خوش خدمتي شاه براي سرويس هاي امنيتي غرب

در اين دوران، قدرتهاي غربي نه تنها «هزينه هاي امنيتي» منطقه را به رژيم هاي دست نشانده خود در خاورميانه تحميل مي كردند، بلكه به انحاء مختلف درآمد گزاف نفتي را كه به اين كشورها سرازير شده بود به جيب خود باز مي گردانند. اين چپاول در حدي بود كه جعفر شريف امامي، رئيس مجلس سنا، مي گفت:
فايده اي هم ندارد ]كه[ 24ميليارد ]دلار[ به ما پول دادند. بيست ميليارد آن را كه پس داديم و حتي به انگلستان وام داديم و چهار ميليارد بقيه هم به دست عوامل اجرايي از بين مي رود. اگر پولي نمي دادند. بهتر بود، لااقل دلمان نمي سوخت و مي گفتم يك روز بالاخره پول وصول مي شود، يعني نفت به فروش مي رسد و مي توانيم با پول آن كاري براي مردم و مملكت انجام دهيم3.
در پي افزايش بيسابقه بهاي نفت، شاه بخشي از هزينه هاي سرويس هاي غربي را متقبل شد و فرانسه نيز از اين «بخشش» سهمي يافت: از سال 1353، «كنت دو مرانش ماهيانه پنجاه هزار دلار از ساواك دريافت مي كرد تا صرف تبليغات ضدكمونيستي در فرانسه كند.» اين «كمك»ها به اين محدود نبود. شاه حتي براي عمليات مسلحانه گروه يوناس ساويمبي (رهبر «يونيتا»، در مبارزه با رژيم دكتر اگوستينونتو،) در آنگولا مبلغ 631/1ميليون دلار پرداخت (سند يك)، و سهميه هند را در طرح مثلث شنود پنهاني در اقيانوس هند و خليج فارس متقبل شد (سند3). و نه تنها اين، كه شاه حتي در هزينه هاي انتخاباتي احزاب محافظه كار فرانسه، با واسطه مرانش، سهيم بود (سند يك)، و حاضر بود براي تربيت «روشنفكران راستگرا» مخارج تأسيس يك دانشگاه جهاني را در سوئيس تقبل كند (سند3). مضافاً، مرانش براي بهره گيري هر چه بيشتر از دلارهاي نفتي شاه به اقداماتي دست مي زد كه منافي با شئون او به عنوان رئيس سرويس اطلاعاتي فرانسه بود. دلالي براي شركت آلماني OTRAG، كه در زمينه تكنولوژي موشكي فعاليت داشت و توسط «دانشمنداني كه براي هيتلر كار مي كردند» اداره مي شد، از اين گونه است (سند3).
روابط اطلاعاتي ايران و فرانسه از شهريورماه 1357 وارد مرحله حساسي شد. در اين زمان، شاه كه از انعكاس رويدادهاي انقلابي ايران در رسانه هاي گروهي غرب و همدلي افكار عمومي و روشنفكران اروپا با مردم ايران به شدت آشفته بود، انتظار داشت كه، در ازاي آن همه «سخاوت» و ريخت و پاش، دولت هاي غربي به سانسور رسانه ها و سركوب اين موج دست زنند؛ توقعي نابجا، غيرممكن، و حتي مضحك. شاه براي تحميل اين خواست خود بر دولت فرانسه،د ر 29شهريورماه 1357، به ساواك دستور قطع كمك هاي ماهيانه به مرانش را داد (سند2). معهذا، مرانش- كه از 31شهريور در تهران حضور داشت- در ديدار دوم مهرماه خود با شاه ظاهراً توانست با بهره گيري ماهرانه از نقطه ضعف هاي شناخته شده او اين اقدام را به تأخير اندازد. در صورتجلسه مذاكرات مرانش با مقدم، زيركي مرانش و شناخت او از روانشناسي محمدرضا پهلوي كاملا آشكار است:
شما... عزم و اراده سياسي داريد. ما عناصر فني زياد داريم اما جرئت نداريم. ما دمكراسي ضعيف و وامانده اي هستيم...
شاهنشاه ايران از رهبران استثنايي هستند كه استراتژي جهاني را درك مي فرمايند. اگرروزي شاهنشاه از كار كناره گيري كنند، غرب شكست بزرگي را متحمل خواهد شد. يك بار خدمت شاهنشاه عرض كردم كه در قبال جهان آزاد مسئوليت دارند. فرمودند: از نقاط ضعف من صحبت كن. عرض كردم: دو نقطه ضعف داريد. اول، مرد تنهايي هستيد كه اگر شما را از بين ببرند كسي نيست جاي شما را بگيرد... (سند3).
معهذا، با اوجگيري حوادث ايران و بازتاب گسترده جهاني آن، از جمله در رسانه هاي فرانسه، «خشم شاهانه» باز طغيان كرد و در 10مهرماه دستور قطع پرداخت هاي ايران به سرويس فرانسه به نمايندگي ساواك در پاريس ابلاغ شد (سند5). از واكنش مرانش در برابر اين تصميم، كه قطعاً از طريق شبكه رمزشكن خود از پيام ساواك مطلع بود، اطلاعي نداريم ولي اسناد بعدي نشان مي دهد كه او براي جلب نظر مساعد محمدرضا پهلوي- و تداوم «كمك»هاي او- در حد توان و امكان خود تلاش مي كرده است:
در 14مهرماه 1357 امام خميني(ره) وارد پاريس شدند و دو روز بعد اداره كل سوم ساواك (امنيت داخلي) نيازهاي اطلاعاتي خود را در 9بند براي ابلاغ به سرويس فرانسه به اداره همكاريهاي ساواك اطلاع داد (سند6). اين درخواست در 16مهرماه به اطلاع فرانسويها رسيد. سرويس هاي اطلاعاتي و امنيتي فرانسه، همپاي فشار دولت فرانسه بر امام خميني براي «خودداري از هر نوع فعاليت سياسي»، فعاليت فشرده اي را آغاز كردند: در دوشنبه 17مهرماه 1357 (9اكتبر 1978)، به درخواست ساواك، سرويس امنيتي فرانسه (DST) شنود تلفني برخي از فعالين سياسي ايراني مقيم آن كشور را آغاز كرد (سند7): در پنجشنبه 20مهرماه، تيمسار كاوه- معاون اطلاعات خارجي ساواك- وارد پاريس شد و تا 23مهر در اين كشور اقامت گزيد. مشروح گزارش اين سفر و هماهنگي ساواك و سرويس هاي فرانسه درسند 8 منعكس است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
3- مؤسسه مطالعات وپژوهش هاي سياسي، ظهور وسقوط سلطنت پهلوي، تهران: اطلاعات 1370، صفحات 406-.407