست ایجاد آنرا بدانید.
- خودخواه و خودرأی نباشید تا بتوانید لذتهای معنوی را درک کنید.
- عذرخواه باشید و خود نیز عذر دیگران را بپذیرید.
- خوش اخلاق باشید
تكبر
زينت
تقوا
نوروز
رمزگشايي از معماي شكست دشمن
رمزگشايي از معماي شكست دشمن
دست هاي نامرئي -33
آرش رحماني پور؛ عامل بمب گذاري ها در مناطق مختلف تهران
1- سال 85 به وسيله شبكه ماهواره از طريق يكي از دوستانم با نام و تفكرات انجمن پادشاهي ايران آشنا شدم و حس كنجكاوي سبب شد تا دريك فرايند كوتاه مدت با اين انجمن رابطه برقرار كنم؛
2- انجمن پادشاهي ايران تلاش مي كند با ايجاد فضاي شديداً نژادپرستانه به ايرانيان القا كند وظيفه آن ها اينست كه در برابر اسلام و مسلمانان بايستند تا به اصطلاح خود كشور ايران را نجات دهند؛
3- اميد(از اعضاي انجمن پادشاهي) ضمن آموزش يارگيري به ما آموزش مي داد كه چگونه از تظاهرات و اعتصابات سوءاستفاده كرده و با وارد كردن خسارات مالي و جاني يك صحنه جنگ شهري ايجادكرده و در واقع از اين طريق پايه هاي نظام جمهوري اسلامي را سست كنيم؛
4- سران انجمن پادشاهي ايران تأكيد داشتند در صورت ناامن كردن اماكن مذهبي و كاهش حضور مردم در اين گونه اماكن مي توان به حكومت فشار آورده و پايه هاي نظام را تضعيف كرد؛
5- يكي از ماموريت هاي من انفجار در شعب اخذ رأي در دو نقطه مهم و حساس يكي مسجدالنبي نارمك و ديگري حسينيه ارشاد بود.
محمدرضا علي زماني؛ سرپل گروهك تروريستي انجمن پادشاهي در ايران:
1- اصلي ترين كارمان ياد دادن و آگاهي از راه هاي مختلف براي ايجاد نوعي دين گريزي و دين ستيزي بود تا بتوانيم پشتوانه نظام را از بين ببريم؛
2- با توجه به ارتباطي كه با نيروهاي آمريكايي مستقر در عراق داشتيم آن ها نيز از ما اطلاعاتي در خصوص مسائل داخلي ايران از جمله مسائل دولتي و مسائل مربوط به دانشجويان مي خواستند؛
3- گروهك تروريستي انجمن پادشاهي فرمول هاي ضعيف و قوي توليد بمب ها را براي ما ارسال مي كرد؛
4- در مرحله اول بطري هاي انفجاري و پس از آن نيز فرمول بمب هاي قوي را در اختيار ما قرار دادند كه نهايت هدف آن ها كشتار هرچه بيشتر مردم و مسئولان نظام بود؛
5- از طرف آمريكايي ها و دفتر انجمن پادشاهي ايران بودجه هايي را براي ادامه كار و تأمين معاش دريافت مي كرديم.
محمدرضا علي زماني؛ از متهمان پرونده كودتاي مخملي
1- نفوذ در احزابي كه قصد شركت در انتخابات را داشتند به همراه نفوذ در دانشگاه ها و اصناف كارگران از جمله برنامه هايي بود كه قرار شده بود ما در قالب اقداماتي براي نيروهاي آمريكايي و انجمن پادشاهي ايران انجام دهيم؛
2- نفوذ رابطين خود در احزاب، دانشگاه ها و مراكز دولتي بايد صورت مي گرفت چراكه ما نياز به اطلاعات به روز داشتيم؛
3- از جمله اقدامات ديگري كه براي مديريت آن بنده به ايران سفر كرده بودم، تشويش اذهان عمومي و ايجاد شك وشبهه براي ابطال انتخابات و رأي گيري مجدد بود.
رمز گشايي از معماي شكست هاي پي درپي دشمن
اصلي ترين مشكل جوامع بشري در طول قرن هاي متمادي وجود رهبران ضعيف ونااهل بوده است. اين جوامع هرگاه از زمامداران داراي تدبير، تقوا وشجاعت برخوردار بوده اند، توانسته اند گام هايي به سمت تعالي بردارند .
محوري ترين عامل سلطه پذيرشدن وتحت استثمار قرارگرفتن برخي ملت هاي مسلمان در برهه هاي تاريخي گوناگون وجود رهبراني بوده است كه با ناكارآمدي وبي تقوايي به رجحان منافع شخصي بر منافع عمومي تن داده و درنهايت مقهور قدرت هاي ظالم ومتجاوز شده اند.
چنانچه در روزگار استيلاجويي و هجمه هاي كشورهاي استعمارگر و لشگركشي هاي آن ها، زمامداران مسلمان از ديانت، پاكدامني، غيرت وشجاعت كافي برخوردار بودند، اكنون جهان اسلام شاهد اوضاع متفاوتي بود. طرفه آن كه مديران ناكارآمد ورهبران بي كفايت جوامع مسلمان، سستي و تزلزل نظام اخلاقي وسياسي آنان را در مقاطع گوناگون رقم زده وجوامع اسلامي را به سوي ضعف سوق داده اند.
تجربيات ارزشمند تاريخ اسلام گواه آنست كه در دوره هايي از تاريخ تمدن اسلامي كه دستگاه مديريت جامعه صالح وتوانمند بوده است خطاهاي موجود در متن جامعه به تدريج ودر سايه ي رهبري كارآمد اصلاح شده است.
فراتر از مفهوم عام، ضرورت وجود رهبري توانمند براي جوامع اسلامي موضوعي است كه در منظومه ي فكري تشيع ازآن به
«مدير ولايي» تعبير گرديده است. اهميت اين امر بدان مرتبه است كه در موضوع غدير به نبي مكرم اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) خطاب شد كه چنانچه موضوع ولايت و رهبري پس از آن بزرگوار به امت بازگو نگردد مانند آن است كه اصل رسالت تبليغ نشده است. بااين تفاصيل وبراساس نص صريح قرآن كريم موضوع تشكيل حكومت، مساله ولايت وامر مديريت كشور جزء متون اصلي دين به شمار مي رود.
مروري بر تاريخ انقلاب اسلامي ايران نشان مي دهد كه سكاندار نجات كشتي انقلاب در فتنه هاي سهمگين تاريخ انقلاب، درايت و هوشمندي رهبري آن بوده است. حوادثي كه از نخستين روز شكل گيري نظام اسلامي آغاز شده و همچنان ادامه دارند. بارزترين و برجسته ترين مشكلات دهه نخست انقلاب حمله رژيم بعث به ايران است.
بدون شك پيروزي جمهوري اسلامي ايران در جنگ تحميلي هشت ساله كه به تعبيري، طولاني ترين نبرد قرن بيستم بوده است، محصول رهبري هوشمندانه امام راحل مي باشد. از سويي در عرصه ي نبرد خاموش يا به تعبير دقيق تر «جنگ نرم دشمن» كه پس از مصاف طولاني مدت در نبردگاه سخت از سوي همان دشمنان و به تلافي شكست هاي گذشته آغازگرديده است، فرماندهي و هدايت حكيمانه ي مقام معظم رهبري موجبات شكست هاي بعدي دشمن را فراهم آورد.
اگر چه آغاز رهبري حضرت آيت الله خامنه اي با طيف متنوعي از فتنه گري هاي دشمنان بيروني ومنافقان دروني همراه بود اما در فتنه ي عميقي كه در سال 88 به بهانه ي انتخابات رياست جمهوري دوره ي دهم به وقوع پيوست، پيچيده ترين صحنه ي جنگ نرم رقم خورد .در اين برهه، تجربه دشمنان انقلاب اسلامي در مواجهه با ايران اسلامي در سه دهه ي گذشته و فرصت و امكاني كه بازيگران داخلي جنگ نرم براي دشمن بيروني فراهم آوردند شرايطي را درون كشور رقم زد كه برخي، ساده لوحانه باوركردند كه تنش ها وآشوب هاي پس از انتخابات، رؤياي چندين ساله ي فروپاشي نظام اسلامي را به واقعيت تعبير خواهدكرد.
با چنين تفسير توهم گوني بود كه در يك فرآيند پيچيده، تمامي ابزار و امكانات رسانه اي و ديپلماتيك دشمنان بيروني در كنار توان جاسوسي واطلاعاتي سرويس هاي امنيتي كشورهاي غربي به صحنه آمده و با تلفيق سه دكترين؛ مهار، جنگ رسانه اي و نافرماني مدني تلاش كرد تا توهم حركت نظام اسلامي را در مسير فروپاشي تسريع نمايد.
دراين گذر با نگاهي همه جانبه به وقايع سال گذشته سعي شده است آنچه كه در حين اين بحران و پس از آن اتفاق افتاد با محوريت نقش آفريني خاص رهبر معظم انقلاب در مهار بحران و خنثي سازي كودتاي طراحي شده عليه نظام مورد بررسي قرارگيرد.
مديريت بحران رهبرمعظم انقلاب
«شيعه پرنده اي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تير هاي ماست. پرنده اي كه دو بال دارد: مهدويت و عدالت خواهي و يك بال ديگر شهادت طلبي كه ريشه در كربلا دارد. البته شيعه بعد سومي هم دارد كه اهميتش بسيار است؛ اين پرنده زرهي به عنوان ولايت پذيري به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان مي شود. شيعه عنصري است كه هر چه او را از بين ببرند بيشتر مي شود. مهندسي معكوس شيعيان اين است كه ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد تا اين را خط نزنيد نمي توانيد به ساحت قدسي كربلا و مهدويت تجاوز كنيد.»
اين اظهار نظر فوكوياما در كنفرانس اورشليم اظهار عجز غرب در مواجهه با خصيصه هاي رهبري در حفظ ساحت كربلا و مهدويت علاوه بر درايت اين مقام مهم در مهندسي بحران است كه نمود آن را مي توان در تمامي عرصه ها پس از آغاز زعامت ايشان و حتي پيش از آن جستجو كرد.
اسلام شناسي، مديريت اجتماعي، عدالت و پارسايي، قاطعيت و هوشياري، فروتني، بينش سياسي، زمان شناسي و جامعه شناسي و بسياري از خصايل ارزشمند ديگر از جمله ويژگي هاي رهبري معظم انقلاب اسلامي به شمار مي رود كه در مواجهه با بحران هاي بي شمار دودهه اخير توانسته كارساز باشد.
سود محوري يا خدا محوري بنيان هاي نظري فرهنگ غرب در بوته نقد
در قرن نوزدهم، بازده اقتصادي بالا، تنها نصيب صاحبان سرمايه مي شد و كارگران و طبقات پايين جامعه در ضعف و محروميت اقتصادي به سر مي بردند. از اين رو، در مقاطع و جريان هاي مختلفي، اين طبقات عليه نظام سرمايه داري شوريدند و دست به تظاهرات و اعتصابات زدند. دراين ميان، نظريه پردازان سوسياليست، اعتراض به نظام سرمايه داري را تئوريزه كردند و ايدئولوژي سوسياليسم را به عنوان تفكري كه نظام سرمايه داري را نفي مي كرد، پروراندند. از اين رو، سرمايه سالاران، حفظ موجوديت و منافع شان را درگرو تعديل منفعت طلبي خود و وضع قوانيني در جهت تامين حداقلي از منافع طبيعت كارگر ديدند. بيمه هاي اجتماعي، اجازه تشكيل اتحاديه هاي كارگري، امكان خريد سهام مؤسسات و سهيم بودن كارگران در سود مؤسسات و... بخشي از اين تعديل ها در نگاه نظام سرمايه داري به طبقات پايين بود.
حاكميت نظام سرمايه داري در غرب حاكي از ديكتاتوري پول و سرمايه دراين پهنه است، به طوري كه منفعت اقتصادي، حتي كانون فرهنگ و سياست در غرب به شمار مي رود. «اس.اف. سينگر» مادي زدگي و پول محوري زندگي آمريكايي ها را اين چنين توصيف مي كند:
«در جامعه ما كه امكانات مادي از اهميت و سهم قابل توجهي در آن چه مردم را شادكامي و خوشبختي مي دانند، برخوردار است، تعريف آماده و دردسترسي از كيفيت زندگي عبارت است از: داشتن پولي هرچه بيشتر كه پس از برآوردن نيازهاي اساسي برجاي بماند و داشتن زمان و فرصت هاي لازم براي صرف آن پول به طريقه اي دلپذير و مطبوع.»1
بنابراين، نظام سرمايه داري تعريفي اقتصادي از انسان و جامعه عرضه و چارچوبي مادي و سودجويانه براي فضيلت و رذيلت ترسيم مي كند.
عقل در نظام سودانگارانه سرمايه داري تنها از منزلتي ابزاري در امتداد خودپرستي و لذت خواهي بشر غربي برخوردار است، آنچنان كه آنتوني آربلاستر مي نويسد:
«عقل در اين ديدگاه به معناي خدمتكار نفس، به قول هيوم، برده شهوات و خواهش هاست. عقل نمي تواند بگويد كه هدفي بيش از هدف ديگر، عقلاني است. هر هدف يا شيء خواستني است. كار عقل اين است كه انرژي هاي نيرومند اما نامنظم خواهش ها و اميال را تنظيم نموده و به آنها بياموزد كه چگونه از اقتصادي ترين راه ها، حداكثر ميزان رضايت شخص را كسب كند.»2
در واقع، مبتني بودن نظام سرمايه داري بر فردگرايي و سودگرايي، موجب غريزي شدن فضاي اخلاقي جامعه مي شود. در اين گستره، ملاك داوري ها، انگيزه رفتارها و غايت آنها، اميال و غرايز است. عقل نيز از هدف گذاري عاجز است و تنها، روش بهينه ارضاء اميال را مشخص مي سازد، يعني در واقع، عقل محدود به عقلانيت ابزاري است. 3
چالش و نقد:4
1-لازمه نظام سرمايه داري اين است كه امور اقتصادي جامعه به گونه اي وسيع، در اختيار افراد معيني از سرمايه داران قرار گيرد، يعني نه تنها افرادي ثروت داشته باشند و افرادي نداشته باشند، بلكه افرادي (سرمايه داران) قادر باشند اقتصاد كلان را در راستاي منافع خود و در مسيري مغاير با منافع اجتماعي سازماندهي كنند.
2- از جمله ره آوردهاي اجتماعي نظام سرمايه داري، حاكميت يافتن «سودمحوري» بر مناسبات و روابط انساني است. در جامعه سرمايه سالار، هر فردي از حاشيه روابط خود با ديگر انسان ها، تنها در پي بهره برداري مادي و منفعت طلبانه از آن هاست و نگاهي ابزاري به آن ها مي كند. بدين ترتيب، پول و كالا در راس هرم ارزش ها قرار مي گيرند و جايي براي ايثار، عواطف عالي انساني و ديگر دوستي باقي نمي ماند.
آلوين تافلر در همين رابطه مي نويسد:
«لزومي ندارد كه انسان ماركسيست باشد تا با مانيفست كمونيست در اين ادعانامه مشهور عليه جامعه جديد هم عقيده باشد، در آن جا كه مي گويد: «ديگر بين انسان با انسان هيچ رابطه اي به جز منافع شخصي عريان و پرداخت نقدي عاري از احساس و عاطفه باقي نمانده است.» روابط شخصي، پيوندهاي خانوادگي، عشق، دوستي، علقه هاي همسايگي و اجتماعي همگي در هجوم بيرحمانه منافع شخصي تجاري رنگ باخته اند يا به تباهي كشيده شده اند!» 5
قرآن كريم حتي هشدار مي دهد كه ارزش شدن «ثروت» موجب طغيان در برابر حقيقت مي شود:
«و ما ارسلنا في قريه من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون و قالوا نحن اكثر اموالا و اولادا و ما نحن بمعذبين.»6
«در هيچ شهري، بيم دهنده اي را به رسالت نفرستاديم مگر اين كه شادخواران ]ثروتمندان عياش[ آن گفتند: ما به اين دين كه براي ابلاغ آن آمده ايد اعتقاد نداريم. و گفتند: ما اموال و فرزندان بيشتري داريم وچون نعمت دنياي ما افزون تر است در آخرت هم عذاب نخواهيم شد!»
3- نظام سرمايه داري بدون «بهره كشي و استثمار» غيرانساني و بيرحمانه از كارگران و طبقات پايين اقتصادي نمي تواند به حيات خود ادامه دهد. در اساس گسترش نظام سرمايه داري در قرون گذشته نيز مرهون همين شيوه بوده است. اكنون نيز سرمايه داران مي كوشند تا با تعيين سطح دستمزدها در حداقل ممكن و تضييع محسوس و نامحسوس حقوق كارگران، بر فربهي خود بيفزايند.
4- نظام سرمايه داري به طبيعت اين عالم تنها به عنوان منبعي براي بهره برداري مادي و توليد ثروت مي نگرد. حرص و افزون خواهي انسان اقتصادي نظام سرمايه داري تا آن جا پيش رفته كه وي به بهاي تخريب محيط زيست و مشقت آفريني براي تداوم زندگي خود بر روي كره زمين، به مصرف بيشتر مواد خام طبيعي و مصنوعي و توليد هر چه بيشتر كالا مي پردازد! اكنون جوامع بشري دچار معضلات زيست محيطي بحران زا و مصيبت آفرين متعددي همچون آلودگي آب و هوا و خاك، تخريب جنگل ها، انقراض نسل برخي از گونه هاي حيواني و گياهي، در معرض نابودي قرار گرفتن منابع زيرزميني توليد انرژي و سوخت، افزايش يافتن دماي كره زمين و... هستند و روز به روز هم بر وسعت اين فاجعه جبران ناپذير افزوده مي شود! تمامي اين معضلات ناشي از خودبرتربيني و خودخواهي سرمايه داران است كه طبيعت را نه همچون «آيت و امانت خداوند» و «موهبتي همگاني»، بلكه به مثابه «ماده اوليه» مي بينند!
5- سود بيشتر در نظام سرمايه داري، وابسته به توليد بيشتر است. توليد بيشتر نيز خود معلول مصرف بيشتر است. از اين رو، نظام سرمايه داري مي كوشد تا با تبليغات دروغين، «مصرف گرايي» را اشاعه دهد و اسراف و تبذير را به عنوان نوعي يارزش اجتماعي نهادينه كند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. ناصر جهانيان، چالش فقر و غنا در كشورهاي سرمايه داري، تهران: مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ اول، 1382، ص .22
2. آنتوني آربلاستر، ظهور و سقوط ليبراليسم غرب، ترجمه عباس مخبر، تهران: نشر مركز، 1377، صص 51-.50
3. حسين معزي، «نقدي بر اهداف نظام سرمايه داري از ديدگاه اسلام»، فصلنامه كتاب نقد، سال سوم، تابستان 1378، ص .64
4. بندهاي اول تا هفتم برگرفته از اين منابع هستند:
مرتضي مطهري، نظري به نظام اقتصادي اسلام، تهران: انتشارات صدرا، چاپ چهارم، 1373، صص 224- .220
محمد حكيم پور، «اسلام و سرمايه داري»، فصلنامه كتاب نقد، شماره 11، صص 37-2.
شهريار زرشناس، سرمايه سالاري، تهران: كتاب صبح، چاپ اول، .1380
5. آلوين تافلر، موج سوم، ترجمه شهين دخت خوارزمي، تهران: نشر فاخته، 1363، ص .57
6. سوره سبا، آيات 35-.
دفاع مقدس
آرزوي مالك
امروز در سالروز شهادت مولايمان، امير مؤمنان عليه السلام، اين ستون را به مالك و عمار مي سپاريم و به گونه اي متفاوت از همه روزها مي نگاريم؛
انگار همه غم هاي دنيا در دل مالك خيمه زده است... آوردگاه «صفين» است... دو سپاه درمقابل هم به صف ايستاده اند، براي ساعتي جنگ از نفس افتاده است. «عمار» آهسته به مالك نزديك مي شود. مالك اما، چنان در افكار دور و دراز خود غرق است كه متوجه حضور عمار نمي شود... مالك! برادرم! به چه فكر مي كني؟ مالك كه رشته افكارش پاره شده است، با شنيدن صداي آشناي «عمار» لبخند مي زند، يار ديرين را در آغوش مي گيرد... عمار! برادرم! در اين انديشه بودم كه كاش مي توانستم مولايمان علي(ع) را به دوراني ببرم و در ميان مردماني ببينم كه او را قدر مي دانند و گفته هايش را بر صدر مي نشانند. همه جا از او به يك اشاره باشد و از مردم به سر دويدن... مالك! برادرم! من از اين معركه به ديدار دوست مي روم. تو اما، مسافر بعدي هستي، از راه مصر به ما مي پيوندي و علي(ع) را شنيده ام كه در محراب به خون مي نشيند... و باز هم از مولايمان شنيده ام كه پس از او، گردونه روزگار مي گردد و مي چرخد و به دوراني مي رسد كه مردمانش علي را قدر مي دانند و او را ناديده بر صدر مي نشانند... گفته اند كه آنان از ديار سلمان هستند. به ياد داري كه مولايمان وصف آنها مي گفت و از ژرفاي دل مي فرمود «آه كه چه شوقي به ديدار آنها دارم»...
و امروز، آن روزگاران است. شايد عمار و مالك مردم اين روزگاران ايران اسلامي را به نظاره ايستاده اند، چه سرود زيبايي بر زبان اين مردمان است، خطاب به مولايشان علي(ع)
هرگز كسي نگويد بالاي چشمت ابروست
تيغ از تو گردن از من، چون و چرا ندارد
كليدهاي موفقيت تحصيلي دانشجويان
تمركز، در لغت، به معني تراكم، فشردگي مجموعه و چكيده و در اصطلاح، يعني حفظ و نگهداري توجه و تمركز حواس روي موضوعي معين بدون تمركز، حواس يادگيري، مثمرثمر نخواهند بود. همه افراد، توانايي تمركز دارند؛ چون تمركز، امري نسبي است و كسي نمي تواند ادعا كند كه كاملا حواس پرت است و يا هميشه تمركز حواس دارد.
شايد شما تا به حال خيلي به حواس پرتي فكر كرده باشيد و بارها از خود پرسيده باشيد كه چرا گاهي به هنگام مطالعه، حواس آدم پرت مي شود، ما نمي دانيم كه شما براي اين سوال خود چه جوابي پيدا كرده ايد؛ اما پاسخ صحيح اين پرسش را به شما مي گوييم:
«حواس پرتي، چيزي نيست جز تمايل ذاتي ذهن به درگيري و فعاليت.»
ذهن شما، همواره مي خواهد درگير و مشغول باشد؛ بنابراين، اگر آن چه اكنون انجام مي دهيد، در شما درگيري و مشغوليت ذهني ايجاد كند، فكر شما ديگر احساس نمي كند كه جاي ديگري برود و در آن جا درگير شود؛ اما اگر در انجام اين كار، درگيري ذهني ايجاد نشود، ذهن شما شتابان به جايي مي رود تا خود را در آن جا مشغول كند و اين، همان حواس پرتي است.
ايجاد تمركز، اكتسابي است
بيشتر افراد گمان مي كنند كه تمركز، يك امر ذاتي و تغيير آن ناممكن است؛ در حالي كه تمركز، يك امر اكتسابي است و بايد هر روز پرورش و جهت داده شود و هر كس، باهوش عادي خود، مي تواند به آن دست يابد؛ پس گفتن اين جمله كه «من ذاتا آدم حواس پرتي هستم»، كاملا غلط است و همين ذهنيت نادرست، باعث مي شود تا انسان نتواند از تمركزي عالي برخوردار شود.
منشأ حواس پرتي
حواس پرتي يا منشا ذهني و دروني دارد و يا منشا بيروني و محيطي.
حواس پرتي دروني و ذهني، عبارت است از اشكالات فكري انسان و انديشه هايي كه موانعي بر سر راه توجه دقيق به مطالعه و تمركز حواس ايجاد مي كنند. اين موانع، شامل مواردي از قبيل درد، رنج، غم و غصه، نگراني، گرسنگي و تشنگي، سردي و گرمي، ترس، خشم، شادي، سردرد و... مي باشد.
حواس پرتي بيروني و محيطي، به محيط پيرامون فرد و يا تحريكات غيرعادي كه توسط حواس مختلف انسان ايجاد مي شود ارتباط پيدا مي كند؛ مانند نور شديد و ضعيف، صداهاي ناهنجار، روشن بودن رسانه اي صوتي و تصويري و نظاير اينها.
بيشتر حواس پرتي ها، علل دروني دارند و به طبيعت فرد، ويژگي ها، حالات روحي و رواني و عادات فردي بستگي دارند. بي شك، حواس پرتي بيروني، آسان تر از عوامل حواس پرتي دروني برطرف مي شود. از اين رو، مي توان بدون توجه به عوامل محيطي، مانند سر و صداي زياد، شلوغ بودن محيط و حتي داخل سرويس و هنگام مسافرت تمركز حواس خود را حفظ كرد؛ اما نمي توان در حال گرسنگي و يا تشنگي شديد، نگراني و ناراحتي و فكر و انديشه، با تمركز مطالعه كرد و يا كار ديگري را با تمركز انجام داد.
روش هاي تقويت تمركز حواس
تمركز حواس در هنگام مطالعه، كليد اصلي و اساسي درك و فهم مطالب است و كليد اساسي تمركز حواس، استفاده از روش هايي است كه باعث تقويت و پرورش مهارت هاي لازم براي اين كار است. بنابراين، بدون تمركز حواس، ممكن است درك و فهم مطلبي كه فقط يك ساعت وقت لازم داشته باشد، ساعت ها وقت بگيرد؛ اما به خوبي فهميده نشود و اثر مثبتي نداشته باشد. از اين رو، كاربرد روش ها و فنوني كه به خواننده كمك مي كند تا به هنگام مطالعه، فعال باشد، تمركز حواس را تقويت و مهارت فرد را در ايجاد تمركز هنگام مطالعه، افزايش مي دهد. اين روش ها عبارتند از:
1-طرح سوال
طرح سوال پيش از مطالعه دقيق، فرد را وادار مي كند تا به طور فعالانه و با تمركز، دقت كافي، انگيزه و علاقه، به مطالعه بپردازد. طرح سوال هنگام مطالعه، يكي از روش هايي است كه خواننده را فعال و به طور عميق او را درگير مطالعه مي كند و سبب برانگيختن جديت و تلاش وي به هنگام مطالعه مي شود. فرد براي يافتن پاسخ سوالات خود، بايستي تمركز حواس خود را حفظ كند؛ زيرا در هنگام مطالعه، نمي توان بدون تمركز، پاسخ سوالات را پيدا كرد. بعد از خواندن مطلب و با طرح سوال، توان ميزان فراگيري خود را ارزشيابي كرده، به نقاط قوت و ضعف خود پي مي بريد. طرح سوال، سبب ايجاد نظر انتقادي نسبت به مطالب در فرد مي شود و موجب مي شود تا خواننده در مطالعات بعدي، براي از بين بردن نقاط ضعف خود، با دقت و تمركز بيشتري مطالعه كند.
2-تندخواني
تندخواني، باعث توجه و تمركز بيشتر و فهميدن مطالب و در نتيجه، باعث يادگيري بهتر مي شود. فكر و ذهن ما قادر است هزاران كلمه را در دقيقه از خود عبور دهد؛ ولي اگر سرعت مطالعه ما پايين باشد، ذهن، وقت اضافي مي آورد و ناچار به اين شاخه و آن شاخه مي پرد و در نتيجه، حواس پرتي ايجاد مي شود. مطالعه سريع يا تندخواني، فرصت جولان به ذهن نمي دهد و سبب برقراري تمركز حواس هنگام مطالعه مي شود.
در زمينه تندخواني، در پرسمان شماره 47، راهنمايي هاي مفيدي را ارائه كرده ايم كه مي توانيد به آن جا رجوع كنيد.
3. خواندن اجمالي
روش خواندن اجمالي، مبتني است بر يك نمونه گيري سريع از نكات اساسي و صرف نظر كردن از جزئيات. در اين روش، خواننده، مطالب را سازمان بندي مي كند و آن گاه هدف از مطالعه خود را مشخص كرده، مقدار زمان مطالعه و ميزان دشواري كتاب را تخمين مي زند و سپس از طريق سؤال كردن، كنجكاوي، علاقه، دقت و تمركز حواس خود را افزايش مي دهد. براي اطلاع بيشتر از روش خواندن اجمالي به پرسمان شماره 46 مراجعه كنيد.
4. جديت در مطالعه
به محض نشستن پشت ميز مطالعه، خواندن را با جديت شروع كنيد؛ زيرا اگر سريع مشغول به كار مطالعه شويد، تمركز حواس زود به دست مي آيد. اين ضرب المثل چيني را به ياد داشته باشيد كه «فتح ستارگاني كه هزاران فرسنگ ازما دور هستند، با برداشتن قدم اول، امكان پذير است». شك و ترديد، موجب حواس پرستي يا ايجاد تخيلات واهي مي شود. اجازه ندهيد چيزي جز مطالعه، ذهن شما را مشغول كند. تصميم بگيريد و مقدار زماني را براي مطالعه مشخص كنيد و خود را به مدت زماني خاص محدود كنيد. در اين زمان، از مطالعه دست نكشيد و به مطالعه ادامه دهيد؛ اما زمان مطالعه را طولاني نكنيد. بيهوده وسواس به خرج ندهيد و بهانه تراشي نكنيد. به خود تلقين كنيد كه فرد با اراده اي هستيد و مي توانيد هر درسي را به خوبي ياد بگيريد. جدي باشيد و با علاقه و انگيزه مطالعه كنيد تا هنگام مطالعه، دچار حواس پرتي نشويد.
5. استفاده از راهنما به هنگام مطالعه
يكي از شيوه هاي برقراري تمركز حواس، استفاده از يك راهنما، چون انگشت سبابه، مداد و... به هنگام مطالعه است؛ زيرا استفاده از يك راهنما هنگام مطالعه، باعث تمركز حواس بهتر، عادت به روان خواندن، جلوگيري از برگشت براي دوباره خواندن و اتلاف وقت و جلوگيري از خستگي چشم و ذهن مي شود.
6. خط كشيدن زير مطالب مهم
استفاده از اين روش، يكي از شايع ترين روش هايي است كه اغلب دانشجويان از آن استفاده مي كنند. هنگام مطالعه، با استفاده از يك مداد، و مطالب مهم و اساسي را علامت گذاري كنيد؛ زيرا براي مشخص نمودن مطالب مهم و اساسي، خط كشيدن زير آنها لازم است.
7. داشتن علاقه به مطالعه
علاقه به مطالعه، يكي از شرايط اصلي و اساسي ايجاد تمركز حواس، هنگام مطالعه است. وقتي خواننده به موضوعي علاقه مند مي شود، خود به خود بر آن تمركز مي كند؛ بيشتر دقت مي كند و به راحتي مطالب را به حافظه مي سپارد و بعد هم خيلي راحت آن را به خاطر مي آورد. سعي كنيد با ايجاد انگيزه هاي نيرومند و در نظر گرفتن هدف هايي كه برايتان مهم و جالب توجه است، نسبت به مطالعه، شوق و علاقه پيدا كنيد. موقعيت هايي را كه نمي توانيد در آنها تمركز حواس داشته باشيد، تجزيه و تحليل كنيد؛ احساسات خود را مورد بررسي قرار دهيد و بدانيد كه چه عواملي افكار شما را دگرگون مي كنند. افكار منفي و بيمارگونه را از خود دور كنيد و هر موقعيت را تا حدي كه مي توانيد، به طور منطقي، تعبير و تفسير كنيد.
8. تعيين زمان و مكان مطالعه
يكي از راه هاي برقراري تمركز حواس، اين است كه مطالعه در ساعتي از روز انجام گيرد كه براي فرد، مناسب تر است؛ اما تخمين مناسب ترين زمان براي مطالعه، كاري دشوار است و به عادت فرد بستگي دارد. برخي افراد عادت دارند تا نيمه هاي شب بيدار بمانند و با استفاده از سكوت و آرامش شبانه، با خيال راحت و آسوده مطالعه كنند؛ اما برخي ديگر عادت دارند شب زود بخوابند و صبح زود از خواب بيدار شوند و به مطالعه بپردازند. با اين توصيف، تعيين زمان و مقدار مطالعه، باعث آگاهي از تمام زمينه مطالعه، برقراري تمركز، عدم سردرگمي، جلوگيري از اتلاف وقت و انرژي و فهم بهتر مطالب مي شود.
9- يادبگير كه بگويي نه
زماني كه تصميم گرفتيد مطالعه كنيد، اما دوستان يا هم اتاق هاي شما درخواست مي كنند كه دور هم جمع شويد، هنر گفتن نه را در خود تقويت كنيد. اگر اين اراده در شما ضعيف است، مي توانيد روي در اتاق مطالعه خود بنويسيد: لطفا «مزاحم نشويد». اگر موفق نشديد، مي توانيد كارهاي ديگري انجام دهيد كه نشان دهد شما دوست نداريد كه كسي باعث از هم گسيختن افكار شما شود.
10- ترك افكار منفي و داشتن افكار مثبت
مطالعه عميق و يادگيري ثمربخش، وقتي حاصل مي شود كه فرد، تصور مثبتي از خود داشته باشد و به خود اعتماد كند؛ زيرا اعتماد به خود، مهارت و نيرو را افزايش داده، مغز را سالم تر مي كند. وقتي مي خواهيد كاري انجام دهيد، از گفتن كلماتي مانند نمي خواهم، نمي دانم و نمي توانم، بپرهيزيد و جمله «اين كار محال است» را از دفتر زندگي خود خط بزنيد. ترس، بدگماني و بي ارادگي را از خود دور كنيد و هرگز به خود اجازه ندهيد تا هيجانات و افكار منفي، شما را در خود غرق سازد و تمركز حواس شما را مختل كند. اعتماد به نفس داشته باشيد و پيوسته با خود تكرار كنيد كه قادر به انجام هركاري هستيد و بدين طريق، تفكر مثبت را در خود پرورش دهيد.
قوي بودن اعتماد به نفس، احساس شعف و شادي را در شما به وجود مي آورد و در حالت شادماني، از تمركز حواس خوبي برخوردار مي شويد؛ بهتر فكر مي كنيد؛ بهتر مطالعه مي كنيد و نتيجه، كارتان بهتر مي شود. «مارگات كوربت» مي نويسد: «انسان در بحر انديشه هاي خوشايند، حافظه اي بهتر پيدا مي كند و ذهن در حالت آرامي قرار مي گيرد و ميل به يادگيري را در خود به وجود مي آورد». از اين رو، خودپنداري مثبت، مهم ترين كمك براي تمركز و يادگيري است. اگر بتوانيم تصورات غلط و منفي را از خود دور و تصورات مثبت را جايگزين كنيم، مي توانيم علاقه به مطالعه و يادگيري را در خود ايجاد كنيم.
11- عدم هماهنگي اراده و تخيل خواننده، مانع تمركز است
اگر تخيل خواننده، با اراده اش هم سو نباشد، خواننده نمي تواند تمركز حواس كافي و لازم داشته باشد.
در روان شناسي، ثابت شده است كه دراين تضاد، قدرت تخيل، قوي تر از قدرت اراده است. وقتي دانشجويي كتابي را باز مي كند و به مطالعه آن اقدام مي كند، پس از مدت كوتاهي، افكاري به ذهنش خطور مي كند؛ مثلا با دوستانش فوتبال بازي كند يا با هم به سينما بروند يا فلان فيلم را تماشا كنند. اين تخيلات، باعث مي شود تا خواننده، تمركز خويش را از دست بدهد و سرانجام از خواندن كتاب منصرف شود. براي غلبه براين مشكل، خواننده وقتي مايل به مطالعه درباره موضوعي خاص باشد، بهتر است خود را درحال و هواي مخصوص آن موضوع قرار دهد؛ مثلا اگر كتاب شعري مي خواند، خود را درحال و هواي شاعر در هنگام سرودن يا خواندن آن شعر قرار دهد و اگر كتاب پزشكي مي خواند، خود را در حال و هواي پزشك در هنگام معالجه بيمار قرار دهد تا از اين طريق، خيال و اراده را با هم هماهنگ كند. تا زماني كه آهنگ تخيل و اراده هماهنگ باشند، تمركز حواس حفظ مي شود.
12- كاستن حواس پرتي هاي ناشي از شرايط بدني
خواب نامنظم و فعاليت ها و عادات غذايي نادرست، مي توانند از علائم و مشكلات مربوط به تمركز باشند؛ به عنوان مثال، سنگين معده و سيري بيش از حد، يكي از زمينه هاي عدم تمركز به هنگام مطالعه است. شما بايد از خوردن غذاهاي پرحجم خودداري كنيد؛ زيرا با سرازير شدن خون به سمت دستگاه گوارش، از بنيه حسي و ذهني شما كاسته مي شود. همچنين بايد بدانيد كه صبحانه كافي و مقوي، نقش مهمي در ايجاد و برقراري تمركز حواس درطي روز خواهد داشت. در اولين غذاي روز، همراه با كربوهيدرات، پروتئين نيز ميل كنيد؛ مثل تخم مرغ، ماهي، پنير يا خشكبار. سعي كنيد به اين ضرب المثل عمل كنيد: «صبحانه را مانند پادشاهان، ناهار را مانند شاهزاده ها و شام را مانند فقرا صرف كنيد.»
13- يادداشت برداري هنگام مطالعه
يادداشت برداري، نوعي تكرار درست است كه هم سبب تمركز حواس و هم موجب بيشتر به خاطر سپردن مطلب مي شود. يادداشت برداري خوب، كاري جدي و فعال است كه موجب انديشيدن مي شود. براي برقراري تمركز حواس جهت نوشتن، هماهنگي چشم و مغز (به منزله نوعي يادگيري تجسمي چند بعدي) با عاملي بي نظير است كه تمركز حواس را تقويت كرده، فهم مطالب و سرعت يادگيري را افزايش مي دهد.
14- براي تمركز حواس، به دنبال سكوت مطلق نباشيد
يكي از باورهاي بسيار نادرست برخي از شما اين است كه براي تمركز حواس، بايد در سكوت مطلق باشيد. واقعيت اين است كه هرچه محيطي ساكت تر باشد، براي تمركز حواس بهتر است و ما محيطي را براي مطالعه انتخاب مي كنيم كه سروصداي كمتري داشته باشد؛ اما به هيچ عنوان نبايد در جست وجوي محيطي باشيم كه سكوت مطلق بر آن حكم فرما باشد. بهترين مكان براي مطالعه، جايي است كه سر و صدا در آن از بقيه جاهاي موجود كمتر باشد؛ مثلاً اكنون مي خواهيد مطالعه كنيد و تنها مكاني كه در اختيار داريد، اتاقي است كه در آن تلويزيون روشن است؛ مسلماً اين محيط، ايده آل نيست؛ اما شما در دورترين نقطه اتاق از تلويزيون و پشت به آن بنشينيد و مطالعه كنيد. در اين حالت، شما از بهترين شرايط ممكن براي مطالعه استفاده كرده ايد.
مطالعه در جاي كاملاً ساكت، غلط است؛ زيرا اگر شما اين گونه به محيط بسيار ساكت عادت كنيد، شرطي مي شويد و فقط در چنين مكان هايي مي توانيد مطالعه كنيد و آن وقت در محيطهاي ديگر، با كوچك ترين سر و صدايي، تمركز حواس شما به هم مي ريزيد و ايجاد تمركز دوباره، برايتان بسيار مشكل است.
15- نظم مكاني، تمركز حواس را تقويت مي كند
اخيراً ژاپني ها تحقيقات جالبي را روي يك گروه هزار نفري انجام داده اند. در اين تحقيق، كودكان ده ساله اي كه از بهره هوشي، استعداد و توانايي ذهني نسبتاً يكساني برخوردار بوده اند، هر كدام در محيط متفاوتي از ديگران قرار گرفتند. محيط مطالعه نفر اول، بسيار درهم ريخته و شلوغ بود. اتاق نفر دوم، آشفتگي نسبتاً كمتري داشت و اتاق نفر سوم نسبت به نفر دوم، كمي منظم تر و با وسايل كمتري بود و به همين ترتيب تا نفر هزارم كه اتاق بسيار منظم و مرتبي، با حداقل وسايل داشت؛ كتاب هاي يكساني به همه دادند و به هر يك، فرصت مناسبي براي مطالعه در اتاق هاي مخصوص داده شد. بعد از پايان زمان تحقيق، نتيجه تحقيق اين گونه بود:
ميزان مطالعه، بازدهي، ميزان به خاطرسپاري و تمركز، با ميزان نظم و ترتيب اتاق ها، نسبت مستقيم داشت؛ يعني هر فردي كه در اتاقي با اسباب و وسايل كمتر، مرتب تر و منظم تري قرار گرفته بود، بازدهي كمي و كيفي بيشتري را در مطالعه خود نشان مي داد. «شاكتي كوالن» در كتاب بازتاب هاي نور، مي نويسد: «هر وضعيت دروني، انعكاسي بيروني و محيطي دارد و هر وضعيت محيطي، بازتابي دروني»؛ يعني وضعيت منظم پيرامون شما، به نظم فكري و دروني شما كمك مي كند. بنابراين، قبل از مطالعه، دو سه دقيقه هم كه شده، به مرتب كردن اتاق يا ميز مطالعه خود بپردازيد و اين مسئله را جدي بگيريد.
16- بهره برداري از تكنيك «حالا اين جا باش»
به احتمال زياد، اين فن ساده و فريبنده، بسيار مؤثر است؛ يعني هر وقت متوجه مي شويد كه فكرتان از موضوع منحرف شده، به خودتان بگوييد حالا اين جا باش و به آرامي توجه تان را به جايي كه مي خواهيد، برگردانيد؛ براي مثال، شما در كلاس درس هستيد و توجه تان از سخنان استاد به تكاليفي كه داريد يا به قرار ملاقاتتان معطوف مي شود. در اين هنگام، به خودتان چنين بگوييد: «حالا اين جا باش» و دوباره حواستان را متمركز كنيد و تمركزتان را به سخنان استاد برگردانيد و تا جايي كه ممكن است، اين حالت را حفظ كنيد. اگر شما فردي طبيعي باشيد، چه بسا اين كار را صدبار در هفته انجام دهيد؛ اما پس از مدتي، درخواهيد يافت كه هر روز نسبت به قبل، فاصله زماني بين منحرف شدن افكارتان بيشتر مي شود. بنابراين، صبور باشيد و آن را حفظ كنيد و ببينيد كه پيشرفت خواهيد كرد.
17- تسليم حواس پرتي هاي بيروني نشويد
وقتي در اتاقي نشسته ايد، اگر شخصي در را محكم و با سروصدا بست، رويتان را به سمت او برنگردانيد؛ بلكه ذهنتان را به آن چيزي كه مقابل شماست، متمركز سازيد. اين كار را در موقعيت هاي متعدد، مانند موارد زير تمرين كنيد:
در كلاس هاي درس بگذاريد افراد بيايند و بروند و سرفه كنند؛ بدون اين كه كوچك ترين نگاهي به آنها بكنيد؛ گويي آن جا نيستند. بين خودتان و استاد، تونل برقرار كنيد. وقتي با كسي درحال گفت وگو هستيد، توجهتان را به او معطوف كنيد؛ به صورتش بنگريد و به گفته هايش توجه كنيد و بقيه دنيا را از ذهنتان بيرون كنيد.
18- يادداشت عوامل حواس پرتي
شما اگر حتي بهترين شيوه مطالعه را در پيش گرفته باشيد، هيچ گاه عوامل حواس پرتي تان به صفر نمي رسد؛ زيرا ممكن است بعد از مدتي تمرين، حواس پرتي شما تا حد فوق العاده زيادي كم شده باشد؛ اما برخي از اوقات، افكار ديگري غير از موضوع مطالعه، به سراغ ذهن شما مي آيد و حواستان را پرت مي كند. بهترين و مؤثرترين راه براي مقابله با اين حواس پرتي باقي مانده، نوشتن آنها برروي يك برگ كوچك كاغذ و اختصاص دادن زماني براي فكر كردن درباره اين مسائل است. اگر شما در اوج مطالعه، ناگهان به خاطر مي آوريد كه امشب حتماً بايد به دوست خود تلفن بزنيد، از اين لحظه به بعد، شما هر قدر هم كه سعي كنيد فكر خود را برروي مطالعه متمركز كنيد، انديشه تلفن كردن به دوستتان و اين كه «مبادا فراموش كنم»، ذهن شما را آشفته مي كند و شما را آزار مي دهد. در نتيجه، شما از همان لحظه، تمركز حواس خود را از دست مي دهيد؛ اما اگر به محض آن كه اين انديشه به ذهن شما راه يافت، آن را برروي كاغذي بنويسيد، ديگر خيالتان راحت مي شود و مي توانيد به مطالعه متمركز خود ادامه دهيد. يادتان باشد كه حواس پرتي را نيز مانند نكات مهم كتاب كه فرا مي گيريد و ثبت مي كنيد، بايد جايي تخليه كنيد. اگر ننويسيد و بگوييد باشد براي بعد، توانايي ذهني خود را كم كرده ايد. هر چيزي را كه در حين مطالعه به خاطرتان مي آيد و عامل مزاحم تلقي مي شود، گوشه اي يادداشت كنيد و بار ذهني مربوط به آن را تخليه كنيد.
19- كنترل صحبت با خود به هنگام مطالعه
خيلي ها نمي دانند كه ما به هنگام انجام تكاليف، به شكل خاموش، با خودمان صحبت مي كنيم. صحبت با خود، مي تواند فعاليت ها و رفتارهايي را در ما برانگيزد و ما را مورد تشويق قرار دهد و به سر و سامان دادن آن چه بعد انجام مي دهيم، كمك كند. ما از طريق صحبت با خود، بر جريان پيشرفت خود نظارت مي كنيم؛ اما اگر همين گفت وگوي با خويش، بيش از اندازه ارزش يابانه يا انتقادي صورت گيرد، بر تمركز، اثر منفي مي گذارد. آيا تا به حال تجربه نگارش يك مقاله را داشته ايد كه در همان سطر اول آن گير كرده، ناكام شده باشيد؟ در اين كار، مقصر اصلي، يك ويراستار دروني بسيار سخت گير بوده است. مقايسه توانايي خود با توانايي ديگران و انتظارات غلط درمورد مدت و كيفيت تمركزي كه بايد داشته باشيد، مي تواند مسئول شكل گيري يك گفت وگوي منفي با خويش باشد. با كمي تمرين، شما مي توانيد هر قضيه مختل كننده دروني را اداره كنيد.
20- انتخاب زمان مناسب
پس از استراحت، به ويژه صبحگاهان، بهترين حالت تمركز و ساعات خستگي و كسالت، نامناسب ترين اوقات براي تمركزند؛ البته هنگام صبح، لازم است قدري ورزش كنيد تا بدن، آمادگي لازم را به دست آورد.
براي مطالعه بيشتر، به كتاب ها و سايت هاي زير مراجعه كنيد:
1- دكتر عبدالله خادمي، مطالعه روشمند.
2- مجتبي حورايي، مطالعه موفق با تمركز.
3-wwwi.ribiramozesh
4-www.mashal.org
بررسي دلايل گرمايش زمين و پيامدهاي مخرب آن ذوب يخچال ها و سرنوشت شناور كره خاكي!
آب و هوا، به عنوان يكي از عوامل محيط طبيعي، اثرات متعددي بر نحوه زندگي بشر دارد. انسان ها از ديرباز از ناحيه اقليم، تلفات و خسارات زيادي را متحمل شده اند و از اين رو به اشكال متفاوت در شناخت ويژگي هاي آب و هوا و كنترل اثرات نامطلوب آن كوشيده اند. امروزه اين كار به كمك علومي چون هواشناسي و اقليم شناسي كه نقش عوامل طبيعي و انساني را در تغييرات آب و هوا مطالعه مي كند، انجام مي گيرد و معلوم شده است با وجود اين كه عوامل طبيعي مانند نوسان تشعشع خورشيدي، تغيير در محور زمين، وقوع آتشفشان هاي شديد و... نقش اساسي در تغيير شرايط آب و هوايي دارند، اما فعاليت هاي صنعتي بشر و بهره برداري هاي حريصانه او از منابع طبيعي نيز در تغييرات آب و هوا موثر هستند و پيامد آن، وقايع ناگواري است كه در مناطق متفاوت زمين رخ مي دهد.
100 هزار سال پيش در محل فعلي لندن، فيل و اسب آبي زندگي مي كردند. در كتاب «تيمور جهان گشا» اشاره شده است: «سپاهيان تيمور هنگام عبور از ارتفاعات زاگرس به جنگل هاي انبوه و متراكم برخوردند كه مانع از عبور لشكريان شد.» چنين جنگل هايي در شرايط آب و هوايي امروز زاگرس وجود ندارند.
تغيير اقليم، نظم حاكم بر سيستم هاي طبيعي و روابط موجود بين عناصر آن ها را برهم مي زند و سيستم ها را از تعادل خارج مي كند كه ايجاد نظم و تعادل جديد، صدها سال زمان لازم دارد. از اين رو، تغييرات آب و هوايي اثرات مخرب و زيان بخشي بر زندگي گياهي و جانوري و سيستم هاي طبيعي برجا مي گذارد و به تبع آن جوامع انساني نيز از ناحيه آن دچار خسارت هاي مالي و تلفات جاني مي شوند. با وجود اين كه در كشور ما بيشترين تلفات جاني از ناحيه زلزله بوده، اما برآوردها در سال هاي اخير نشان مي دهند كه بيشترين خسارت هاي اقتصادي از عامل طبيعي سيل بوده است كه ريشه در تخريب محيط زيست و نوسانات آب و هوايي دارد. تغييرات آب و هوايي براي جامعه جهاني به قدري مهم بوده كه در سال هاي اخير در سازمان هواشناسي جهاني (WMO)، كميته بين المللي تغيير اقليم (IPCC) تشكيل شده است.
ورود به ششمين دوره انقراض بزرگ!
طي يك قرن اخير استفاده غيرمسئولانه بشر از منابع موجود در كره زمين شرايط جديدي را ايجاد كرده است. در حال حاضر 40درصد از زمين هاي زراعي جهان آسيب هاي طولاني مدت ديده اند و هر ساله 13 ميليون هكتار از جنگل هاي جهان نابود مي شوند. يكي از هر چهار پستاندار، يك پرنده از هر هشت پرنده و يك دوزيست از هر سه دوزيست در خطر انقراض قرار دارند. به علاوه افزايش گازهاي گلخانه اي ناشي از مصرف غيرمسئولانه بشر طي چند قرن اخير شرايط طبيعي زمين را تحت تأثير قرار داده است.
دكتر عباس كنگي، دانشيار گروه زمين شناسي دانشگاه آزاد اسلامي شاهرود ضمن عنوان اين آمار توضيح مي دهد: «اين تأثيرات به گونه اي است كه برخي از دانشمندان بر اين عقيده اند كه بشر جهان را وارد ششمين دوره انقراض بزرگ كرده است. دانشمندان طي دو دهه گذشته همواره خطر افزايش درجه حرارت زمين را مورد توجه قرار داده ند، اما تغييرات آب و هوايي سال هاي اخير نتايج حاصل از آن را آشكارتر كرده است، اتفاقي كه اكنون رخ داده نتيجه رفتارهايي است كه انسان در طي چند قرن و به خصوص قرن اخير نسبت به طبيعت درپيش گرفته است. آب و هوا و همه موجودات در نظمي حكيمانه به يكديگر مرتبط بوده و مشكل با گسسته شدن اين پيوند ايجاد مي شود. متوسط دما در 15 سال گذشته بالاترين عدد است كه تاكنون ثبت كرده اند.»
وي ادامه مي دهد: «اين افزايش ميانگين درجه حرارت كره زمين با ذوب شدن يخ هاي قطب، بالا آمدن آب اقيانوس ها و از همه مهمتر بي نظمي هاي آب و هوايي همراه است. اين بي نظمي هاي آب و هوايي به صورت هاي متفاوت از جمله توفان هاي شديد، بارش هاي بي هنگام، خشكسالي ها و... آشكار مي شود. بسياري از دانشمندان بر اين عقيده اند كه طي 20 سال آينده اين بي نظمي هاي آب و هوايي به عنوان يك پديده دائمي در وضعيت اقليمي زمين ديده خواهد شد. در حقيقت اين رويدادها واكنش طبيعت به دستكاري هاي انسان در شرايط زيستي زمين است.»
كنگي معتقد است اين شرايط حيات بسياري از موجودات زنده از جمله انسان را با مشكل روبرو مي كند. وي ادامه مي دهد: «اين بهاي سنگين فعاليت هاي غيرمسئولانه انسان در طي قرن اخير است كه هزينه آن را كساني پرداخت خواهند كرد كه اغلب نقشي در آن نداشته اند. دستاوردهاي علمي دهه هاي اخير حكايت از آن دارد كه عوامل متعددي همواره حيات موجودات زميني و از جمله تمدن بشري را تهديد مي كنند. اين عوامل طي 500 ميليون سال گذشته موجب 5 مورد انقراض بزرگ از جمله نابودي دايناسورها شده است. در برخي از اين دوره هاي انقراض در طي مدت زماني كوتاه بيش از 70درصد موجودات كره زمين در سطح خشكي ها و داخل درياها نابود شده اند و بخش اعظم پوشش جنگلي جهان از بين رفته است.»
اين دكتر زمين شناس نظريات نابودي زمين را مطرح كرده و مي گويد: «هر چند طي نيم قرن گذشته انديشه برخورد اجرام آسماني با زمين، ذهن دانشمندان را به خود مشغول كرده بود، اما تحقيقات سال هاي اخير حكايت از آن دارد كه اغلب اين دوره هاي انقراض تحت تأثير تغييرات شديد آب و هوايي ايجاد شده است. به عنوان مثال 3 درجه گرم شدن زمين با ذوب يخچال هاي قطبي و 7 متر بالا آمدن سطح اقيانوس ها و زير آب رفتن بخش هاي بزرگي از سواحل همراه خواهد بود. به علاوه اين افزايش حرارت نابودي جنگل هاي استوايي كه دوسوم اكسيژن اتمسفر را تأمين مي كنند، موجب مي شود. به علاوه تغييرات آب و هوايي با رويداد توفان هاي شديد و دائمي، ايجاد خشكسالي هاي پيوسته، نابودي جنگل ها و نابودي منابع تغذيه موجودات زنده همراه خواهد شد. بدون شك بسياري از موجودات زنده امكان سازگاري با چنين شرايط دشواري را ندارند. از اين رو بايد به طبيعت به عنوان مجموعه اي هماهنگ نگريست كه هرگونه آسيبي به آن روزي به خود ما نيز بازمي گردد. به طور مسلم طبيعت راه صحيح را در پيش مي گيرد و تمدن بشري به ما بستگي خواهد داشت كه در آينده چه خواهيم كرد؟»
گرمايش زمين و از بين رفتن زمين هاي كشاورزي
در طول حيات كره زمين، تغييرات آب و هوايي مكرر رخ داده اند، به طوري كه در آخرين دوره زمين شناسي (كوارتز) چهار مرحله تغيير آب و هوايي به نام عصر يخبندان رخ داده است. هر يك از اين دوره هاي يخبندان و دوره هاي بين آنها هزاران سال طول كشيده است. دوميليون سال پيش، شمال غرب اروپا زير يخ مدفون بود. بديهي ترين و بيشترين اثر اين تغييرات آب و هوايي روي زندگي گياهي و جانوري مناطق بوده است، چنان كه تغيير در حيات جانداران ملاك طبقه بندي دوران هاي زمين شناسي قرار گرفته اند. بنابراين حيات كره زمين به آب و هوا وابستگي بيشتري دارد. اساسي ترين عوامل تغييردهنده آب و هوا، طبيعت و اجزاي متشكله آن هستند، هر چند اخيرا عوامل انساني هم به آن افزوده شده است.
ناصر حافظي مقدس زمين شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي شاهرود مي گويد: «چنانچه زمين 1 تا 5 درجه گرمتر شود، بارندگي 11 تا 19درصد كاهش پيدا مي كند. پيش بيني شده كه تا سال 2100 درجه حرارت در كشور ما 5 درجه افزايش پيدا كند و 19 درصد كاهش بارندگي خواهيم داشت. كاهش آب بر روي كشاورزي تاثير مستقيمي مي گذارد و توليد غلات، برنج و پنبه به مقدار قابل توجهي كم مي شود. فرسايش و تخريب خاك نيز از مساحت زمين هاي كشاورزي مي كاهند. اين گونه فقر در جهان روز به روز افزايش پيدا مي كند.»
اتفاقا كشورهاي بزرگ صنعتي در پي آنند كه با ايجاد كارخانه هاي بيشتر و توليد دوچندان 2CO و نيز نقض آشكار كنوانسيون هاي بين المللي دام ديگري براي به سلطه گرفتن كشورهاي ضعيف پهن كنند. آنها هيچ گاه به معاهده هاي حفظ محيط زيست پايبند نبوده اند، چون اساسا نمي خواهند با حذف كارخانجاتي كه توليد مواد سمي شان آثار مخربي دارد و يا سوخت هاي فسيلي را مي بلعد، از پول بيشتر محروم بمانند.
حافظي مقدس ذوب يخچال ها و بالا آمدن سطح آب اقيانوس ها را يكي ديگر از آثار گرمايش زمين مي داند و توضيح مي دهد: «سطح آب درياها كه افزايش پيدا كنند، سواحل جابه جا مي شوند و سيلاب در سواحل فعلي رخ مي دهد. چنانچه آب به ارتفاع 10تا 15 سانتي متر بالا بيايد، عملا جلوآمدگي آب چند كيلومتر مي شود.»
بنابراين افزايش سرعت ذوب يخچال هاي قطبي و كوهستاني يكي از اثرات گرم شدن هواي كره زمين و از نمودارهاي تغيير اقليم است. پيامد آن در وهله اول افزايش سطح آب اقيانوس ها و درياها و برهم خوردن تعادل استاتيك خواهد بود. برآوردها از زير آب رفتن جلگه هاي پست و شهرها و روستاها و تاسيسات واقع در آن ها حكايت دارد. اثرات بعدي اين واقعه، برهم خوردن نظم بارندگي ها و دماي هواست. در برخي مناطق زمين، بارش ها افزايش يافته اند و در مناطقي ديگر شاهد تشديد اقليم خشك هستيم. در مكزيك تعداد بارش هاي سنگين افزايش داشته و در مقابل تعداد بارش هاي سبك كاهش پيدا كرده است. در استراليا بارش هاي تابستانه كم و بارش هاي زمستانه افزايش يافته اند. برهم خوردن تعادل ايزوستازي در مناطق قطبي، تهديد منابع آب شيرين در سواحل و... از ديگر پيامدهاست. اين وقايع توليد مواد غذايي را در بعد جهاني به خطر مي اندازد.
جنگ چهارم جهاني!
وقوع برخي تغييرات در كيفيت داده ها به خصوص در روند دماي حداقل و حداكثر و كاهش فاصله آنها يكي ديگر از پيامدهاي گرمايش زمين است. مقدار اين كاهش براي اصفهان 4درجه بوده است. بررسي دماي 50 سال گذشته مشهد نشان مي دهد، اكثر پارامترهاي دمايي روند افزايشي داشته اند.
دكتر حاجي كريمي آب شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه ايلام مي گويد: «در همين استان ايلام كه ساكن هستم، بيابان ها هر روز توسعه پيدا مي كنند. كاهش پوشش گياهي، بارندگي و افزايش روان آب ها جزء مشكلات اساسي خشكسالي هاي اخير بوده است. وقتي آب ها وارد سفره هاي آب زيرزميني نشوند و با شيب تند جريان پيدا كنند (سيلاب)، اندك اندك سفره ها فقير مي شوند و همان ميزان آبي هم كه از قبل بوده به علت تماس طولاني مدت با املاح مخزن براي بسياري از كاربري ها بلااستفاده مي ماند.»
اين گفته ما را به اين نتيجه مي رساند كه آيا جنگ چهارم جهاني بعد از جنگ اول و دوم و سرد جنگ بر سر يافتن منابع آبي نخواهد بود؟
وي يكي از مهمترين عوامل گرمايش زمين را استفاده از سوخت هاي فسيلي عنوان كرده و مي گويد: «هرچه از انرژي پاك نظير انرژي هسته اي بهره ببريم، جلوي بحران را گرفته ايم و پيامدها را تخفيف مي دهيم. اگرچه زمين در پي هر تنشي و آسيبي درصدد توازن بر مي آيد، اما اين موازنه گاه هزاران سال طول مي كشد و وقتي آب اقيانوس ها بر اثر گرمايش به طور اعجاب برانگيزي بالا آمد، عملا از دست كسي كاري ساخته نيست!»
جديدترين شيوه ها براي مهار افزايش 2CO جو
دانشمندان مي گويند مي توان 2CO را براي جلوگيري از گرم تر شدن زمين زير بستر درياها ذخيره كرد! براساس اين پيشنهاد، گاز 2CO چندين كيلومتر زير زمين پمپ و سپس زيربستر درياها تزريق مي شود. تيم مشترك محققان دانشگاه هاوارد، موسسه فني ماساچوست (ام آي تي) و دانشگاه كلمبيا در نشريه اي گزارش داد كه زيردرياها فضاي كافي براي ذخيره كردن ميزان نامحدودي 2CO متصاعد در جو وجود دارد. طرح هاي قبلي براي انباشتن 2CO زير درياها به دليل نگراني نسبت به نشت احتمالي و ايمني اين شيوه مورد انتقاد قرار گرفته بود. اما حاميان طرح تازه مي گويند اين طرح چنين خطراتي ندارد و مي توان آن را با فناوري هاي موجود اجرا كرد.
به هر جهت تغييرات آب و هوايي خواه ريشه در عوامل طبيعي داشته باشند، خواه در عوامل انساني اثر خود را به محيط زيست و بر جوامع انساني خواهند گذاشت و در آينده بايد منتظر رويدادهاي اقليمي ناگوار بيشتري باشيم. از اين رو، شهروندان جهاني موضوع تغيير اقليم را به عنوان يك مسئله و بحران جهاني شده تلقي مي كنند كه همگان پيامدهاي آن را تجربه خواهند كرد و ناچار در كنترل و مهار آن نيز همه بايد مشاركت داشته باشند. شناخت عوامل موثر بر تغييرات آب و هوايي و پيامدهاي آن و نيز عمل كردن به توصيه ها و مقررات مرتبط با آب و هوا و محيط زيست، از اولين وظايف شهروندان در اين زمينه است.
رابطة تربيت و اخلاق
به نام خدا
در هم تنيدگي فرايند تربيت و اخلاق موجب شد كه مرز مشخصي در گذشته ميان اين دو تصوير نشود و فرايند تربيت با اخلاق همسان پنداشته شوند و اخلاقي بودن به مثابة تربيت يافتگي انگاشته شود چنان كه غزالي چنين نگاشت: معني تربيت اين است كه مربي، اخلاق بد را از آدمي باز ستاند و به دور اندازد و اخلاق نيكو جاي آن بنهد. [1]
خواجه نصير الدين طوسي نيز چنين نوشت: تربيت صناعتي است كه از طريق آن مدارج عاليه انساني فراهم مي آيد و پست ترين مراتب انساني به كامل ترين رتبه خود مي رسند. [2]
از سوي ديگر، جالب است بدانيم بسياري از صاحب نظران تعليم و تربيت اسلامي كمتر واژة تربيت را به كار برده اند و به جاي آن از واژگان تعليم، تربيت، تهذيب، تزكيه، تخلق به اخلاق، تأديب، رياضت، تدبير سياست و.... بهره بردهاند و اين بدان جهت است كه واژگان تربيت به معناي آموزش و پرورش متربي و به معناي برانگيختن و فراهم آوردن موجبات شكوفايي و رشد تمامي توانايي و شئون وجودي آدمي، در گذشته اصلاً مصطلح نبوده و يا اخلاق و تربيت را آن چنان درهم تنيده مي دانستند كه تربيت بدون اخلاق را غير قابل تحقق مي دانستند و با اين كه باور داشتند تربيت بدون پرتو افكني اخلاق امري ناصواب و بي سرانجام است.
اما امروزه، جدا انگاري فرايند اخلاق و تربيت ترديد ناپذير است. حال براي تبيين بيشتر تفاوتهاي اين دو فرايند و رابطه آنها، حوزه و قلمرو اين دو فرايند را بررسي ميكنيم.
1ـ تربيت فرايندي بسيار گسترده است و گسترة آن به تمامي ابعاد، توانائيها، قابليت ها و به همة شئون وجودي آدمي گسترانده شده و تمامي زمينههاي وجود آدمي را در بر ميگيرد اما فرايند اخلاق يكي از حيطهها و ساحتهاي تربيت به شمار ميآيد. از اين رو ميتوان گفت تربيت اقسام فراواني دارد و از آن جمله: تربيت بدني، تربيت عقلاني، تربيت ديني، تربيت اخلاقي، تربيت جنسي، تربيت عاطفي، تربيت عاطفيف تربيت عرفاني، تربيت مدني، تربيت اجتماعي و... استاد مطهري دز اين باره مينويسد: تربيت پرورش دادن و به فعليت رساندن تمامي استعدادها و ايجاد تعادل در هماهنگي ميان آنهاست تا از اين طريق متربي به حد اخلقاي كمال برسد. [3] و به تعبير يكي از نويسندگان غربي، تربيت در زمينة جسم و جان و روان انسان است و تمامي زمينههاي وجود او را در بر ميگيرد. [4]
2ـ به گفتة برخي از صاحب نظران، تعليم و تربيت طي قرون متمادي تنها بر ملاحظات فلسفي و اخلاقي مبتني بوده، امروزه نيز به رغم تسلط دانش بشر در زمينههاي زيست شناسي، جامعه شناسي و روانشناسي بر تعليم و تربيت، باز اين نكته آشكارتر شده كه علم و دستاوردهاي فني آن نه تنها كافي نيست بلكه همچنان بايد ملاحظات اخلاقي و فلسفي مهم اصلي را در تعليم و تربيت بر عهده داشت باشد زيرا بررسي اهداف و غايات تربيت نه در صلاحيت علم و نه در حد تكنيك بلكه فقط در صلاحيت فلسفه و اخلاق است. [5]
بر اين اساس ميتوان گفت تربيت فرايندي است كه با آموزهها و يافتهها و با علوم بسياري از جمله: زيست شناسي، روانشناسي روانشناسي تربيتي، روانشناسي اجتماعي ، جامعه شناسي، جامعه شناسي تربيتي، دين و فلسفه، اخلاق و... سر و كار دارد و مباني علمي، فلسفي و ديني خود را از يافتهها و آموزهها به دست ميآورد و ملاحظات اخلاقي يكي از مباني تربيت به شمار ميآيد كه با توجه به آنها تربيت شكل ميپذيرد بدين تربيت ميتوان جايگاه فرايند تربيت را در ارتباط با فرايند اخلاق به دست آورد و تفاوت اين دو را واكاويد.
3ـ فرايند تربيت با تمامي رفتار آدمي در همة ساحت و زمينهها و با تمام اقساط و انواع آن خواه صبعة ارزشي داشته باشد و يا نه ارتباط وثيق و عميق دارد. در صورتي كه فرايند اخلاق با رفتار آگاهانهاي كه از سر علم و عمد و انتخاب و گزينش انجام ميپذيرد و صبغه ارزشي دارد و نيز با ملكات و صفات پايداري كه تكرار آن رفتار ويژه موجب پيدايش آنها شده سر و كار دارد.
4ـ عالمان اخلاق فعل اخلاقي را در برابر فعل طبيعي قرار دادهاند و گفته اند فعل اخلاقي از حدود كارهاي طبيعي و عادي خارج است و با آنها تفاوت دارد و كار تربيتي و فرايند تربيت علاوه بر فعل اخلاقي، فعل طبيعي و رفتار عادي را نيز زير پوشش دارد. مقصود از فعل طبيعي آن احساس گرسنگي و خواب و استراحت را در پي خستگي و نيز فعاليتهاي روزمره زندگي، پيداست در اين كارها آدمي با حيوان مشترك است و كارها و نيز انديشهها و صفات و ميل هاي مربوطه به اين منظور جلب نفع مادي و دفع زيان مادي انجام ميگيرند. به عبارت ديگر ريشه اين گونه افعال سودجويي مادي است و فرايند تربيت تمامي اين رفتارهاي عادي و طبيعي و نيز رفتار اخلاقي و صفات انديشههاي مربوط به آن مختص عالم انساني و قابل ستايش و ستايش و نكوهش و ريشة آن فضيلت جوئي فطري است. [6]
تربيت اخلاقي
پس از نگاه تحليلي به مفهوم و معناي تربيت و اخلاق و بيان سخن اهل نظر در اين زمينهف اينك اين سئوالها پيش روي ماست؛ تربيت اخلاقي چيست؟ تربيت اخلاقي با فرايند تربيت و اخلاق چه تفاوتي دارد؟ آيا تربيت اخلاقي به حوزة تربيت مربوط است و يا در حيطه اخلاق جاي دارد؟ تربيت اخلاقي چه مقصودي را دنبال ميكند؟ پيش از آن كه به اين سئوالات پاسخ دهيم ذكر اين نكته لازم است ك تربيت اخلاقي در جهان معاصر بسيار مهم دانسته شده تا جائي كه پارهاي از دانشوران تعليم و تربيت در مغرب زمين قرن بيستم را قرن تربيت اخلاقي ناميدهاند. [7] در جوامع ديني و مذهبي نيز تربيت اخلاقي عامل تأثيرگذار در سعادت فردي و اجتماعي دانسته شده و هر چند اين عنوان مركب در آثار دانشمندان مسلمان نيست اما مباحث بسياري به اين فرايند اختصاص داده شده است. نظير تغيير پذيري اخلاق، تأثير گذاري تربيت بر اخلاق، شيوه درمان بيماري هاي اخلاقي، كيفيت تخلق به اخلاق حسنه روش تغيير اخلاق و... اين عناوين در آثار فارابي، ابن سينا، ابن مسكويه، غزالي، فيض كاشاني و... موجود است. [8] و ما در اينجا فقط به يك عبارت از ابن مسكويه اكتفا ميكنيم: انسان در پرتو تربيت اخلاقي از رذايل و صفات نكوهيده ميرهد و به فضايل و خصلتهاي ستوده آراسته ميگردد، فضايل با تكرار اعمال شايسته به تدريج در نفس رسوخ يافته، رو به افعال نيكو از فرد سر ميزند و او از انحطاط و پستي رهايي يافته و رو به سوي تعالي مينهد. [9]
بنابر اين آثار دانشوران و عالمان مسلمان در اخلاق آميخته به تربيت اخلاقي است.
پس از ميان اين مقدمة كوتاه به پاسخ سئوالهاي فوق ميپردازيم.
مقصود از تربيت اخلاقي فراگيري و عمل به آداب و رسوم اجتماعي نيست زيرا آداب و رسوم غير از اخلاق است و بدين جهت در هر كشور و در هر منطقهاي از جهان آداب و رسوم اجتماعي ويژهاي بر اساس ملاحظات نژادي، جغرافياي، مكاني، زماني ، اقليمي، قبيلهاي، گروهي، و... ظهور و بروز پيدا مي كند كه در منطقه و مكان ديگر هيچ اعتباري ندارند در صورتي كه فرايند اخلاق يافتهها و آموزهها و مسايل ريشه دارد و بنيادين اند و با عمق جان انسان با فطرت و ساختار و جودي و با واقعيت تكويني در ارتباط وثيق و عميق اند.
همچنين مقصود از تربيت اخلاقي تنها به معناي به كارگيري شيوهها و روشهاي تربيتي اعم از خود سازي و يا تربيت افراد نيست. زيرا در فرايند اخلاق نيز شيوة تخلق به اخلاق سخن به ميان ميآيد اما آنچه دربارة ماهيت و تعريف تربيت اخلاقي ميتوان گفت اين است كه تربيت اخلاقي يكي از اقسام تربيت است و به حوزه و قلمرو خاصي از تربيت مربوط است يكي از اقسام تربيت است و به حوزه و قلمرو خاصي از تربيت مربوط است نظير تربيت اجتماعي، تربيت سياسي، تربيت جنسي و.... از اين رو تربيت اخلاقي در حيطة تربيت قرار دارد و از حوزه اخلاق خارج است.
اينك با توجه به نكتة فوق ميتوان تربيت اخلاقي را اين چنين تعريف كرد: برانگيختن، فراهم ساختن و بكار بستن ساز و كارهاي آموزشي و پرورشي در جهت دريافت گزارههاي اخلاقي و شناختن و شناساندن فضايل و رذايل و زمينهسازي براي ايجاد نگرش و روي آوردن به اخلاق حسنه و تقيد و پاي بندي و عينيت دادن ارزشهاي اخلاقي به منظور رسيدن به سعادت و كمال جاودانه تربيت اخلاقي نام دارد.
بر اين اساس، رسيدن به سعادت و كمال جاودانه تربيت اخلاقي نام دارد.
بر اين اساس، در تبريت اخلاقي تلاش مي شود با بهرهگيري از دانش تعليم و تربيت و يافتههاي تربيت اهداف اخلاقي را عينيت بخشيد.
اركان اين تعريف عبارت است از: 1ـ انگيزش در جهت احساس نياز نسبت به مسائل اخلاقي و تخلق به اخلاق حسنه. 2ـ آموزش آموزههاي اخلاقي و شناخت فضايل و رذايل. 3ـ التزام، پاي بندي و تقيد به اخلاق حسنه و اعتقاد به پيراسته سازي دل و جان از اخلاق بد. 4ـ توانايي در جهت عمل كردن اخلاق خوب و توانايي بر مهار خود از اخلاق بد. 5ـ جهت گيري بر پايه رسيدن به سعادت و كمال جاودانه.
بنابر اين دانش تعليم و تربيت از دادهها و يافتههاي اخلاق بهره ميگيرد و با ساز و كارهاي خود نگرش و رفتار اخلاق را در افراد ايجاد ميكند و در گام نخست آدمي را از خود محوري رهايي مي دهد و به او رنگ خدايي ميبخشد.
و اينك با توجه به تعريف تربيت اخلاقي، تفاوت اين فرايند با اخلاق و تربيت نيز مشخص گرديد زيرا فرايند تربيت بسيار گسترده است و تمامي قابليتها، تواناييها و همة شئون وجودي انسان را در بر مي گيرد اما تربيت اخلاقي يكي از حيطههاي تربيت به شمار مي آيد. پيداست تربيت اخلاقي تربيت براي تخلق فرد به اخلاق حسنه است اما اخلاق فقط درباره صفات، ملكات و رفتار اخلاقي و خوبي و بدي آنها سخن ميگويد.
پينوشتها:
[1]. غزالي، ابو حامد، احياء العلوم، ج 3، ص 52 ـ 53.
[2]. خواجه طوسي، نصير الدين محمد، اخلاق ناصري، ص 107.
[3]. مطهري، مرتضي، انسان كامل، ص 3ـ 9.
[4]. حجتي، محمدباقر، اسلام و تعليم و تربيت، ج 1، ص 40.
[5]. شكوهي، غلامحسين، مباني و اصول آموزش و پرورش، ص 62.
[6]. ريچارد پاپكين، كليات فلسفهف ترجمه دكتر سيدجلال الدين مجتبويف ص 78.
[7]. ر. ك: به تربيت اسلامي، كتاب دوم، ص 20.
[8]. ر. ك : به فاوايي، ابو نصر، الجمع بين رأيي الحكمين، ص 95ـ 97 و نيز، ابن سينا، حسين، شفا، الهيات، ص 429و ابن مسكويه، احمد، ترتيب السعادات، ص 266، 267، غزالي، ابوحامد، احياء العلوم، ج 3، ص 56 و نراقي ، مهدي، جامع السعادات، ج 1، ص 22، فيض كاشاني، محسن، الحقايق في محاسن الاخلاق، ص 56.
[9]. بهشتي، محمد، آراي دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت، ج 2، ص 44.
ارتباطات
به نام خدا
هدف ،عناصر و موانع ارتباطی
هدف از برقراری ارتباط
هدف از برقراری ارتباط تأثیر گذاشتن بر دیگران است و عامل مهم در تعیین
روش برقراری ارتباط نیز هدفی است که بوسیله فرستنده پیام دنبال می شود.
چنانچه ارسطو، ارتباط را عبارت از: جستجوی یک راه و روش با استفاده از
امکانات موجود برای ترغیب و اقناع افکار و عقاید می داند. پیام به خودی خود
دارای هیچگونه هدفی نیست. هدف پیام بستگی مستقیمی به شرایط فرستنده
و گیرنده پیام دارد.
در واقع، هدف اساسی افراد یا هر فرستنده پیام، این است که خود را به صورت عامل مؤثری درآورد تا بتواند بر دیگران، بر محیط و حتی بر سرنوشت خویش تأثیر بگذارد و ازهمه مهمتر به تمایلات و خواسته های خود جامه عمل بپوشاند. بنابراین فرستنده و گیرنده پیام هستند که در شرایطی خاص هدف ویژه ای را در یک فرایند ارتباطی در نظر می گیرند.
لذا چنانچه پیام مورد نظر فرستنده به گیرنده منتقل شود و عکس العملهای گیرنده به فرستنده منعکس نگردد، اصولاً ارتباطی برقرار نشده است. بدین لحاظ است که بهترین ملم را بهترین برقرارکننده ارتباط می نامند.
لازم است ذکر شود که مطالعه امر ارتباط در آموزش و تدریس دو جنبه اساسی را شامل می شود، یکی شناخت و درک وسیع و همه جانبه ای از وسایل پیچیده ارتباطی و دیگری درک کامل چگونگی استفاده از این وسایل در برقراری ارتباط.
به نام خدا
ص1
عناصر و اجزای ارتباط
در تمام الگوهای ارتباطی سه عنصر عمده وجود دارد: فرستنده پیام، پیام و گیرنده پیام. با این حال در جریان تدریس مطالب، همیشه نمی توان انتظار داشت که محتوای پیام به راحتی و به طور کامل از فرستنده به گیرنده منتقل شود. پیام باید در شرایطی خاص و با استفاده از وسیله و کانالی در اختیار گیرنده یا گیرندگان پیام قرار داده شود. فرستنده برای ایجاد ارتباط باید حامل کانالهایی متناسب با پیام و ویژگیهای گیرندگان انتخاب کند. بنابراین عنصر چهارمی نیز به نام کانال یا وسیله ارتباطی لازم است.
از عناصر دیگر قابل توجه در تحلیل فرایند ارتباط عنصر تأثیر است. تأثیر، نتیجه ای است که از برقراری ارتباط حاصل می شود و هدفی است که فرستنده از ابتدای ایجاد ارتباط باید به آن توجه داشته باشد و مهمترین ملاک تشخیص تأثیر یک جریان ارتباطی بازخورد است که به واکنش یا عکس العمل گیرنده پیام مربوط می شود.
اما پاره ای از متخصصان، گنجاندن عنصر دیگر را در میان اجزاء فرایند ارتباط تحت عنوان موانع ارتباطی (پارازیت) پیشنهاد می کنند.
نظر به اینکه پیام به صورتی که در ذهن فرستنده پیام مطرح است. بدون آنکه به صورت
ص2 رمز درآید، قابل انتقال نیست، بنابراین لازم است که منبع فرستنده پیام ابتدا محتوای پیام
خویش را به صورت رمز درآورد که همان کلمات، سمبلها، علامات و نظایر اینها هستند. سپس آن را به سوی گیرنده پیام ارسال کند. از طرف دیگر، منبع گیرنده نیز بایستی رمز دریافت شده را از طریق حواس و سلسله اعصاب به مغز برده و اصطلاحاً آن را از رمز خارج نموده سپس به درک مفهوم مورد نظر بپردازد یا به عبارت دیگر رمزخوانی نماید.
رمز گذاری، فعالیت ذهنی خاصی است که هر منبع یا فرستنده از طریق آن مفاهیم درونی (مقاصد، افکار و ادراکات) خود را به محرکهای قابل انتقال (پیام) تبدیل می کند. علائم یا نمادها ممکن است به صورت شفاهی، نوشته، تصاویر یا علامتهای دیگر باشند.
رمزخوانی، فعالیت ذهنی خاصی است که گیرنده پیام از طریق آنها می تواند محرکهای قابل انتقال را به مفاهیم و پاسخهای درونی تبدیل کند در غیر این صورت اصولاً ارتباط صورت نخواهد گرفت یا اگر صورت بگیرد بسیار ضعیف خواهد بود.
با توجه به موارد مطرح شده مهمترین مسأْله در یک نظام ارتباطی این است که فرستنده و گیرنده پیام از نظر اطلاعات و عواطف و سایر ارزشهای اجتماعی و فرهنگی وجه مشترکی داشته باشند یعنی دریافت کننده پیام باید قادر باشد مفاهیم فرستنده پیام را درک کند. بنابراین کاملترین طرح فرایند ارتباط به شکل زیر خواهد بود.
به نام خدا
موانع ارتباط یا پارازیت های ارتباطی
پارازیت به هر عامل اخلال کننده ای که مانع برقراری ارتباط می شود، گفته می شود. مهمترین این عوامل در فعالیتهای آموزشی و کلاس درس عبارتند از:
1. بحث شفاهی؛ استفاده مداوم از این روش موجب کاهش کارآیی تدریس و یادگیری می گردد.
2. جالب نبودن پیام.
3. انتقال منفی (یعنی تجارب گذشته ما را در حل مشکل جدید به اشتباه بیندازد).
4. رویایی شدن یا در خود فرو رفتن.
5. عدم درک از طرف دانش آموز به لحاظ مطابق نبودن مطالب معلم با فهم و درک او.
6. عوامل فیزیکی نامناسب ( وضعیت فیزیکی کلاس).
از یک دیدگاه دیگر عوامل مخل را به دو نوع تقسیم می کنند:
1. پارازیتهای فیزیکی
2. پارازیت های استباطی
پارازیتهای فیزیکی، موانعی هستند که از انتقال فیزیکی پیام جلوگیری می کنند. نظیر سر و صدا، گرما و سرمای بیش از حد، نور کم یا زیاد. برای کاهش تأثیرات این نوع پارازیتها، متخصصان استفاده از وسایل جلب توجه و تکرار مجدد مطالب و کاربرد مجدد آنها را توصیه می کنند.
پارازیتهای استنباطی زمانی رخ می دهند که سوء تعبیر در مورد پیام پیش بیاید ولو اینکه پیام همانگونه که فرستاده شده دریافت شده باشد. نظیر زمانی که فرستنده پیام از کلماتی که درک آنها برای گیرنده پیام مشکل است برای انتقال پیام استفاده کرده باشد و یا کلمات برای فرستنده و گیرنده پیام معانی متفاوتی داشته باشند. برای کاهش این نوع پارازیت ها نیز می توان با تعریف لغاعت و اصطلاحات نا آشنا و کاربرد لغات و اصطلاحا آشنا و مطابق با علایق و توانایی های گیرندگان پیام آنها را از بین برد. مشکل یا پیچیده بودن محتوای پیام یکی دیگر از عوامل ایجاد این نوع موانع است.
ادوین امری (1367) در کتاب « مقدمه ای بر ارتباطات جمعی» برای ارتباط این تعریف را ارائه می دهد:
« ارتباط، عبارت است از: فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر.»
به طور کلی هر فرد برای ایجاد ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خود به ایشان از وسایل مختلف استفاده می کند. برای مثال وقتی انسان می خندد با نگاه و لبخند، نشاط خود را به دیگری نشان می دهد. همچنین هنگامی که شخصی به شخص دیگر صبح به خیر می گوید با بیان شفاهی، دوستی و صمیمیت خویش را به او می فهماند.
کلود شانون و وارن ویور در تعریف ارتباط می گویند:
کلمه ارتباط معرف تمام جریانهایی است که بوسیله آن یک اندیشه می تواند اندیشه دیگری را تحت تأثیر قرار دهد به عبارت دیگر ارتباط سبب می شود که وجدان انسان در وجدان تصاویر، مفاهیم، تمایلات و رفتارها و آثار روانی گوناگونی پدید آورد.
انجمن بین المللی تحقیقات ارتباط جمعی درباطه ارتباط تعریف زیر را ارائه نموده است؛
« وقتی بحث ارتبط می شود منظور روزنامه ها، نشریه ها، مجله ها، رادیوها و تلویزیون ها، ارتباطات دور (تلفن، تلگراف و...) پست است.»
همچنین ارتباط، چگونگی تولید و توزیع کالا و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیتهای فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیام ها و نتایج و آثار آنها را در بر می گیرد.
ریموند ویلیمامز انگلیسی در کتاب ارتباطات خود درباره تعریف ارتباط چنین می نویسد:
«کلمه ارتباط در زبان انگلیسی از قدیم به معنای انتقال افکار، اطلاعات و رفتارها از شخصی به شخص دیگر به کار رفته است
اما اکنون این کلمه به معنای راه و وسیله حمل و نقل از مکانی به مکان دیگر نیز استعمال می شود. البته بهتر است وسایلی را که جهت انتقال افکار و اخبار و رفتارهای انسانی از شخصی به شخص دیگر استفاده می شود، ارتباطات نامید. از جمله دستگاههای چاپ، تلفن، رادیو و تلویزیون.»
در تعریفی بسیار موجز لاندبرگ، شراگ و لارسن، ارتباط را عبارت از:
انتقال معانی یا پیام از طریق چندین نماد می دانند. به نظر این سه دانشمند زمانی که انسانها از طریق نمادهایی چند به تأثیر بر یکدیگر می پردازند در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند(ساروخانی،1371)
یکی از بهترین تعریفهایی که تاکنون درباره ارتباط بیان شده است، متعلق به چارلزکولی جامعه شناس آمریکایی به شرح ذیل است:
«ارتباط، مکانیسمی است که روابط انسانی بر اساس و بوسیله آن بوجود می آید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط حالات چهره، رفتارها، حرکات، طنین صدا – کلمات، نوشته ها، تلگراف، تلفن و تمام وسایلی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده اند همه را در بر می گیرند.»(معتمدنژاد،1375)
در تعریف کولی در مورد ارتباط که جامعترین تعریف محسوب می شد، چند عنصر وجود دارد که با تجزیه و تحلیل آنها اهمیت پدیده ارتباط و نقش وسایل ارتباطی در جوامع معاصر به خوبی آشکار می گردند. این عناصر عبارتند از:
1. نخستین اندیشه مهم موجود در این تعریف، آن است که ارتباط را مبنای روابط انسانی تلقی می کند.
2. اندیشه مهم دیگر آن معرفی ارتباط به عنوان جریان خاصی است که روابط انسانی به استفاده از آن عملاً برقرار می گردند.
3. در این تعریف به عنصر دیگری که می توان آن را نمادگذاری و مظهر سازی (کلمات، علامات، تصویر و ماند آن) نامید و لازمه برقراری ارتباط بین انسانها نیز اشاره کرد.
ص4
4. آخرین عنصر، به وسیله انتقال است که موضوع و محتوای روابط انسانی (اطلاعات، افکار، تمایلات، تجربه ها و نظایر آن) را از شخصی به شخص دیگر یا از گروهی به گروه دیگر منتقل می کند.
از تعریف فوق، استنباط می شود که ارتباط رابطه انسانی را از حالت جوهر به مرحله وجود می رساند و از حالت بالقوه به حالت بالفعل در می آورد و به آن واقعیت تاریخی می دهد. به عبارت دیگر باید گفت رابطه انسانی بدون ارتباط مانند عکس یا تصویری است که هنوز ظاهر نشده یا مشخصات و حدود آن آشکار نگردیده است. یک موضوع دیگر در این تعریف، مکانیسم ارتباط است. کولی ارتباط را یک مکانیسم یا ترکیب و جریان خاصی می داند که معمولاً ضمن آن پیام های شخصی اشخاص یا گروهها که منشأ و منبع ارتباط نامیده می شود. اغلب با نشانه ها و علامات مخصوص (رقم، کلمه، صدا و ...) از طرف فرد یا مرکز فرستنده ارتباط گر یا تهیه کننده پیام ها رمزگذاری می گردند و با استفاده از یک وسیله مجزا یا شبکه ارتباطی منتقل یا پخش می شوند و پس از دریافت از طرف فرد یا مرکز گیرنده و تبدیل نشانه و رمز به زبان عادی به مخاطب یا مخاطبان ارائه می گردد.
پس ارتباط، انتقال پیام به دیگری و اساس شکل گیری جامعه است.
در فرایند آموزش، ارتباط عبارتست از: برقراری رابطه بین دو فرد، دو موضوع، دو اندیشه یا بیشتر و به عبارت بهتر، تفاهم و اشتراک فکر و اندیشه بین معلم و فراگیر یا فراگیران (شعبانی،13820)
به بیان دیگر ارتباط، عبارتست از: انتقال پیام از فرستنده (معلم) به گیرنده (فراگیر) مشروط بر آنکه محتوای پیام مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام منتقل شود و بالعکس (احدیان،1368)
بر اساس مفاهیم و تعاریف ارائه شده اینگونه استنباط می شود که فقط انتقال یک پیام نمی تواند به مفهوم ارتباط باشد. در جریان انتقال باید نوعی اشتراک دانسته ها بین فرستنده و گیرنده پیام وجود داشته باشد تا این دو بتوانند یکدیگر را تحت تأثیر قرار دهند و تغییرات لازم را به وجود آورند.
کاشانی
به نا خدا
جمشید کاشانی در زمان حکمرانی مغول ها و تیمور زندگی می کرده. بچه ای فوق العاده با هوش و استثنایی که همیشه باعث حیرت آدم بزرگ ها می شد در سخنوری. در سنین نوجوانی برای اولین بار در دنیا توانست کسر اعشاری محاسبه کنه. کاری که حتی پذیرشش برای اساتیدش در اون زمان سخت بود و مدتی طول کشید که بفهمند این جوان از چی حرف میزنه. کمی بعد تر به عنوان اولین فرد جهان در علم ریاضی موفق به محاسبه مساحت دایره شد. تا قبل از اون هیچ دانشمند علم ریاضی به طور کامل راه محاسبه مساحت دایره رو نداشت و بعد از اون هم محاسبات حجم استوانه، مخروط و کره رو کشف کرد. جمشید کاشانی اولین شخصی بود در دنیا که عدد پی رو ثبت کرد ( نمی دونم باید بگم کشف یا اختراع چون هیچکدومش نمیشه فکر کنم همین ثبت کردن درست تر باشه ) و این قسمتش برای خودم از همه جالب تر بود، قوانین جذر گیری از اعداد رو هم برای اولین بار به اسم خودش ثبت کرد.
احتمالا این هم دقت دارید که ماشین حساب !! و کامپیوتر !! هم نداشت :))
جمشید کاشانی بر باور دانشمندان علم ریاضی واقعا تحولی بس عظیم در علم ریاضی داشت. اما باز هم شاید جای تاسف داشته باشه که در مجامع جهانی هم بار ها از این شخص به عنوان دانشمند نابغه عرب نام برده شده. در کتاب های انگلیسی هم با عنوان ALKASHI شناخته میشه که باز همون AL اول اسم به نوعی نشون دهنده اینه که این دانشمند بزرگ شهر کاشان و کشور ایران رو عملا عرب ها به دنیا معرفی کردند و با عناوینی مثل ریاضیدان عرب یا ریاضیدان مسلمان معرفی شده. و اما شاید آخرین و بزرگترین کاری که در علم ریاضی انجام داد و هنوز هم هیچ ریاضیدان دیگه ای نتونسته کامل تر از این کاری انجام بده محاسبه عدد واقعی سینوس یک درجه بوده که تا چندین رقم اعشار نتیجه می داده ( این رقم اعشاریش مهم بود اما واقعا یادم نیست چند رقم بود، فقط می دونم که برای سالها ریاضیدانان تلاش کردند که ببینند آیا رقم دقیقتری پیدا می کنند یا نه و کاملا نا امید شدند ) و اما بعد از کشف و ثبت اینها ، کاری بسیار بزرگ انجام داد که هنوز و هنوز هم کسی روی دستش بلند نشده. و ساختن چارت یا جدولی از نحوه قرار گرفتن ستارگان در آسمان بود که کاملا و کاملا علمی و با محاسبات دقیق درجه مدار های قرار گرفتن ستارگان بود با همین فرمول هایی که خودش کشف کرده بود. ریشه اصلی چارت های ستاره شناسی مناسب با تاریخ و زمان تولد انسان ها منسوب به جمشید کاشانی است و تنها چارتی که دقیق ترین اطلاعات رو میده درباره هر شخص به اسم " چارت غیاثی " در هند معروفه ( QYASI ). متاسفانه در زمان حیاتش چند نفری بیشتر تحت آموزش دقیقش در این باره قرار نگرفتند و تنها نوشته های خودش باقی موند و فهم زبان نوشته ها کار ساده ای نبود. در خود هند اون زمان می گفتند که شاید تعداد کسانی که به علم چارت غیاثی آشنایی داشته باشند به 100 نفر هم نرسه.
چیزی که در بسیاری از رصد خانه های سنتی و یا در موزه ها می بینید که شکل کره ای داره و تمام مناطق آسمان و حتی کهکشانها روش مشخص شده ساخته دست جمشید کاشانی است، که در هند هم با همون اسم عربیش معروف بود به نام " طبق المناطق" . معبدی در شمال دهلی هست که هر چی فکر می کنم اسمش یادم نمیاد، سعی کردم با سرچ پیداش کنم باز هم نشد، که بسیار کوچک و نقلی است اما درون این معبد یک " طبق المناطق" کوچک دست ساز منسوب به کاشانی وجود داره که به همین دلیل هم کلی آدم و نگهبان اطرافشه و عکاسی هم از این معبد کاملا ممنوعه. من خودم این حدس رو از خودم در آوردم و ریشه علمی نداره که اون چیزی که در معبد بوده به اصطلاح ماکت پیش ساخته شده است و یا به قول من چرکنویس نسخه اصلیه. چون بسیار کوچولو و نقلیه و روش کلی خط های نا مشخص داره ، احتمالا داشته روی اون کار میکرده و بعد بزرگش رو درست کرده ( اینهم از فرضیه های من بود :))
ارتباطات
به نام خدا
هدف ،عناصر و موانع ارتباطی
هدف از برقراری ارتباط
هدف از برقراری ارتباط تأثیر گذاشتن بر دیگران است و عامل مهم در تعیین
روش برقراری ارتباط نیز هدفی است که بوسیله فرستنده پیام دنبال می شود.
چنانچه ارسطو، ارتباط را عبارت از: جستجوی یک راه و روش با استفاده از
امکانات موجود برای ترغیب و اقناع افکار و عقاید می داند. پیام به خودی خود
دارای هیچگونه هدفی نیست. هدف پیام بستگی مستقیمی به شرایط فرستنده
و گیرنده پیام دارد.
در واقع، هدف اساسی افراد یا هر فرستنده پیام، این است که خود را به صورت عامل مؤثری درآورد تا بتواند بر دیگران، بر محیط و حتی بر سرنوشت خویش تأثیر بگذارد و ازهمه مهمتر به تمایلات و خواسته های خود جامه عمل بپوشاند. بنابراین فرستنده و گیرنده پیام هستند که در شرایطی خاص هدف ویژه ای را در یک فرایند ارتباطی در نظر می گیرند.
لذا چنانچه پیام مورد نظر فرستنده به گیرنده منتقل شود و عکس العملهای گیرنده به فرستنده منعکس نگردد، اصولاً ارتباطی برقرار نشده است. بدین لحاظ است که بهترین ملم را بهترین برقرارکننده ارتباط می نامند.
لازم است ذکر شود که مطالعه امر ارتباط در آموزش و تدریس دو جنبه اساسی را شامل می شود، یکی شناخت و درک وسیع و همه جانبه ای از وسایل پیچیده ارتباطی و دیگری درک کامل چگونگی استفاده از این وسایل در برقراری ارتباط.
به نام خدا
ص1
عناصر و اجزای ارتباط
در تمام الگوهای ارتباطی سه عنصر عمده وجود دارد: فرستنده پیام، پیام و گیرنده پیام. با این حال در جریان تدریس مطالب، همیشه نمی توان انتظار داشت که محتوای پیام به راحتی و به طور کامل از فرستنده به گیرنده منتقل شود. پیام باید در شرایطی خاص و با استفاده از وسیله و کانالی در اختیار گیرنده یا گیرندگان پیام قرار داده شود. فرستنده برای ایجاد ارتباط باید حامل کانالهایی متناسب با پیام و ویژگیهای گیرندگان انتخاب کند. بنابراین عنصر چهارمی نیز به نام کانال یا وسیله ارتباطی لازم است.
از عناصر دیگر قابل توجه در تحلیل فرایند ارتباط عنصر تأثیر است. تأثیر، نتیجه ای است که از برقراری ارتباط حاصل می شود و هدفی است که فرستنده از ابتدای ایجاد ارتباط باید به آن توجه داشته باشد و مهمترین ملاک تشخیص تأثیر یک جریان ارتباطی بازخورد است که به واکنش یا عکس العمل گیرنده پیام مربوط می شود.
اما پاره ای از متخصصان، گنجاندن عنصر دیگر را در میان اجزاء فرایند ارتباط تحت عنوان موانع ارتباطی (پارازیت) پیشنهاد می کنند.
نظر به اینکه پیام به صورتی که در ذهن فرستنده پیام مطرح است. بدون آنکه به صورت
ص2 رمز درآید، قابل انتقال نیست، بنابراین لازم است که منبع فرستنده پیام ابتدا محتوای پیام
خویش را به صورت رمز درآورد که همان کلمات، سمبلها، علامات و نظایر اینها هستند. سپس آن را به سوی گیرنده پیام ارسال کند. از طرف دیگر، منبع گیرنده نیز بایستی رمز دریافت شده را از طریق حواس و سلسله اعصاب به مغز برده و اصطلاحاً آن را از رمز خارج نموده سپس به درک مفهوم مورد نظر بپردازد یا به عبارت دیگر رمزخوانی نماید.
رمز گذاری، فعالیت ذهنی خاصی است که هر منبع یا فرستنده از طریق آن مفاهیم درونی (مقاصد، افکار و ادراکات) خود را به محرکهای قابل انتقال (پیام) تبدیل می کند. علائم یا نمادها ممکن است به صورت شفاهی، نوشته، تصاویر یا علامتهای دیگر باشند.
رمزخوانی، فعالیت ذهنی خاصی است که گیرنده پیام از طریق آنها می تواند محرکهای قابل انتقال را به مفاهیم و پاسخهای درونی تبدیل کند در غیر این صورت اصولاً ارتباط صورت نخواهد گرفت یا اگر صورت بگیرد بسیار ضعیف خواهد بود.
با توجه به موارد مطرح شده مهمترین مسأْله در یک نظام ارتباطی این است که فرستنده و گیرنده پیام از نظر اطلاعات و عواطف و سایر ارزشهای اجتماعی و فرهنگی وجه مشترکی داشته باشند یعنی دریافت کننده پیام باید قادر باشد مفاهیم فرستنده پیام را درک کند. بنابراین کاملترین طرح فرایند ارتباط به شکل زیر خواهد بود.
به نام خدا
ص1
موانع ارتباط یا پارازیت های ارتباطی
پارازیت به هر عامل اخلال کننده ای که مانع برقراری ارتباط می شود، گفته می شود. مهمترین این عوامل در فعالیتهای آموزشی و کلاس درس عبارتند از:
1. بحث شفاهی؛ استفاده مداوم از این روش موجب کاهش کارآیی تدریس و یادگیری می گردد.
2. جالب نبودن پیام.
3. انتقال منفی (یعنی تجارب گذشته ما را در حل مشکل جدید به اشتباه بیندازد).
4. رویایی شدن یا در خود فرو رفتن.
5. عدم درک از طرف دانش آموز به لحاظ مطابق نبودن مطالب معلم با فهم و درک او.
6. عوامل فیزیکی نامناسب ( وضعیت فیزیکی کلاس).
از یک دیدگاه دیگر عوامل مخل را به دو نوع تقسیم می کنند:
1. پارازیتهای فیزیکی
2. پارازیت های استباطی
پارازیتهای فیزیکی، موانعی هستند که از انتقال فیزیکی پیام جلوگیری می کنند. نظیر سر و صدا، گرما و سرمای بیش از حد، نور کم یا زیاد. برای کاهش تأثیرات این نوع پارازیتها، متخصصان استفاده از وسایل جلب توجه و تکرار مجدد مطالب و کاربرد مجدد آنها را توصیه می کنند.
پارازیتهای استنباطی زمانی رخ می دهند که سوء تعبیر در مورد پیام پیش بیاید ولو اینکه پیام همانگونه که فرستاده شده دریافت شده باشد. نظیر زمانی که فرستنده پیام از کلماتی که درک آنها برای گیرنده پیام مشکل است برای انتقال پیام استفاده کرده باشد و یا کلمات برای فرستنده و گیرنده پیام معانی متفاوتی داشته باشند. برای کاهش این نوع پارازیت ها نیز می توان با تعریف لغاعت و اصطلاحات نا آشنا و کاربرد لغات و اصطلاحا آشنا و مطابق با علایق و توانایی های گیرندگان پیام آنها را از بین برد. مشکل یا پیچیده بودن محتوای پیام یکی دیگر از عوامل ایجاد این نوع موانع است.
ص2
ادوین امری (1367) در کتاب « مقدمه ای بر ارتباطات جمعی» برای ارتباط این تعریف را ارائه می دهد:
« ارتباط، عبارت است از: فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر.»
به طور کلی هر فرد برای ایجاد ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خود به ایشان از وسایل مختلف استفاده می کند. برای مثال وقتی انسان می خندد با نگاه و لبخند، نشاط خود را به دیگری نشان می دهد. همچنین هنگامی که شخصی به شخص دیگر صبح به خیر می گوید با بیان شفاهی، دوستی و صمیمیت خویش را به او می فهماند.
کلود شانون و وارن ویور در تعریف ارتباط می گویند:
کلمه ارتباط معرف تمام جریانهایی است که بوسیله آن یک اندیشه می تواند اندیشه دیگری را تحت تأثیر قرار دهد به عبارت دیگر ارتباط سبب می شود که وجدان انسان در وجدان تصاویر، مفاهیم، تمایلات و رفتارها و آثار روانی گوناگونی پدید آورد.
انجمن بین المللی تحقیقات ارتباط جمعی درباطه ارتباط تعریف زیر را ارائه نموده است؛
« وقتی بحث ارتبط می شود منظور روزنامه ها، نشریه ها، مجله ها، رادیوها و تلویزیون ها، ارتباطات دور (تلفن، تلگراف و...) پست است.»
همچنین ارتباط، چگونگی تولید و توزیع کالا و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیتهای فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیام ها و نتایج و آثار آنها را در بر می گیرد.
ریموند ویلیمامز انگلیسی در کتاب ارتباطات خود درباره تعریف ارتباط چنین می نویسد:
«کلمه ارتباط در زبان انگلیسی از قدیم به معنای انتقال افکار، اطلاعات و رفتارها از شخصی به شخص دیگر به کار رفته است
ص3
اما اکنون این کلمه به معنای راه و وسیله حمل و نقل از مکانی به مکان دیگر نیز استعمال می شود. البته بهتر است وسایلی را که جهت انتقال افکار و اخبار و رفتارهای انسانی از شخصی به شخص دیگر استفاده می شود، ارتباطات نامید. از جمله دستگاههای چاپ، تلفن، رادیو و تلویزیون.»
در تعریفی بسیار موجز لاندبرگ، شراگ و لارسن، ارتباط را عبارت از:
انتقال معانی یا پیام از طریق چندین نماد می دانند. به نظر این سه دانشمند زمانی که انسانها از طریق نمادهایی چند به تأثیر بر یکدیگر می پردازند در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند(ساروخانی،1371)
یکی از بهترین تعریفهایی که تاکنون درباره ارتباط بیان شده است، متعلق به چارلزکولی جامعه شناس آمریکایی به شرح ذیل است:
«ارتباط، مکانیسمی است که روابط انسانی بر اساس و بوسیله آن بوجود می آید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط حالات چهره، رفتارها، حرکات، طنین صدا – کلمات، نوشته ها، تلگراف، تلفن و تمام وسایلی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده اند همه را در بر می گیرند.»(معتمدنژاد،1375)
در تعریف کولی در مورد ارتباط که جامعترین تعریف محسوب می شد، چند عنصر وجود دارد که با تجزیه و تحلیل آنها اهمیت پدیده ارتباط و نقش وسایل ارتباطی در جوامع معاصر به خوبی آشکار می گردند. این عناصر عبارتند از:
1. نخستین اندیشه مهم موجود در این تعریف، آن است که ارتباط را مبنای روابط انسانی تلقی می کند.
2. اندیشه مهم دیگر آن معرفی ارتباط به عنوان جریان خاصی است که روابط انسانی به استفاده از آن عملاً برقرار می گردند.
3. در این تعریف به عنصر دیگری که می توان آن را نمادگذاری و مظهر سازی (کلمات، علامات، تصویر و ماند آن) نامید و لازمه برقراری ارتباط بین انسانها نیز اشاره کرد.
ص4
4. آخرین عنصر، به وسیله انتقال است که موضوع و محتوای روابط انسانی (اطلاعات، افکار، تمایلات، تجربه ها و نظایر آن) را از شخصی به شخص دیگر یا از گروهی به گروه دیگر منتقل می کند.
از تعریف فوق، استنباط می شود که ارتباط رابطه انسانی را از حالت جوهر به مرحله وجود می رساند و از حالت بالقوه به حالت بالفعل در می آورد و به آن واقعیت تاریخی می دهد. به عبارت دیگر باید گفت رابطه انسانی بدون ارتباط مانند عکس یا تصویری است که هنوز ظاهر نشده یا مشخصات و حدود آن آشکار نگردیده است. یک موضوع دیگر در این تعریف، مکانیسم ارتباط است. کولی ارتباط را یک مکانیسم یا ترکیب و جریان خاصی می داند که معمولاً ضمن آن پیام های شخصی اشخاص یا گروهها که منشأ و منبع ارتباط نامیده می شود. اغلب با نشانه ها و علامات مخصوص (رقم، کلمه، صدا و ...) از طرف فرد یا مرکز فرستنده ارتباط گر یا تهیه کننده پیام ها رمزگذاری می گردند و با استفاده از یک وسیله مجزا یا شبکه ارتباطی منتقل یا پخش می شوند و پس از دریافت از طرف فرد یا مرکز گیرنده و تبدیل نشانه و رمز به زبان عادی به مخاطب یا مخاطبان ارائه می گردد.
پس ارتباط، انتقال پیام به دیگری و اساس شکل گیری جامعه است.
در فرایند آموزش، ارتباط عبارتست از: برقراری رابطه بین دو فرد، دو موضوع، دو اندیشه یا بیشتر و به عبارت بهتر، تفاهم و اشتراک فکر و اندیشه بین معلم و فراگیر یا فراگیران (شعبانی،13820)
به بیان دیگر ارتباط، عبارتست از: انتقال پیام از فرستنده (معلم) به گیرنده (فراگیر) مشروط بر آنکه محتوای پیام مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام منتقل شود و بالعکس (احدیان،1368)
بر اساس مفاهیم و تعاریف ارائه شده اینگونه استنباط می شود که فقط انتقال یک پیام نمی تواند به مفهوم ارتباط باشد. در جریان انتقال باید نوعی اشتراک دانسته ها بین فرستنده و گیرنده پیام وجود داشته باشد تا این دو بتوانند یکدیگر را تحت تأثیر قرار دهند و تغییرات لازم را به وجود آورند.
وظيفه رسانه ملي در جنگ مغزها و قلب ها
هر زمان كه صحبت از غرب به ميان ميايد تمام حضرات دهان به نقد گشوده و اگر گوش شنوا پيدا كنند در مضرات غرب گرايي و انديشه هاي غرب به زيبايي سخن مي رانند اما در عمل چه؟! بدون استثنا از نسخه هاي پيچيده شده و شكست خورده غرب با افتخار استفاده مي كنند.
ردپاي اين موضوع نه تنها در عرصه هاي اجتماعي اقتصادي و فرهنگي و حتي كتب دانشگاهي به چشم مي خورد بلكه اين بار در عرصه رسانه ما نيز وارد شده است ما شاهد بوديم كه غرب براي نفوذ در افكار عمومي متوسل به فيلمهاي سينمايي شده بود و سعي داشت كه نبود محتوا و انديشه قوي خود را پشت سكانسهاي جذاب و جلوه هاي ويژه پنهان كنند و تا حدي نيز موفق بوده اند ولي آنها به همين حد راضي نشدند اين بار به ساخت سريال رو آورده اند.
اما در كشور اسلامي ما نه تنها هيچ برنامه اي براي مقابله با اين هجمه ها وجود ندارد بلكه رسانه ملي نيز در جهت ايجاد فرصتهاي برابر اين فيلم ها را دوبله كرده و براي تمام ايرانيان به نمايش مي گذارد و در مقابل اعتراضهاي افراد در جهت نقد اين فيلمها، به نقد آن در ساعات نامناسب در شبكه چهار كه مخاطبان خاص خود را دارد مي پردازد.
همانطور كه اشاره شد غرب تنها به فيلمهاي سينمايي قناعت نكرد و به سريالهاي دنباله داري رو آورد كه ظرفيت تلف كردن وقت هزاران مخاطب را به مدت طولاني دارد مي تواند ومطلوب آنان را به ناخوداگاه ذهن افراد القا نمايد. در حال حاضر با اندكي تأمل بر روي شبكه هاي ماهواره اي درمي يابيم كه در كنار شبكه هاي بيشماري كه قبلا شايد يك سريال دنباله دار پخش مي كردند شبكه اي تأسيس شده است كه 24 ساعته به پخش سريالهاي دوبله شده اي مي پردازد كه هيچ مضموني جز اشاعه فحشا و رواج روابط نامشروع و انديشه هاي فمينستي را دنبال نمي كند و جالب توجه است كه اين سريالها با ظرافت خاصي تهيه شده اند و با شناختي كه نسبت به خانواده هاي ايراني داشته اند توانستند با سانسور صحنه هاي مبتذل، آن را باب طبع ايرانيان درآورد.
اما براستي با چه هدفي اين شبكه ها با اين هزينه هاي گزاف احداث مي شود؟!آنچه كه قلب انسان را به درد مي آورد اين نكته است، اروپايي كه تمام بنيادهاي خانواده را زير چرخهاي افكار اومانيسمي و در راه صنعتي شدن له كرده اند و افكار فمنيسمي نيز بر اين موضوع دامن مي زند بايد بيايد و براي كشور ما كه خانواده مهمترين و تأثيرگذارترين بنيان در جامعه است نسخه زندگي بپيچند و بخواهد راه و روش آن را به ما بياموزد! و متأسفانه خانواده هاي ايراني بدون توجه به تأثيرات مخرب اين گونه سريالها بر افكار جوانان و نوجوانان به راحتي به اين اميد كه سانسور شده به تماشاي آن مي پردازند.
جناب آقاي ضرغامي شما به عنوان رئيس تنها رسانه اسلامي در مقابل اين هجمه هاي روزافزون رسانه هاي غربي و شبكه هاي رنگارنگ و بودجه هاي ميلياردي چه كرديد؟ من به عنوان يك دانشجوي مسلمان از شما سؤال مي كنم در جهت تحقق مطالبات رهبري و اعتماد ايشان چه فعاليتي را در نظر گرفته ايد؟ شما در اين جنگ نرم كجا ايستاده ايد در جهت آگاهي افراد كدام برنامه را تدارك ديده ايد؟ چرا اينكه در اين برهه حساس به جاي شفاف سازي فضاي غبارآلود فتنه بيشتر به دو قطبي كردن جامعه دامن زديد.
براي نشان دادن زيبايي هاي اسلامي و رفع شبهات وارده چه اقدامي شده است؟ در كداميك از سريالهاي سيما مي توانيم ردپاي عفاف و حياي زن ايراني را دنبال كنيم؟ براي حفظ بنيانهاي خانواده و رفع اختلاف طبقاتي در جامعه چطور؟ آيا با تأسيس شبكه قرآن توانسته ايد حق دين و قرآن را ادا كنيد؟ آيا تاسيس شبكه هاي شهرستان توانسته عدالت را در عرصه رسانه ايجاد كند؟
واقعا جاي سؤال است در جامعه اي كه شعار اصلي آنها مرگ بر اسراييل است بايد فيلمهايي پخش شود كه نه تنها تاريخ و تمدن ما را به غارت برده بلكه افكار صهيونيستي را نيز به مردم القا مي كنند؟ آيا ما همت ها و باكري ها نداشتيم آيا ما زناني اسطوره نداشتيم؟!
آيا به خاطر نداريد موضع امام راحل در قبال فيلم اوشين و الگو شدن آن چه بود؟ شما در قبال افكار عمومي جامعه مسئول هستيد چرا بايد فيلم هايي با مضمون آخر الزمان كه حتي در اروپا خانواده هاي مذهبي كودكان خود را از ديدن آن منع مي كنند در رسانه ملي ما بدون هيچ نقدي پخش شود؟ چرا نبايد به آنجا برسيم كه ما فيلمهايي در نقد انديشه هاي مخرب غرب و وضعيت نابه سامان انسانها در غرب بسازيم و واقعيت جامعه آنها را به نمايش گذاريم؟
در سياست گذاري شما خرده برنامه هاي فرهنگي چون «اين شبها» حتي به اندازه سريال «پرستاران» هم جايگاه ندارد و بايد در ساعات پاياني شب پخش شود! و بسيار جاي تاسف دارد كه بودجه بيت المال مسلمين صرف ساختن فيلم هايي مي شود كه نه تنها چهره واقعي اسلام را به نمايش نمي گذارد بلكه انديشه وتفكر اسلامي را به سخره مي گيرد.
تا به كي ما بايد شاهد ميزگردهاي خسته كننده و خشك در نقد فمنيسم باشيم كه اصلا تاثيرگذار نيستند چرا ما سريالهايي در نقد اين انديشه نداريم تا اثرات مخرب اين تفكر در غالب فيلم به مردم نمايش داده شود؟ كدام فيلم را ساخته ايد كه نمايانگر جايگاه رفيع زنان در جامعه اسلامي باشد؟ فرياد ما در مقابل استفاده ابزاري از زنان در غرب گوش فلك را كر كرده در حالي كه در تبليغات بازرگاني ما هم زن به عنوان ابزار تبليغي استفاده مي شود.
جناب آقاي ضرغامي روزانه هزاران برنامه در شبكه هاي گوناگون ماهواره اي به زبان فارسي و ديگر زبانها ساخته مي شود تا چهره اسلام و انقلاب اسلامي را در جهان خراب كند تا به اين بهانه از نفوذ انديشه هاي اسلامي جلوگيري كند و در مقابل تمام اين شبكه ها تنها و تاكيد مي كنم تنها رسانه با رويكرد اسلامي ماهستيم و موظفيم كه در قبال اين همه هجمه از اسلام ناب محمدي و انديشه هاي مطهر آن دفاع كنيم و بنده بر اين باورم كه اسلام و انقلاب از نظر درون مايه آنچنان قوي است كه ما را در مقابل آنها بي نياز كرده است اما يك تفاوتي بين ما و غرب وجود دارد و آن اين است كه آنها به خوبي باطل خود را مزين مي كنند و ما نمي توانيم آن گونه كه بايد و شايد حق خود را به جهانيان ارائه كنيم.آقاي ضرغامي ايجاد زمينه تبليغ و تشريح افكار اسلامي و انقلابي توسط رسانه ملي ما كار بزرگي است كه صدالبته جوانان توانمند ما از عهده آن نيز برخواهند آمد اما جاي تعجب است كه با وجود اين همه استعداد باز خلأ برنامه ديده مي شود و متاسفانه رسانه ملي بعد از يك تكان چندماهه كه اميد مي رفت با ادامه آن وضعيت بهبود يابد با كمال تاسف دوباره رسانه ما در خواب زمستاني فرورفت و دوباره روز از نو روزي از نو.
چگونه پديده اي به مسئله امنيت ملي تبديل مي شود
مسئله اول، شناخت و آگاهي از گستره مفهوم امنيت بويژه امنيت ملي، يكي از ابزارهاي مهم در حوزه مديريت در هر كشور است. اگرچه در تبيين و تعريف علمي از امنيت ملي و گستره آن، وجوه مشتركي را مي توان يافت كه اختصاص به يك كشور ندارد اما بسياري وجوه نيز وجود دارد كه موجب مي شود تعريف و تبيين امنيت ملي در يك كشور، از تعريف و تبيين مفهوم امنيت ملي در كشوري ديگر كاملا متفاوت باشد.
مسئله دوم؛ در تعريف ويژه و جامع و مانع از امنيت ملي در هر كشور، تفكيك مقولات مربوط به حوزه امنيت ملي از غير آن چگونه صورت مي پذيرد. اين موضوع در بدو امر، شايد امري پيچيده به نظر نيايد اما با قدري تامل پي ميبريم كه در عمل و اجزاء، اين موضع از پيچيدگي، اهميت و حساسيت بسياري برخوردار است. به اختصار مي توان گفت كه درسطح اول و بدنبال ارائه بسته اي كه امنيت ملي در آن تبيين و تعريف جامع و مانع شده است، سطح اول از سرفصلهاي امنيت ملي از دل و بطن همان بسته بيرون مي آيد. سطح دوم ازسرفصلهاي مرتبط با امنيت ملي، نياز به تلاش مضاعف و تتبع كارشناسي افراد زبده و خبره دارد.
مسئله سوم؛ درسطح اول از سرفصلهاي امنيت ملي، اضافه شدن سرفصلي نوين بي معني است مگر آنكه بسته جديدي در تعريف امنيت ملي در يك كشور ارائه و تصويب شود. در اين حال، انتظار سرفصلهاي نوين، مستبعد نخواهدبود. موضوع جالب توجه درسرفصلهاي سطح دوم است. دراين سطح، تعدادي از موضوعات ومسائل مطرح در يك كشور، مي تواند با بسترسازيها تبديل به مسئله امنيت ملي شود و تعدادي از مسائل نيز با ظاهري غيرمرتبط با امنيت ملي، در سرفصلهاي مقوله امنيت ملي درسطح دوم قرارمي گيرد. به اين ترتيب، مقولات امنيت ملي درسطح دوم درطول زمان در دوره اي در حوزه امنيت ملي قرار مي گيرد و در دوره اي نيز از اين شمول خارج مي شود. حال با طرح مسئله اي ملموس، تلاش مي شود تا مدلل ساختن و تبيين مبحث اخير، سهلتر شود.
اگر سؤال شود كه بهره برداري از انرژي هسته اي در كشورمان به لحاظ تحليلي، از چه مقوله اي است يعني آيا از جنس مسايل امنيت ملي است يا غير آن، تبادر اوليه جز اين نيست كه بگوييم اين مهم، از جنس مسايل و مقولات مرتبط با بهره برداري از تكنولوژي و فن آوري هاي نوين و غيرامنيت ملي است كه با توجه به ملاحظات اقتصادي، يك سازمان تخصصي بنام سازمان انرژي اتمي، متكفل طراحي، اجراء و پيشبرد آن مي شود اما امروز، آيا مسئله به همين شكل مي باشد؟ پاسخ به اين سؤال كاملا روشن است؛ انرژي هسته اي در كشورمان نه تنها مسئله اي در جايگاه بي بديلي در سياستگذاريهاي تكنولوژيك - اقتصاد- سياست دارد بلكه در شمار مهمترين مقولات مرتبط با امنيت ملي كشورمان محسوب مي شود؛ اما چرا؟ واكاوي اين مبحث، كمك شاياني به هدف اين نوشتار تحليلي مي كند.
در بسياري از كشورهاي جهان و از جمله ايران رژيم پهلوي، بكارگيري انرژي هسته اي همواره همرديف مسايلي چون بكارگيري انرژي هاي نو بوده است؛ پيشرفت در اين علوم چيزي جز توسعه فن آوري و دانش بموازات افزايش سطح عمومي رفاه نمي باشد. با اين همه، خيانتها گروههاي برانداز داخلي دوشادوش سياستهاي سلطه طلبانه نظام استكبار جهاني كه از هيچ وسيله اي براي جلوگيري از پيشرفت و بالندگي ايران اسلامي كوتاهي و دريغ نمي كند، اين موضوع را به صورت تحميلي در حوزه اي از فرآيند تصميم گيري در كشورمان قرار داده است. كه علاوه بر سازمان انرژي اتمي، شوراي عالي امنيت ملي بعنوان مسئول اصلي همچنين وزارت امور خارجه و بخش گسترده اي از توان رسانه اي كشورمان درگير اين مهم شده است. به اين ترتيب و به دليل گستره عميق و فراگيري داخلي و خارجي ابعاد اين مسئله كه در برشماري آن، از دهها سرفصل مهم مي توان ياد كرد سياستگذاري عالي و هدايت و مديريت اصلي در بهره گيري از انرژي هسته اي، توسط شوراي عالي امنيت ملي و با نظارت و هدايت مستقيم رهبري معظم و مقام منيع ولايت صورت مي پذيرد.
پس مي بينيم كه در اين فرآيند، حتي مسايل محض علمي و فن آوري چگونه مي تواند در اثر خباثتهاي عده اي مزدور داخلي و سياستهاي ظالمانه كشورهاي سلطه طلب به مسئله امنيت ملي تبديل شود.
بخش فوق مثالي بود نسبت به آنچه كه نداشته ايم و اراده و مصلحت يك ملت بر آن شده است تا آن را داشته باشد؛ اراده اي كه بصورت نمادين در شعار ملي انرژي هسته اي حق مسلم ما است، تبلور يافته است.
در بخش پاياني اين نوشتار، موردي را ذكر مي كنيم در خصوص آنچه را كه داريم اما ممكن است از كف بدهيم؛ منابع مشترك نفت و گاز در جنوب و غرب و شمال كشور عزيزمان ايران. اينكه مديريت عالي در فرآيند بهره برداري از منابع مشترك چگونه بايد باشد مبحث مستقلي را طلب مي كند اما به دلايل عديده كه به برخي از آنها در ذيل اشاره مي شود، اين مهم در سرفصلهاي سطح دوم از مسايل امنيت ملي به شرحي كه گذشت قرار مي گيرد:
1- يكي از ابزارهاي بسيار تعيين كننده در تعاملات بين المللي و در قدرت چانه زني، انرژي يا همان رگ حيات كشورها بويژه كشورهاي صنعتي است. غفلت در بهره برداري از منابع مشترك يعني تضعيف قدرت چانه زني و تقويت خصم.
2- حجم درآمدهاي ناشي از بهره برداري درست يا بالعكس نادرست از منابع مشترك آنقدر در سرنوشت كشور تاثيرگذار و گسترده است كه اهمال كوچك نيز اثر خيانت به منافع ملي را دارد.
3- ارايه كارنامه قابل قبول در حوزه منابع مشترك، به تقويت اقتدار ملي مي انجامد اما اهمال و قصور در اين حوزه خواسته يا ناخواسته به مخدوش شدن حيثيت نظام مي انجامد.
گفتگو با خدا
|
اگر تو را نداشتم
|
داستان مداد
نکته ها
فكر نمي كرديم جدايي جانگداز بنمايد ،دوست داشتني ترين احساسها نيز از فراق هزارساله غمگين مي شوند.
دلمان قرص است كه مي آيي
به ظلمت آسمان نااميد نمي شويم ،طلوع و فرداها را مي شماريم و جمعه ها را . مگر چه داشت اين دل ما كه آمدنت را مي لرزاند .
چشمانمان كوچكتر از آنند كه بودنت را حس كنند اما قلبهامان سرشار از عطر انتظار توست .
اي صاحب دلها ، نوازشهايت و نگاههايت را از ما دريغ مكن .
ديگر اشكهامان تاب ايستادن ندارند گويي تو مي خواني شان . كاش دلهاي سردرگم و خسته مان را نيز مي خواندي ، كاش حس حضورت در چشمها گل مي داد و نه فقط در دلها كه گاه شرم دارم از چشمانم كه لياقت قدوم خجسته ات را ندارند
نكند عادت كنيم به دوري ات . نكند از ياد ببريم دلها را كه اشتياق گاه دردناك مي شود و شيطان قطره هاي عقل در دل مشتاق مي چكد .
گاه مي خواهم چشمانم را به روي هر چه تاريكي است ببندم و طراوت حضورت را معصومانه حس كنم
زماني كه فقط بهار است و زمستان سرد از شرم آغوش گرم تو رنگ باخته است
زماني كه اگر مرغ عشقي عاشق باشد بي اعتنا به قفس آواز مي خواند
زماني كه رنگها رنگي اند و گلاب بوي گل محمدي مي دهد
وه كه چه زيباست ،نه اشكي ،نه دردي و نه دل نگراني سراسر تازگي و شور و قرار
پس بيا و زيبايي كن ...
بيا ...
نکته ها
|
نکته ها
|
با سلام و عرض ادب و احترام:به عرض بینندگان محترم و عزیز این وب برسانم اولا" از اینکه این وب را برای مطالعه انتخاب کرده اید سپاسگزارم دوما" سعی شده مطالب گوناگونی را به جهت استفاده بشتر شما بیننده عزیز بارگذاری نمایم سوما" مارا از ارائه نظراتتان محروم نفرمائید.متشکرم (محمد امین)